پست های مشابه

جعبک

‌ ⁦☀️⁩روز‌ سوم بهار‌ ‌ 💓خدایا شکرت بابت پاهای قوی اش!‌وقتی راه می ره، وقتی از پله ها تند تند بالا و پایین میره، وقتی رو تشک‌ها بپر‌بپر میکنه...‌ ‌ 💭گوشه‌ی هال، پشت مبل یه لاک پشت پیدا کردیم. یه لاک پشت تنبل و گرسنه. پرسیدم: لاکی جان؟ چی می خوری؟ خمیازه ای کشید و گفت لوگوهای رنگی دوستلاک...من خیلی گشنه‌لاک... غذام تو خونه‌ی شما گم لاک..و شروع کرد پشت هم خمیازه کشیدن و لاک لاک کردن. رفتم توفکر...باید بگردم و لوگوها رو پیدا کنم...حالا کجاها رو بگردم؟‌ ‌ 👯چی کار کنم بیشتر خوش بگذره؟ یک کاراکتر خیالی با هم بسازید و غذاشو‌ تو اقصی نقاط خونه بذارید ‌و از‌ کودک‌تون بخواید اون رو پیدا کنه. برای بچه های بزرگ تر میتونه غذاها جاهای مخفی تری مثل کابینت و.. قایم شده باشه. و حتی می تونید یه نقشه‌ی راهنما بهش بدید تا بتونه تو خونه بگرده و اون ها رو پیدا کنه.‌ ‌ 👶چند ساله ها بازی کنن؟ ‌ بالای سه سال. ‌ ‌ (مثلا)لطفا عکس و فیلم بازی تونو برامون بفرستید ‌ ‌ #نوروز_جعبک #جعبک_جان #بچه_های_جعبکی

03 فروردین 1399 11:12:47

36 بازدید

جعبک

‌ ‌ این شما و این هم جعبک جُنبانک‌😎😍 یه جعبک که نمیشه باهاش نشست...‌ برای بچه‌هایی که عاشق دویدن و پریدن و از دیوار راست بالا رفتنند.‌ ‌بریم به جنگ قرنطینه‌ و کرونایی که بچه‌ها رو خونه‌نشین کرده و باعث شده هر روز کمتر از دیروز تحرک داشته باشند. ‌ ‌ فردا مفصل درمورد جُنبانک براتون می‌گیم.‌ عجالتا استوری هامونو ببینید. یا یه سری به هایلایت جُنبانک بزنید.🤩 #جعبک_جان #جُنبانک#جعبک_جُنبانک #بازی_حرکتی #بازی#ایده

30 اردیبهشت 1399 18:29:54

5 بازدید

جعبک

🎈 . جعبک زیبای ما که برای طراحی اش کلی بالا و پایین کردیم و فکر کردیم. جعبک زیبای ما هنوز از چاپ‌خانه بیرون نیامده و همه‌ی گروهمان چشم به راهش هستیم. ما قیمت کم جعبک برایمان خیلی مهم است اما این دلیل نمی‌شود که از بسته‌بندی جذاب بگذریم. این اولین طرح ما برای جعبک ۱ و ۲ است. قرار است جعبک ۱ و ۲ با محتوا و ابزارک‌های جذابش این شکلی به دستتان برسد. اگر برای خرید عیدی برنامه‌ای دارید اگر همیشه از محصولات زیبا و خلاقانه استقبال می‌کنید اگر دغدغه‌ی سرگرمی کودکتان را دارید... همراه ما باشید... همین هفته با تخفیف‌ها و سورپرایز های ویژه . 🍭 🍬🍭🍬🍭🍬🍭🍬 . #جعبک#جعبک_برای_کودک#جعبک_بازی #کودک #نگاه#دریچه_نگاه #کودکی #خلاقیت #بازی #بازی_با_کودک #جعبک_من #دنیای_کودکی #سرگرمی  #اسباب_بازی #کودک_خلاق #هم_بازی #دست_ورزی #خلاقیت #تخیل #مهربانی #بازی_با_کودکت

01 اسفند 1398 20:01:42

4 بازدید

جعبک

. ⚽️🪅🧸🧩هر دسته از این بازیا میتونه بستر مناسبی رو برا رشد بچه هامون فراهم کنه. ⚽️🪅🧸🧩 شما در طول روز چ بازی هایی با بچه ها میکنید؟ #بازی_کودک #خلاقیت_کودک #ایده_بازی #بازی_فکری #بازی_در_خانه #جعبک #بازی

03 مرداد 1400 09:13:59

76 بازدید

جعبک

🎈🪆🪅 بهترین و طلایی ترین سن بازی بچه ها، سه سال اول زندگی شونه. و مهمترین #بازی که میشه باهاشون کرد بازی هاییه که به #تقویت_حواس_پنجگانه بچه ها و کشف دنیا از طریق دستاشون کمک کنه. #نی_نی جعبک مجموعه ای از ابزار و ایده ها رو فراهم کرده تا کمک حال یه #تازه_مامان باشه که دغدغه #رشد_بچه شو داره و دوست داره باهاش بازی کنه و مهارت هاشو تقویت کنه اما نمیدونه چطوری ؟ #بازی_کودک #تقویت_حواس_کودک

23 مرداد 1400 16:02:58

4 بازدید

جعبک

🎂 دو سال پیش! ۵۰ تا دونه جعبک طراحی و تولید کردیم. جعبک خمیری و جعبک آردی! فاطمه سادات دو سه هفته پیشش گفته بود: با این وضع نمیتونیم بچه‌ها! ادامه دادن با این وضع که هرکدوم سر یه کاریم خیلی سخته! معلوم هم نیست کسی اصلا بفهمه ما چی داریم می فروشیم!! ‌ و زهرا و فاطمه و ساجده محکم ایستادند و گفتند: همین ۵۰ تا رو میذاریم توی پیجمون! (پیجی با ده تا دونه فالور!) بذار این دو تا جعبک رو بدیم. اگر نشد تمومش میکنیم و ادامه نمیدیم‌. دوسال پیش!! خیال میکردیم اگر بتونیم با همین ۵۰ تا جعبک، پنجاه تا بچه رو خوشحال کنیم هم یعنی موفقیت! راستش اما خیال نمی کردیم ۲ سال پشت هم کار کنیم، زمین بخوریم، سوتی های گنده بدیم، موفقیت ها و جعبک های جدیدمون رو جشن بگیریم و مهم تر از اون...با جعبک‌هامون بیشتر از ۵۰۰ تا کودک رو توی شهر های مختلفی که تا حالا خودمون پامون رو هم نذاشته بودیم، شاد کنیم...‌ 🥺😭 تولدت مبارک جعبک کوچولوی دوساله‌ی ما!‌👼 تو کامل و همه چی تموم نیستی! اما.. تلاشتو کردی که متوقف نشی و ادامه بدی...‌ ‌🌿 ممنونتیم ما! بچه‌های تیم جعبک! تولد دوسالگی‌ات مبارک جعبک‌جون! کوچولوی نوپای ما...‌👶‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌#استارتاپ #کارآفرینی #اول_مسیر #تولید_محصول #مادر_شاغل #جعبک #اسباب_بازی #اسباب_بازی_کودک #فرزند_پروری #والدگری #کاردستی_کودک #کاردستی #ابزار_بازی #ابزار_کاردستی #ابزار_نقاشی #روایت_کارآفرینی #بانوان_کارآفرین

03 اسفند 1400 15:20:32

31 بازدید

ادمین جعبک

0

0

‌🌿 ‌ پیراهن زردش را مرتب کرده بود. تازه درد زایمان رخت بسته بود. دردانه را گذاشته بود توی گهواره. پتوی سبز را که لابد روزها، منتظر، بوییده بود و به سینه چسبانده بود، روی گلش انداخته بود. عمه حکیمه وارد اتاق شد. دستی به سر دستمال بستهٔ نرجس کشید. نرجس حتما لبخند زد و گهواره را نگاه کرد. عمه حکیمه گل کوچک را بلند کرد. خواست ببوسدش. بوی خوشش قلب عمه را به تپش انداخت. نرجس را نگاه کرد. نرجس لابد سر تکان داد که توی دل من همین خبرهاست... بابا صدا زد پسرم را بیاور عمه... نوشته اند پسر پدر را که دیده به حرف آمده از بس پدر مرد بوده. از بس چشم هاش آدم را به حرف می آورده... بابا گل نرجس را به او سپرده و گفته پسرم تو را به کسی می سپارم که مادرموسی فرزندش را به او سپرده....‌ نرجس قلبش تاپ تاپ کرده‌ لابد اشک تا پشت چشم هاش آمده‌ لابد باورش نشده که چطور می شود این پدر را و این پسر را دوست نداشت و دشمنشان شد.. ‌ چطور می شود بخاطر این ها آسمان و زمین را بهم نزد... دریا ها و دشت ها را مثل او طی نکرد... ‌ سرش را انداخته پایین...‌ لابد خیال پردازی کرده که حالا آسمان گهواره ات پسرم... آن ابر تپل نرم بالش زیر سرت...‌ لابد برایش لالایی ها خوانده و منتظر وعدهٔ بعدی شیرش شده...‌ ‌ تولدتان مبارک آقا‌ مبارک نرجس... ‌ و مبارک ما مادر ها که می دانیم توی دل نرجس وقتی بویتان کشیده چه خبرها که نشده...‌ بویتان را به کوی ما مادرها بفرستید ...‌ ‌ ‌ ‌ #نیمه_شعبان_۱۳۹۹ #جعبک

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

جعبک

ادمین جعبک

0

0

‌🌿 ‌ پیراهن زردش را مرتب کرده بود. تازه درد زایمان رخت بسته بود. دردانه را گذاشته بود توی گهواره. پتوی سبز را که لابد روزها، منتظر، بوییده بود و به سینه چسبانده بود، روی گلش انداخته بود. عمه حکیمه وارد اتاق شد. دستی به سر دستمال بستهٔ نرجس کشید. نرجس حتما لبخند زد و گهواره را نگاه کرد. عمه حکیمه گل کوچک را بلند کرد. خواست ببوسدش. بوی خوشش قلب عمه را به تپش انداخت. نرجس را نگاه کرد. نرجس لابد سر تکان داد که توی دل من همین خبرهاست... بابا صدا زد پسرم را بیاور عمه... نوشته اند پسر پدر را که دیده به حرف آمده از بس پدر مرد بوده. از بس چشم هاش آدم را به حرف می آورده... بابا گل نرجس را به او سپرده و گفته پسرم تو را به کسی می سپارم که مادرموسی فرزندش را به او سپرده....‌ نرجس قلبش تاپ تاپ کرده‌ لابد اشک تا پشت چشم هاش آمده‌ لابد باورش نشده که چطور می شود این پدر را و این پسر را دوست نداشت و دشمنشان شد.. ‌ چطور می شود بخاطر این ها آسمان و زمین را بهم نزد... دریا ها و دشت ها را مثل او طی نکرد... ‌ سرش را انداخته پایین...‌ لابد خیال پردازی کرده که حالا آسمان گهواره ات پسرم... آن ابر تپل نرم بالش زیر سرت...‌ لابد برایش لالایی ها خوانده و منتظر وعدهٔ بعدی شیرش شده...‌ ‌ تولدتان مبارک آقا‌ مبارک نرجس... ‌ و مبارک ما مادر ها که می دانیم توی دل نرجس وقتی بویتان کشیده چه خبرها که نشده...‌ بویتان را به کوی ما مادرها بفرستید ...‌ ‌ ‌ ‌ #نیمه_شعبان_۱۳۹۹ #جعبک

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن