chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
لایو جشن عید غدیر رو با بچه ها ببینید🤩🎊😇 . اول لایو برای بچه ها یه قصه جالب و ماجرای عجیب خوابستون رو تعریف کردیم و بعد هم کاردستی داشتیم و فعالیت انجام دادیم🤗☘️ . این لایو با حضور جناب آقای احمدرضا اعلایی و جناب آقای محمد جواد روحی برگزارشد👤 . ⁉️شما همراهمون بودید؟ جشن مجازی عید غدیر چطور بود؟ 😊 ⭕بفرستید برای معلم ها و والدین که از جشنو مسابقه ی پست قبل هم جانمونند😉🎁 . #عیدغدیر #عید_غدیر_مبارک#جشن #جشن_غدیر#قصه#کاردستی_کودکانه #بازی#عیدانه #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست
25 تیر 1401 14:18:10
0 بازدید
chamran_kids
💡 چرا شهریه ی ادبستان ها و حسینیه کودک شهید چمران از نظر برخی افراد بالاست؟ ۱. مجتمع آموزشی شهید چمران کاملا خصوصی است. هیچ گونه هیئت امنا و حامی مالی ندارد و به هیچ ارگان و نهادی وابسته نیست. (اگه میشناسین معرفی کنین، خوشحال میشیم) ۲. دغدغه ی اصلی در طراحی مدرسه چمران یک مجموعه ی پژوهشی بود که تمامی دغدغه ها و آرمان ها درون آن تجربه شود. قطعا این مدل انعطاف این را دارد که در یک روستا بدون هزینه اجرا شود، ولی مدل ایده آل نباید صرفا در همان حد باشد. این مدل باید آن قدر قابلیت داشته باشد که در اروپا و آمریکا هم اجرا شود. بنابراین نباید دید این باشد که هدف ما مدرسه ی خوب زدن بوده است، هدف ما طراحی الگوی مدرسه ی خوب است، قطعا هزینه ی طراحی و پژوهش خیلی بیشتر از یک مدل است. خانواده هایی هم که در این فضا مشارکت می کنند، از ابتدا توجیه می شوند که شما در جریان مدلسازی شریک هستید و صرفا دیدتان این نباشد که فرزندتان را یک مدرسه ی خوب نوشته اید. در پایان اینکه خانواده هایی که در چمران هستند از همه قشری هستند. اما اولویتشان این است که برای تحول در تربیت کشورشان باید جهاد کنند با مالشان و فرزندشان. ۳. در مدل آموزشی شهیدچمران، ابزار و مواد اولیه ی بیشتری، نسبت به مدل های سنتی آموزشی استفاده میشود. زیرا این مدل بازی محور بوده وکودکان در آن، آزادی عمل بیشتری نسبت به مدلهای مرسوم دارند. ۴. بچه ها هیچ گونه لوازم تحریری را خودشان تهیه نمی کنند و تمام ابزار مورد نیاز از سوی مدرسه در اختیارشان قرار می گیرد. ۵. هیچ گونه هزینه ای در طول سال از والدین گرفته نمی شود. ۶. در برنامه کودکان، هر هفته اردو در نظر گرفته شده. ۷. وعده های غذایی شامل صبحانه، دو میان وعده و ناهار می باشد. ۸. شهریه ی مدارس غیر انتفاعی منطقه ۱۲ و ۱۴، با این حداز گزینه های جانبی، در همین رنج می باشد. . #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #حسینیه_کودک_شهید_چمران #شهریه
07 خرداد 1398 05:07:18
0 بازدید
chamran_kids
بنظر شما یک مهد کودک خوب و مطلوب چه ویژگی هایی داره ؟ 📌اصلا شما معیارتون برای انتخاب مهدکودک چیه 🤔؟ 🏫ساختمان مناسب 🖌️آموزش های مختلف (زبان دوم ، سفالگری ، موسیقی و ...) ⁉️مربی ... ⭕لطفا این پست رو ببینین و برای همه ی والدین و مربی ها و کسانی که دغدغه ی انتخاب مهدکودک مناسب رو دارن بفرستید🤗 #مهد#مهد_کودک#انتخاب_مهد #مهد_کودک_خوب #تاریخچه_ی_مهدکودک #مهد_مناسب#انتخاب_مهد_کودک_خوب
06 تیر 1400 07:50:45
3 بازدید
chamran_kids
. 📝قسمت سوم . "مدیر مدرسه۱" . شاید تصور بیشتر ما از مدیر مدرسه، یک خانم یا آقای نسبتا سن بالای جدی باشد که بیشتر اوقات در موضوعات مهم حاضر میشود و مارا ساعت ها در صف مدرسه نگه میدارد تا حرف های مهمش را توام با سرزنش و نصیحت به ما بگوید؛ اما بیایید اینبار با یک مدیر متفاوت و البته مطلوب آشنا شویم که میتواند تاثیر فوق العاده ای روی بچه ها داشته باشد😊 . فکرش را کنید! همان خانم یا آقای مدیر خیلی مهربان باشد،در بیشترشرایط کنار بچه ها فعالیت کند، حرف های آن هارا با جان و دل بشنود، به هرکس توجه و محبت کافی داشته باشد، درحقیقت مدیری که با بچه ها دوست باشد میتواند تاثیر خوبی روی آن ها بگذارد و چه بسا به یک الگوی دوست داشتنی تبدیل شود. مثلا آقای کوبایاشی،مدیر مدرسه توموئه که طبیعت را خیلی دوست داشت، شاگردان را برای گردش و قدم زدن می برد و می گفت: "بیایید در طبیعت دنبال هماهنگی بگردیم." او بچه ها را کنار درخت بزرگی می برد و به آن ها نشان می داد که چگونه برگ ها و شاخه ها در مقابل نسیم می لرزند و به آن ها اجازه میداد خودشان باتمام وجود طبیعت و واقعیت هارا تجربه کنند و به نظرات و تفکرات آن ها بها میداد. . تصور شما از یک مدیر مدرسه چیست؟ شما در دوران مدرسه چه مدیرهایی داشتید؟🤔 . برای تهیه ی کتاب به: @chamran_gifts مراجعه بفرمایید🌸 . #مدرسه_رویایی #کتاب_خوب_بخوانیم #توتوچان_دخترکی_آنسوی_پنجره
23 تیر 1399 17:42:29
0 بازدید
chamran_kids
🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امامخوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها
13 خرداد 1399 20:26:52
0 بازدید
chamran_kids
🎉 💡 پیشنهاد شماره پنج برای بزرگتر ها ✅ عیدی گرفتن، یکی از لذت بخش ترین تجربه های دنیاست؛👇 🎁 می تونید برای خاطره ساز کردن عید غدیر، به بچه ها عیدی بدین. 🎈حتما نیازی نیست هدیه ی بزرگ یا خیلی گرون باشه. چیزهای کوچیک مثل توپ کوچیک، بادکنک، ماشین کوچولو و ... هم بچه ها رو خوشحال می کنه. 👧🏻 می تونید عیدی رو به بچه هایی که تو خیابون میبینید هم بدین و اونا رو هم خوشحال کنید. 👦🏻خوبه که عیدی مون رو مناسب سن بچه ها انتخاب کنیم ☠💵 فقط یادتون باشه که پول، عیدی بچه ها نیست. #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
21 مرداد 1398 16:07:21
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
چهل چراغ: چراغ دوم هیئت کودک #هیئت_دانشگاه_شریف . چند روزی به محرم مانده بود و خیلی دلمان میخواست برای بچه ها کاری در این دهه انجام دهیم. چند جا هم برای کار با کودک، کنار هیاتهای مختلف رایزنی کردیم که به نتیجه نرسید. تقریبا داشتیم ناامید میشدیم که به واسطه یکی از دوستان از هیات دانشگاه شریف، با ما تماس گرفتند. صحبتهای اولیه انجام شد و قرار بر این شد ما ۱۳ شب، کنار هیات، برای بچه ها فعالیتهای مختلف داشته باشیم. یکی دو شب مانده به شروع هیات هم تصمیم گرفتیم قسمت پسرانه را از دخترانه جدا کنیم. و به سختی تعدادی خاله و عمو جور کردیم که هر سیزده شب نیرو داشته باشیم. قرار شد با دانشجویان دانشگاه شریف هم تعامل داشته باشیم. طراحی اصلی و عمده ی اجرا با ما باشد و آنها هم در آماده کردن فضا و کار با کودکان به ما کمک کنند. خیلی فشرده برنامه ریزی کردیم، ابزار خریدیم و رسیدیم به اولین شب برای برگزاری هیات کودک. قبل از آمدن بچه ها، با چند تا از دانشجوهای شریف جلسه توجیهی گذاشتیم. دوستان ما که از قبل باهم همکاری کرده بودیم و قرار بود در این کار هم همراهمان باشند اکثرا فارغ التحصیل رشته های هنر بودند. دور هم نشستیم و به اصطلاح جلسه معارفه ای گذاشتیم برای آشنایی بیشتر. شریفیها از سر تواضع گفتند شما اول خودتان را معرفی کنید و دوستان ما شروع کردند به گفتنِ رشته های تحصیلیشان: طراحی لباس، طراحی پارچه، گرافیک، نمایش، نگارگری و ... قیافه بچه های شریف دیدنی بود. با خجالت پرسیدند: مگه اینارو هم تو دانشگاه میخونن؟؟؟؟ و وقتی نوبت به معرفی خودشان رسید فهمیدیم بنده های خدا برای چه اینقدر تعجب کردند. دوستانی که متواضعانه و بی صدا محل هیات کودک را با ماتمیز کرده بودند، با دقتی عجیب رول های کاغذ به دیوار زده بودند و به صورت مهندسی شده گلوله های گِلیِ کاملا یکسان در قطرهای مشابه برایمان درست کرده بودند دانشجوهای عمران، برق، هوافضا، مکانیک و ... بودند. همکاری دو گروه هنری و فنی در سیزده شب برای خود ما تجربه بسیار جالبی بود. از آن زمان به بعد هر وقت اسم دانشگاه یا دانشجویان دانشگاه شریف می آید در ذهنم تصویر دانشجویانی کاری، کم حرف و کم ادعا مرور میشود که تمام شبها، خالصانه و با علاقه بدون اینکه چیزی از کودک و علاقه هایش بدانند پابه پای ما فعالیت کردند و سعی کردند افکار مهندسی شان را در برخورد با بچه ها کنار بگذارند. ما درسهای بزرگی در این شبها از آنها گرفتیم از بچه های کاملا شریفِ دانشگاه شریف.... . ادامه دارد... . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #تاریخچه_چمران #حسینیه_کودک #حسینیه_کودک_شهید_چمران