پست های مشابه

جعبک

‌ آلبوم محصولات #جعبک_جان این جعبک دومین محصول جعبک بود و در عرض یک ماه موجودی اش به صفر رسید. خمیربازی های این جعبک خمیرهای سالم و خانگی با مواد کاملا طبیعی بود که هیچ ضرری برای بچه ها ندارد و نسبت به خمیرهای صنعتی به شدت نرم‌تر و مقرون به صرفه‌تر است. جعبک آشپزباشی یا قنادی برای آشپزکوچولوهای داخل خانه بود که کیک و بیسکوییت های خیالی بسازند و آن را تزیین کنند و حتی برای عروسک هایشان جشن تولد بگیرند. در حال حاضر موجودی این بسته تمام شده اما جایگزین آن جعبک خمیری جدید است که با داستانی جدید برای بچه ها به همین اندازه جذاب است.😊‌ ‌ #جعبک_خمیری_قنادی‌ #ایده_بازی #اسباب_بازی #خلاقیت ‌ ‌

22 خرداد 1399 13:10:48

1 بازدید

جعبک

شده تا حالا بخواین با بچه ها نقاشی بکشید اما ندونین چی بکشین؟ یا یه وقتهایی شده بچه ها دیگه نقاشی نکشن و بگن مامان تو بکش من رنگ کنم؟ قلمدونک با ایده های جذاب و قصه هایی که توی دفترچه اش داره هم به مادرها کمک می‌کنه و بهشون ایده میده و هم خلاقیت بچه ها رو تقویت می‌کنه....😍 #قلمدونک #جعبک_ابزار_نقاشی #کودک #نقاشی_خلاق #خلاقیت #رنگ_ بازی #رنگی_رنگی

24 تیر 1400 12:47:30

3 بازدید

جعبک

. 🎈🎉🎁به بچه ها بی بهانه و با بهانه هدیه بدیم. قرار نیست بچه ها فقط وقتی هدیه بگیرن که کار خوبی انجام میدن یا مورد تشویق قرار میگیرن. اونا با هدیه گرفتن مهربونی کردن، قدردانی، بخشنده بودن و خیلی چیزای دیگ رو یاد میگیرن. و میفهمن بدون قید و شرط ارزشمندن مخصوصا اگر هدیه بی بهانه باشه. بچه های شما چه هدیه هایی رو بیشتر دوست دارن ؟ #شگفتونک #دخترانه #هدیه_کودک #عیدغدیر #هدیه_عید_غدیر #بازی_کودک #خلاقیت_کودک

08 مرداد 1400 09:43:04

40 بازدید

جعبک

🪀🚀🎾 "چرا بچه م با اسباب بازی هاش بازی نمیکنه ؟ " شاید شمام این سوالو از خودتون پرسیده باشین. تو این پست میخوایم درمورد این حرف بزنیم که چرا بچه ها با اسباب بازی هاشون بازی نمیکنن یا فکر میکنن همه اسباب بازیا تکراری شدن... شماهم تجربه ای تو این زمینه دارین ؟ تو کامنت برامون بگین... . . #اسباب_بازی #اسباب_بازی_کودک #اسباب_بازی_جدید #فرزندپروری #والدگری #تربیت_فرزند #تربیت_کودک #روانشناسی_کودک #روانشناسی_رشد #وسایل_بازی #چرخه_اسباب_بازی #جعبک

25 دی 1400 14:58:53

73 بازدید

جعبک

☘️🌱🌸 کم کم بچه ها دارن از مدرسه تعطیل میشن و به لحظات ملکوتی مامااان حوصله م سر رفته حالا چیکار کنم نزدیک میشیم 🤭😁 اگر گفتین اینجور موقعا چی میچسبه ؟ آفرییین... چسبوونک ! 🤣 همین الان می‌تونید توی دایرکت سفارش هاتون رو ثبت کنید. #باحوصله_سر_رفته_چه_کنیم #استیکر_آموزشی #استیکر_کودک #کودک #اسباب_بازی_کودک #بحران_حوصله_سررفتگی #کاردستی #کاردستی_کودک #چسبونک #دات #دات_استیکر #برچسب #برچسب_کودک #عکس_برگردون #استیکر #تقویت_ماهیچه_های_ریز #تقویت_مهارتهای_حرکتی

24 خرداد 1401 13:36:43

35 بازدید

جعبک

آلبوم محصولات #جعبک_جان‌ ‌ رنگینک دردانه‌ی کوچک جعبک و تلاش گروهی تیم جعبک بود تا مادران روزه‌دار کمتر دغدغه‌ی سرگرمی کودکشان را داشته باشند. نشریه ای که فقط برای بچه‌ها نبود و مادر ها هم برای اولین بار در یک محصول کودک دیده شدند. برای آن ها هم محتوای خوب تهیه شد و به روزهای ماه تقسیم شد. رنگینک دردانه است چون نیت های خوب همیشه ماندگارند. استقبال خوب شما از رنگینک باعث شد ما به فکر یک تیم قوی برای ادامه‌ی شماره‌های آن بیفتیم و یک نشریه‌ی مادر و کودک اساسی را راه بیندازیم که هم نیازهای مادر در آن دیده شود و هم نیازهای کودک. منتظر شماره‌ی ۲ نشریه‌ی مادر و کودک رنگینک باشیدبا همان نیت ها و آرزوهای خوب!‌ ان شاء الله ‌ ‌ ‌ #رنگینک_جعبک #نشریه_کودک‌ #مادر_کودک #خلاقیت #نشریه

22 خرداد 1399 13:20:27

1 بازدید

ادمین جعبک

0

0

‌ بین ما بچه‌ها او مهربان ترین بود اما بچه نبود. بزرگ‌ترها همه احترامش می کردند. می دویدند سمتش و سخت در آغوشش می گرفتند و می بوسیدندش. او می خندید. همیشه می خندید. انگار خدای لبخند باشد. خدای شادی. بین ما بچه‌ها معروف بود. می نشستیم دور هم و می‌گفتیم:«چه کسی می تواند ادای خندیدن او را در بیاورد؟ ادای خندیدن پیامبر را؟» هر کدام بلندتر و زیباترمی‌خندید، برنده بود. حفظ بودیم صورتش را. خط‌های صورتش را. وقتی پیش از همه سلام می کرد و آن لبخند شیرینش را مثل عسل به کام هرکسی می گذاشت. بزرگ‌‌ترها آقا و سرور صدایش می زدند؛ ولی بین ما بچه ها معروف بود به مهربان ترین هم‌بازی دنیا. صبر می کردیم وقت اذان از کوچه‌ی ما رد شود و برود سمت مسجد تا ما گیرش بیاوریم و بگوییم: آقا! آقای محمد! با ما بازی می کنید؟ لبخند می زد؛ چه لبخندی! عبایش را آویزان می کرد به چینه‌ی دیوار و بعد می ایستاد و چشمانش را ریز می کرد و تک تکمان را در سکوت و البته با لبخند زیرنظر می گرفت و ما از هیجان اتفاق بعدش خنده‌مان می گرفت و یک دفعه، می دوید سمتان و ما جیغ زنان فرار می کردیم و او دنبالمان.‌ او برای همه پیام آور لبخند و شادی بود و ما بچه‌ها این را خوب می فهمیدیم. حتی بیشتر از بزرگ‌ترهایمان. این شاید یک راز بود بین ما و او. شادی و شکرگزاری، لبخند و سپاسگزاری یک راز بود بین ما و او و این دنیا. رازی که بزرگ‌تر هایمان خیلی وقت بود یادشان رفته بود. او هر روز از کوچه‌ی ما رد می شد و ما به عشق بازی با او سر از پا نمی شناختیم. آقای لبخند بود آقای محمد! بین ما بچه‌ها به این اسم معروف بود.‌ #جعبک #بازی #بازی_با_کودک #خلاقیت #اسباب_بازی #کودک #مهربانی

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

جعبک

ادمین جعبک

0

0

‌ بین ما بچه‌ها او مهربان ترین بود اما بچه نبود. بزرگ‌ترها همه احترامش می کردند. می دویدند سمتش و سخت در آغوشش می گرفتند و می بوسیدندش. او می خندید. همیشه می خندید. انگار خدای لبخند باشد. خدای شادی. بین ما بچه‌ها معروف بود. می نشستیم دور هم و می‌گفتیم:«چه کسی می تواند ادای خندیدن او را در بیاورد؟ ادای خندیدن پیامبر را؟» هر کدام بلندتر و زیباترمی‌خندید، برنده بود. حفظ بودیم صورتش را. خط‌های صورتش را. وقتی پیش از همه سلام می کرد و آن لبخند شیرینش را مثل عسل به کام هرکسی می گذاشت. بزرگ‌‌ترها آقا و سرور صدایش می زدند؛ ولی بین ما بچه ها معروف بود به مهربان ترین هم‌بازی دنیا. صبر می کردیم وقت اذان از کوچه‌ی ما رد شود و برود سمت مسجد تا ما گیرش بیاوریم و بگوییم: آقا! آقای محمد! با ما بازی می کنید؟ لبخند می زد؛ چه لبخندی! عبایش را آویزان می کرد به چینه‌ی دیوار و بعد می ایستاد و چشمانش را ریز می کرد و تک تکمان را در سکوت و البته با لبخند زیرنظر می گرفت و ما از هیجان اتفاق بعدش خنده‌مان می گرفت و یک دفعه، می دوید سمتان و ما جیغ زنان فرار می کردیم و او دنبالمان.‌ او برای همه پیام آور لبخند و شادی بود و ما بچه‌ها این را خوب می فهمیدیم. حتی بیشتر از بزرگ‌ترهایمان. این شاید یک راز بود بین ما و او. شادی و شکرگزاری، لبخند و سپاسگزاری یک راز بود بین ما و او و این دنیا. رازی که بزرگ‌تر هایمان خیلی وقت بود یادشان رفته بود. او هر روز از کوچه‌ی ما رد می شد و ما به عشق بازی با او سر از پا نمی شناختیم. آقای لبخند بود آقای محمد! بین ما بچه‌ها به این اسم معروف بود.‌ #جعبک #بازی #بازی_با_کودک #خلاقیت #اسباب_بازی #کودک #مهربانی

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن