chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امامخوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها
13 خرداد 1399 20:26:52
0 بازدید
chamran_kids
. خيمه ى عزايتان تا ابد بر دل هايمان پهن است... اين بار همراه با كودكانمان سلام بر حسين را زمزمه مى كنيم . . . #اربعين_حسيني_تسليت_باد #حب_الحسين_يجمعنا #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
08 آبان 1397 05:56:35
0 بازدید
chamran_kids
🎉 💡 پیشنهاد شماره هفت برای بزرگتر ها ✅ * برای جشن غدیر، می تونیم گردش هم بریم* 👇 🎡 مکان های تفریحی زیادی وجود داره که می تونیم عید غدیر امسال رو اونجا جشن بگیریم. 🏊♂ می تونیم همراه بچه ها به استخر بریم و کلی آب بازی کنیم. 🏕می تونیم به پارک های مختلف بریم و یک پیک هم داشته باشیم. 🐒می تونیم به حیوون ها سر بزنیم. باغ وحش یا باغ پرندگان گزینه های خوبیه. 🎢می تونیم بریم شهربازی و بازی های هیجان انگیز انجام بدیم. ✅ گزینه های زیادی برای تفریح وجود داره. می تونیم از بچه ها بخوایم جایی که بیشتر از همه دوست دارند رو انتخاب کنند. ✨قبول باشه ازتون✨ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
24 مرداد 1398 16:14:38
0 بازدید
chamran_kids
👖 یک سری لباس در کلاس داریم که ظاهراً صاحب خودشونو گم کردن. از هرکسی که صاحب این لباس ها هست خواهش می کنیم سریع بیان لباس ها رو از نگرانی خارج کنن. شالگردنی که با چشمان پر از اشک خودش رو پاک می کرد می گفت : فکر کنم صاحبم منو دیگه دوست نداره، چون چند وقتیه حتی دنبال من هم نگشته... کلاه مهربانی که با چشمانی اشکبار به دنبال صاحب خود می گردد. و پیراهنی زیبا که از همه غمگین تر بود. چون از همه زودتر صاحب خوش رو گم کرده ، بیشتر از یکماه هست که تنها مونده . لطفاً صاحبش بیاد دنبالش... این پیام معلم کلاس اولی ها بود برای پسرهایش تا دنبال وسایل جا مانده در ادبستان بیایند... گاهی با خلاقیت های کوچک، می توان راحت مسائل را حل کرد. #کلاس_اولی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #حمزه_دوران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
16 دی 1397 06:44:51
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آنسن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇
11 تیر 1399 18:56:06
0 بازدید
chamran_kids
این یه فرصت ویژه ست برای همه ی خانواده هایی که بچه ی چهار تا شش سال دارند ❗❗❗ . #مهد_تعاملی ما رو که یادتونه؟ (هایلایتش رو ببینید😉) حالا برای فصل زمستان با تغییرات جدیدی روبه رو شده😎 . علاوه بر اینکه سه روز درهفته، روزی یک ساعت کنار بچه ها بازی و فعالیت انجام میدیم، برای خانواده ها هم برنامه داریم😇👇🏻 . 🔸️یک کارگاه مادر و کودک+ کارگاه پدر و کودک 🔸️یک کارگاه آموزشی برای افزایش مهارت های والدگری 🔸️جلسه ی پرسش و پاسخ با مشاورین 🔸️وبینار آموزشی برای خانواده ها و... 🟢تازه علاوه بر مهد تعاملی و برنامه های بالا به طور جداگانه یه #کارگاه_مادر_و_کودک ویژه هم داریم که هفته ای یکبار و یک ساعت برگزار میشه و قراره کنار هم کلی بازی کنیم، مهارت های جدید یادبگیریم و از تجربیات هم استفاده کنیم🤗 . 🔹️مهلت ثبت نام: تا ۲۷ آذرماه و آغاز کلاس ها از اول دی ماه هست😇 . ❗برای کسب اطلاعات بیشتر، مطالعه ی جزئیات و ثبت نام به لینک در استوری مراجعه کنید😊 . #آموزش_مجازی#مهد_مجازی #حسینیه_کودک_شهید_چمران #والدگری #والدین_آگاه#تربیت_کودک #بازی_کودک #تعامل_با_بچه_ها
16 آذر 1399 18:13:41
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
✏ وقتی یه روزی به اسم آدم باشه، حس خوبی به آدم دست میده. حس مهم بودن. امروز هم روز مهمی بود برای دخترهای چمرانی، دانش آموزان ادبستان دخترانه. کلاس رو تزیین کردند و دو غرفه در کلاس برپا کردند. غرفه اریگامی و غرفه قاب نقاشی... کلاس دومی ها می خواستند خوشحالی شان را با دوستانشان شریک شوند، برای همین از کلاس سومی ها دعوت کردند تا به غرفه هایشان بیایند و چیزهایی که یاد گرفته بودند را به آنها هم یاد دهند. غافلگیری مربی هم برای دخترها، دلنوشته خانم معلم بود برای دخترها با دو هدیه کوچک... مربی: منیره سادات امامی جشن روز دانش آموز شما چه جوری بود؟ #کلاس_دومی_ها #دانش_آموز #روز_دانش_آموز #سیزده_آبان #چمرانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران