پست های مشابه
جعبک
و اما جعبک خمیری جدید: جعبک خمیری ما این دفعه داستان مزرعه و حیات وحش داره. ابزارک هاشم مخصوص خودشه. ترکیب سنگ و چوب و فیگور حیوانات و.. و اما اتفاق جدید این دفعه اینه که ما دو جعبک خمیری داریم. یک جعبک خمیری با ابزارک های کمتر و البته قیمت خیلی کمتر و جعبک دیگهی ما که جعبک بزرگ تره با ابزارکهای بیشتر و قیمتی حدود قیمت جعبک خمیری قبل! این کارو کردیم مخصوص مامان های عزیزی که دلشون جعبک کوچکتر و جمع و جورتر می خواست و البته مامانهایی که جعبک رو با وسایلای بیشتری می خواستن! جعبک اقتصادی ما یک ظرف کوچک با وسایل های کمتره و جعبک اصلی ما که خیلی جذابناکه با وسایلهای بیشتر و مقدار خمیر بیشتره. از این لحظه پیش فروش هر دو جعبک شروع شده و می تونید در دایرکت یا واتس اپ به ما پیام بدید و سفارشتون رو ثبت کنید. قیمت جعبک خمیری اقتصادی: ۳۳ هزارتومان قیمت جعبک خمیری اصلی: ۹۳ هزارتومان مثل همیشه برای ده خرید اول هم ۱۰ درصد تخفیف در نظر گرفتیم. شماره تماس ما در واتساپ: ۰۹۰۱۸۷۴۴۳۱۹ راههای ثبت سفارش: واتساپ جعبکجان دایرکت جعبک جان عکاس خوب مجموعهی جدید جعبک ها: @zahra.therealone #جعبک_جان #جعبک_خمیری #جعبک_خمیری_مزرعه #قرنطینه #رمضان
11 اردیبهشت 1399 11:28:48
5 بازدید
جعبک
روز هفتم بهار🌿 💓خدایا شکرت بابت نور...بابت روشنایی روز... گرمای آفتاب... هوای معتدل بهار...خدایا شکرت 💭سفره هفت سین امسال ماهی نداشت گلی گفت بدون ماهی که نمیشه... یک کمی فکر کرد. چراغ ها رو خاموش کرد. بعد قرچ قرچ... و خش خش... یهو نور اومد و یه ماهی پرید روی دیوار! 👯چه جوری بازی کنیم؟ خیلی ساده😊 لیوان یه بار مصرف رو تهشو ببرید دو تا کار باحال میشه کرد: ☝️یا چسب نواری بچسبونید تهش و روششکلک بکشید. ☝️یا تلق رنگی بچسبونید و روش شکلک بکشید. حالا فقط کافیه چراغا رو خاموش کنید و نور بندازید تو لیوان! جالب انگیزناک تر از این؟ 😍 👼برای چند ساله ها؟ مثل بازیدیروز برای ۱ تا دو ساله ها که کوچولوترند مامان درست کنه برای بزرگ تر از دو سال هم از خودشون کمک بگیرید. بازی نور و سایه برای هر سنی جذابیت داره. #ایده_بازی #بازی #بازی_با_کودک #نوروز #نوروز_جعبک #بچه_های_جعبکی
07 فروردین 1399 13:07:47
34 بازدید
جعبک
🧏♀️ فکر نکنم هیچ مادری اینو قبول نداشته باشه که واکنش ها یا بازخوردهایی که ما به بچه ها نشون میدیم خیلی تو رابطه مون با اونا تاثیرگذاره... گاهی تو موقعیت هایی قرار میگیریم که نمیدونیم چ واکنشی باید نشون بدیم یا اینقدر عصبی میشیم که ناخودآگاه به بچه ها بازخورد منفی میدیم اما اگر تو اوقات تنهایی و از قبل به اینجور موقعیت ها فکر کنیم، و خودمون رو براش آماده تر کنیم، حتما بازخوردای بهتری میتونیم بهشون نشون بدیم. شما معمولا چطوری به بچه ها واکنش نشون میدین ؟ و چطوری بازخوردهاتون رو مدیریت میکنید ؟ #ارتباط_موثر #ارتباط_بافرزند #روانشناسی_کودک #روانشناسی_رشد #رابطه_مادرباکودک #رابطه_پدرباکودک #مادر_و_كودك #مادرکافی #تربیت_فرزند #کودک_شاد #کودک_خلاق #اعتماد_به_نفس_کودک #وسایل_بازی_کودک #کاردستی_کودک #نقاشی_کودک #ابزار_کاردستی #اسباب_بازی
02 خرداد 1401 16:28:56
53 بازدید
جعبک
بین ما بچهها او مهربان ترین بود اما بچه نبود. بزرگترها همه احترامش می کردند. می دویدند سمتش و سخت در آغوشش می گرفتند و می بوسیدندش. او می خندید. همیشه می خندید. انگار خدای لبخند باشد. خدای شادی. بین ما بچهها معروف بود. می نشستیم دور هم و میگفتیم:«چه کسی می تواند ادای خندیدن او را در بیاورد؟ ادای خندیدن پیامبر را؟» هر کدام بلندتر و زیباترمیخندید، برنده بود. حفظ بودیم صورتش را. خطهای صورتش را. وقتی پیش از همه سلام می کرد و آن لبخند شیرینش را مثل عسل به کام هرکسی می گذاشت. بزرگترها آقا و سرور صدایش می زدند؛ ولی بین ما بچه ها معروف بود به مهربان ترین همبازی دنیا. صبر می کردیم وقت اذان از کوچهی ما رد شود و برود سمت مسجد تا ما گیرش بیاوریم و بگوییم: آقا! آقای محمد! با ما بازی می کنید؟ لبخند می زد؛ چه لبخندی! عبایش را آویزان می کرد به چینهی دیوار و بعد می ایستاد و چشمانش را ریز می کرد و تک تکمان را در سکوت و البته با لبخند زیرنظر می گرفت و ما از هیجان اتفاق بعدش خندهمان می گرفت و یک دفعه، می دوید سمتان و ما جیغ زنان فرار می کردیم و او دنبالمان. او برای همه پیام آور لبخند و شادی بود و ما بچهها این را خوب می فهمیدیم. حتی بیشتر از بزرگترهایمان. این شاید یک راز بود بین ما و او. شادی و شکرگزاری، لبخند و سپاسگزاری یک راز بود بین ما و او و این دنیا. رازی که بزرگتر هایمان خیلی وقت بود یادشان رفته بود. او هر روز از کوچهی ما رد می شد و ما به عشق بازی با او سر از پا نمی شناختیم. آقای لبخند بود آقای محمد! بین ما بچهها به این اسم معروف بود. #جعبک #بازی #بازی_با_کودک #خلاقیت #اسباب_بازی #کودک #مهربانی
30 آذر 1398 06:47:45
2 بازدید
جعبک
😌جعبک جدید یه اتفاق جدید هم هست. هم قد بچه ها که شدیم دیدیم دنیا از اون پایین چقدر جالب تره. چقدر بامزه تره و چقدر خاص تره. بچه ها عاشق ساختن اند. عاشق ساختن و خراب کردن. شاید اون چیزی که اونا می سازن از این بالا که ما بینیم جز یه سری خطوط نامنظم برش خورده و کج و معوج نباشه! اما از نظر اونا ارزشمند ترین اتفاق جهان هستیه. جعبک جدید برای این نیاز بچه ها طراحی شده! نیاز به ساختن و خلق کردن! لطفا این نیازشونو جدی بگیرید و دست سازه هاشونو مهم بدونید. اونا با هر برشی که می زنند، با هر نخی که به سختی از سوراخ مهره رد میکنند و با هر خطی که روی کاغذ می کشند درواقع تمرین میکنند تا دنیای آینده ی ما رو بسازند. دنیا به آدم بزرگ هایی نیاز داره که جسارت ساختن داشته باشند. جسارت ساختن و نترسیدن از خراب شدن. کمکشون کنیم تا از همین بچگی تمرین کنند. 🥳سه روز مونده تا رونمایی از جعبک جدید🥳 #جعبک_جان#خلاقیت#کودک#کودکی#جعبک_ابزار #بازی_جعبک_ابزار
25 تیر 1399 11:08:11
2 بازدید
جعبک
🌿 پیراهن زردش را مرتب کرده بود. تازه درد زایمان رخت بسته بود. دردانه را گذاشته بود توی گهواره. پتوی سبز را که لابد روزها، منتظر، بوییده بود و به سینه چسبانده بود، روی گلش انداخته بود. عمه حکیمه وارد اتاق شد. دستی به سر دستمال بستهٔ نرجس کشید. نرجس حتما لبخند زد و گهواره را نگاه کرد. عمه حکیمه گل کوچک را بلند کرد. خواست ببوسدش. بوی خوشش قلب عمه را به تپش انداخت. نرجس را نگاه کرد. نرجس لابد سر تکان داد که توی دل من همین خبرهاست... بابا صدا زد پسرم را بیاور عمه... نوشته اند پسر پدر را که دیده به حرف آمده از بس پدر مرد بوده. از بس چشم هاش آدم را به حرف می آورده... بابا گل نرجس را به او سپرده و گفته پسرم تو را به کسی می سپارم که مادرموسی فرزندش را به او سپرده.... نرجس قلبش تاپ تاپ کرده لابد اشک تا پشت چشم هاش آمده لابد باورش نشده که چطور می شود این پدر را و این پسر را دوست نداشت و دشمنشان شد.. چطور می شود بخاطر این ها آسمان و زمین را بهم نزد... دریا ها و دشت ها را مثل او طی نکرد... سرش را انداخته پایین... لابد خیال پردازی کرده که حالا آسمان گهواره ات پسرم... آن ابر تپل نرم بالش زیر سرت... لابد برایش لالایی ها خوانده و منتظر وعدهٔ بعدی شیرش شده... تولدتان مبارک آقا مبارک نرجس... و مبارک ما مادر ها که می دانیم توی دل نرجس وقتی بویتان کشیده چه خبرها که نشده... بویتان را به کوی ما مادرها بفرستید ... #نیمه_شعبان_۱۳۹۹ #جعبک
20 فروردین 1399 17:03:03
3 بازدید
ادمین جعبک
0
1
🎤 اینجوری شد که یه روز زهرا وایستاد وسط کارگاه و گفت: این چه وضعیه اینجا درست کردید! هیچی سرجاش نیست...این انباری بود که من تحویل دادم؟ و سکوت کارگاه رو فراگرفت😁 و همه سوتزنان از کنار زهرا رد شدند. خلاصه نتیجهی یه انبارگردانی مفصل و تمیزکردن کارگاه شد اینکه این چند روز بعضی از ابزارایی که پرطرفدار بود و شما ازمون تکی خواسته بودید رو جدای از جعبکها می فروشیم. قیمت هرکدوم از ابزارها رو براتون استوری کردیم تا راحتتر تصمیم بگیرید. تعداد خیلی کمی رو برای فروش تکی گذاشتیم. اگر خواستید بهمون دایرکت بدید🙂 این اتفاق قراره بیشتر در جعبک بیفته و سورپرایز های زیادی در راه داریم. قیمتهای ابزار تکی رو همین الان تو استوری ببینید و ثبت سفارش کنید. #جعبک#ابزار_بازی#اسباب_بازی#کودک