پست های مشابه

chamran_kids

🤺 هیچ کس با داد و فریاد و امر و نهی، منظم نشده...باید درونی شود! چگونه؟ ‌ کلاس سومی ها در یک نبردِ بزرگ علیهِ دشمنی به‌نام بی‌نظمی و کثیفی شرکت کردند. در این نبرد می‌توانستند از سلاح‌های گوناگونی استفاده کنند. مثلاً جاروی دستی، خاک‌انداز، دستِ خالی و... . ‌ عمو نقشه‌ی میدانِ جنگ را روی تخته کشیده بود. معلوم بود، که هرکس باید در کدام قسمت بجنگد و بی‌نظمی را شکست دهد. نگاهی به میدان جنگ انداختند و محدوده‌یِ خودشان را پیدا کردند. ‌ اسلحه‌ی خودشان را برداشتند و به دشمن حمله کردند و موفّق شدند دشمن را شکست دهند. این پیروزی را به همه‌ی سربازان دلاور، مسئولیت‌پذیر و نظم‌پذیرِ کلاس‌سومی تبریک می‌گوییم. #نظم #طرح_درس #کلاس_سومی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران

24 دی 1397 09:53:05

0 بازدید

chamran_kids

یه وقتایی هم باید اینجوری کودکی کرد🤩🤯 . همه باهم فرش های حسینیه کودک رو جمع کردیم، آخه قرار بود یه فعالیت هیجان انگیز داشته باشیم....😃 . بعدش خاله با کلی دستکش نرم و سفید از راه رسید، و تو ذهن همه این سوال بود که:" یعنی داخلش چی میتونه باشه؟🤔 برف؟ نمک؟ شکر؟ باید خوب نگاهش کنیم... خوب لمسش کنیم... حتی یکم ازش مزه کنیم... خودشه، آرد و نشاسته ی لطیف و قشنگ!" 😇 . ✅آرد بازی و نشاسته بازی یکی از بازی های دست ورزی، لمسی و حسی فوق العاده برای بچه های ۴و ۵ ساله ست که حواس شون رو تحریک میکنه و دست های کوچیکشون رو توانمند؛ حالا اگه در جمع دوستانشون و با قصه انجام بشه، مهارت و روابط اجتماعی شون هم تقویت میکنه🤗 . پ.ن: تو این فیلم، حسینیه کودک توسط ۵ ساله های چمرانی سفیدپوش شده🤭😁😍 . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مهد_کودک #آرد_بازی #بازی_کودک #کودکی #دست_ورزی #بازی_لمسی #نشاسته_بازی#فعالیت_دست_ورزی

19 دی 1400 07:53:22

0 بازدید

chamran_kids

📣 اسباب بازی خریدن یکی از سخت ترین کارهای دنیاست. اینکه برای چه سنی، چی بخریم؟ بازی فکری خوبه یا ساختنی؟ برای دختر ها چی بگیریم؟ این بازی مناسبه فرهنگه ما هست یا نه ؟ و کلی سواله دیگه. ‌ حالا #هاچین کار رو کمی آسون تر کرده. دیگه خیال من راحته از بابت اسباب بازی که می خرم و مشاوره هایی که میدن هم خیلی کاربردیه. ‌‌ یه سر به پیج شون بزنید، پشیمون نمیشید: @chamran_gifts @chamran_gifts @chamran_gifts ‌ #هاچین #هدایای_شهید_چمران #اسباب_بازی

06 مرداد 1398 05:35:05

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 #رادیو_انقلاب حرف های نگفته ای، حس و حال نهفته ای در مورد خاطرات دهه فجر و انقلاب در وجود ما هست که می توانیم با کودکانمان تقسیم کنیم. ‌ مصاحبه ی خبرنگاران چمرانی در مورد خاطرات انقلاب و دهه فجر... ‌ #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

10 بهمن 1397 09:43:41

0 بازدید

chamran_kids

در این لایو در خدمت اقای محمد جواد روحی یکی از معلم های با سابقه چمرانی بودیم #لایو #فیلم #معلم #کودک #تربیت_کودک #تربیت #آموزش #طرح_درس #مدرسه #نوجوان #instagram #live #film #school #kids #study

12 شهریور 1401 11:47:16

6 بازدید

chamran_kids

🧱 آموزش سنتی به ما می گوید پشت نیمکت بشین، درس بخوان، مشق بنویس، تا بزرگ شوی و در کنکور قبول شوی. افتخار آموزش سنتی، خوراندن یک سری آموزش و تئوری در ذهن کودک است. کودکی که دوست نداشته باشد بشیند، بخواهد تجربه کند، آزمون و خطا کند و به دنبال مهارتی غیر از آنچه در کتاب های درسی گفته شده باشد، کودک مطلوبی نیست! ‌ خروجی این مدل آموزشی می شود کودکی پر از اطلاعات که با زور نمره و رقابت یاد گرفته، بدون هیچگونه مهارت و انگیزه و اعتماد به نفس... ‌ #پرورش در چمران، مهم تر از #آموزش است. لزومی ندارد همه ی کودکان دکتر و مهندس شوند تا ما افتخار کنیم، کودک می تواند یک نقاش باشد، نانوا باشد، معلم باشد اما انسان باشد!! ‌ یکی از فعّالیت‌های اصلی کلاس چهارمی ها، پروژه‌ی چمیاری( شاگردی‌کردن ) بود. شاگردی‌کردن خوبی‌های زیادی دارد. یکی از فایده‌هایش این است: روحیه‌ی تواضع و افتادگی ایجاد می‌کند؛ یعنی باعث می‌شود نخواهیم از اوّل یک کار، رئیس باشیم؛ بلکه پلّه‌پلّه کارها را یاد بگیریم و بالا رویم. خوبی دیگرش هم مهارت‌آموزی و دانش‌آموزی است؛ مثلاً آقا سیّد محمّدحسین با چیدن کاهوها روی هم، نسبت به شکل هندسی کره( کاهوها تقریباً کروی بودند. ) و ویژگی‌های آن دیدی پیدا کرد. ‌ آقا محمّدحسین با کار پشت دخل نانوایی، گرفتن اسکناس‌های گوناگون و پس دادن بقیه‌ی پول، در زمینه‌ای قرار گرفت، که مهارت‌های ریاضی‌اش تقویت شود‌‌ و بتواند خوب حساب‌کتاب کند. ‌ آقا متین و آقا هادی هم علاوه بر تقویت مسئولیت‌پذیری اجتماعی‌ و نظافت بخشی از شهر( قسمتی از پیاده‌رو ) مهارت نظافت‌کردن را تمرین کردند. فقط باید مواظب باشند آب هدر نرود.. ‌ #کلاس_چهارمی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها #مهارت #رویکرد_آموزشی

03 مهر 1398 16:44:33

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آن‌سن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آن‌سن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن