chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
چه کارهایی باعث علاقمند شدن بچه ها به نماز میشه⁉️🤔 . چندتا نکته کاربردی که از تجربیات خود چمرانی ها در این زمینه بوده براتون در این پست آماده کردیم☺️ . . بفرست برای معلم ها و مسئولین مدارس‼️ . و از تجربیاتتون و کارهایی که برای علاقمن کردن بچه ها انجام دادین برامون توی کامنت ها بنویسید☺️🌹 . #نماز #تربیت #کودک #معلم #مربی #ترفند #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران
01 مرداد 1401 07:21:44
2 بازدید
chamran_kids
بیاید باهم بازی کنیم👇 . میخوایم باهم یه جعبه ی جادویی درست کنیم. چه جوری؟؟ یه جعبه ی بزرگ برمیداریم و به اندازه دوتا دایره سوراخ میکنیم که دست بچه ها ازش رد بشه😊 . بعد داخل جعبه کلی اسباب بازی، ظرف و وسیله میچینیم. حالا وقتشه دونه دونه اونارو لمس کنن و بگن چیه؟؟؟🤗 . این بازی برای بچه های ۴ تا۶ سال مناسبه و حس لامسه شون رو حسابی تقویت میکنه😇 . پ.ن: این فیلم رو خاله ها برای حسینیه کودک مجازی درست کرده بودند و با قصه، تو کانال چمدان کوچولوی ۴،۵ ساله ها گذاشتند🌸 . پست رو سیو کنید،برای دوستاتون بفرستید و یادتون نره این بازی رو حتما با بچه ها انجام بدید😉 . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #چمرانی_ها #کودک#جعبه_ی_جادویی #بازی_ساده#کودکانه
10 مهر 1399 15:14:31
0 بازدید
chamran_kids
کی از همه بهتره؟؟؟🤔 . 🔊برشی از کتاب" بهتر از همه" رو بشنوید🤗👆🏻 . خیلی بچه بودیم که با بچه های دیگر قد میگرفتیم و اصرار داشتیم از هم بلندتریم. کمی که بزرگتر شدیم اصرار داشتیم: موهای من از تو بلندتره. در مدرسه بحث داغ سن و لباس همیشه برپا بود. و خدارا شکر بقیه هم به این پیازداغ روغنهایی مثل درس کی از همه بهتره، کی خوش خط تره، کی حجابش بهتره و خیلی چیزهای دیگر...😅 . به خودم آمدم دیدم دارایی های قابل فخر فروختنم با خودم بزرگ شدند و ترک این همه سال خود را بهتر دانستن خیلی مشکل شده....🤕 . هر روزی که در حسینیه کودک یا ادبستان بچه هایی را می بینم که دارند باهم قد می گیرند و سر تاریخ تولدشان باهم بحث می کنند، قند در دلم آب میشود و البته سریع بعدش نگرانشان میشوم که این قد گرفتن ها چقدر با آن ها بزرگ میشود... . پ. ن: خواندن کتاب بهتر از همه برای همه توصیه میشود، برای همه ی کسانی که دوست دارند از فخر فروختن نجات پیدا کنند و برای بچه هایی که دوست نداریم در گردابی که افتادیم بیفتند...🙃 . ⭕این پست رو سیو کنید و برای کسایی که دنبال کتاب خوب برای بچه ها هستند بفرستید😉 . ❗میتونید مجموعه کتاب پانچلو رو از صفحه ی هاچین تهیه کنید👇🏻😊 @hachingift #برشی_از_یک_کتاب #کتاب_خوانی#نشر_مهرسا #معرفی_کتاب_خوب #مجموعه_پانچلو #کتاب_کودک_نوجوان#کتاب_خوب #کتاب_کمک_آموزشی#درس_هدیه_های_آسمان
24 اردیبهشت 1400 14:31:07
0 بازدید
chamran_kids
. با بازی فارسی هم میشه هیجان و انرژی بچه ها رو تخلیه کرد؟🤔 . تو ادبستان دخترانه یه بازی فارسی هیجانی داریم:👇 . 🔷️جدول کلمه: برای این بازی فقط به چسب کاغذی و ۶ متر موکت یا فرش نیاز داریم! روی زمین با چسب، جدولی با خونه های بزرگ کشیدیم و توی هر خونه کلمات و حروف مختلف رو نوشتیم. یه نفر، راه رو نشون میده، مثلا میگه: سه تا خونه برو بالا. وقتی به خونه سوم رسید، اگه کلمه بود باید اونو بخونه یا باهاش جمله بسازه. . 🔹️اگه حرف بود باید سه کلمه بگه که اون حرف توش باشه. . 🔹️اگه جواب سوال رو درست گفت، نوبت اون میشه که راه رو به دوست بعدیش بگه که کجا بره. . 🔹️اگرم اشتباه گفت، برمیگرده سر جای قبلیش. بازی رو یاد گرفتین؟ همین الان بلند شین و این بازی رو با بچه ها انجام بدین.🤗 برای دوستاتونم بفرستین🙃 #بازی_فارسی #درس_فارسی #چمرانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران
23 مرداد 1399 15:55:25
0 بازدید
chamran_kids
🇮🇷 دی ماه سال نود و پنج بود که جرقه ی راه انداختن پویش من یار انقلابم به ذهنمان رسید... فرصت کمی داشتیم و می خواستیم کار بزرگی کنیم. قطعا تنهایی از پس کار برنمی آمدیم... خانواده های چمرانی مثل همیشه به کمک مان آمدند... خاطره نویسی و خاطره گویی قصه ی قهرمان های انقلاب اردو های انقلابی پخش گل و نذری بازی و فعالیت و در آخر هم، همراه هم در جشن تولد انقلاب شرکت کردیم. #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #دهه_فجر #انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
02 بهمن 1397 09:32:45
0 بازدید
chamran_kids
. "کوه آتشفشان پرماجرا😅" . تو این فیلم پسرهای کلاس پنجمی چمران برای درس علوم، آزمایش فوران آتشفشان رو انجام میدن😎👆🏻 . عمو و بچه ها در مورد کوه آتشفشان، فوران سنگها و گازهای انباشته شده در زیر زمین صحبت کردن و بعد برای انجام این آزمایش شیمی فقط دو تا ماده ی اصلی ساده آماده کردن😊👇🏻 جوش شیرین و سرکه . البته میشه مثل فیلم، به وسیله ی گل رس با بچه ها یه کوه جالب درست کنیم و بعد آزمایش رو عملی کنیم😉 . ✅خوبه که تو آزمایش های علمی به بچه ها فرصت بدیم خودشون مرحله به مرحله اون رو تجربه کنند، حتی اگه کاری رو به نحو احسن انجام ندن، ولی به جاش خاطره ی خوش اون آزمایش و مبحث هیچ وقت از خاطرشون نمیره😇 . پ.ن: آقای محمدرضا بابایی، در حال حاضر معلم کلاس پنجم ادبستان پسرانه ی حمزه دوران هستند. دارای تحصیلات حوزوی و مشغول به تحصیل در سطح ۳ حوزه اند. ایشون از اول دبیرستان در قالب فعالیت های کانون فرهنگی مساجد، تعاملات آموزشی با بچه ها را شروع کردند و تجربه یک سال فعالیت آموزشی در ادبستان را دارند. . ⭕این پست رو ذخیره کنید و یادتون باشه توخونه با بچه ها این آزمایش جالب رو انجام بدید!🤗 . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #پسران_چمرانی #آزمایش_علوم #آزمایش_شیمی#فوران_آتشفشان #کوه_آتشفشان #علوم#دبستانی_ها#معلم_های_چمرانی
18 دی 1399 17:54:40
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آنسن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇