chamran_kids
دنبال کننده
10
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🏴 🍛یکی از کارهایی که خیلی از ما در ماه محرم و صفر انجام می دهیم، دادن نذری است. #پیشنهادی_برای_پدر_و_مادر ✨ می توانیم کودکان را هم در نذری دادن برای امام حسین ع شریک کنیم ☕️ نذری های کوچک مانند شربت، چای، لقمه ی نان و پنیر، شله زرد، حلوا، خرما و ... را می توانیم همراه بچه ها درست کنیم. 🕌 نذری ها را می توانیم در هیئت، مسجد و بین همسایه های مان پخش کنیم. 🏴 می توانیم نذری هایمان را با پرچم و یا کارت هایی با شعار لبیک یا حسین تزیین کنیم. #سرباز_حسینم #هیئت_در_خانه #محرم #هیئت #هیئت_کودک #چمرانی_ها
28 شهریور 1398 16:51:46
12 بازدید
chamran_kids
بازی هیجانی خونگی . اگه دلتون میخواد یه بازی هیجانی ساده و بامزه درست کنید کافیه وسایل زیر رو آماده کنید: 👇 توپ(میتونه توپ کاغذی باشه که خودتون با چسب درست کنید) دوتا لوله دستمال کاغذی چسب و قیچی بادکنک . فیلم رو دیدین؟؟ به همین سادگی میشه یه تیرکمون ساخت و به سمت هدف ها پرتاب کرد🤗 . حتما با بچه ها این تیرکمون های ساده رو درست کنید و این روزهارو کنارشون هیجان انگیز کنید.🙃 . پ.ن:خاله های چمرانی این فیلم رو برای حسینیه کودک مجازی درست کردند🌸 . راستی یادتون نره پست رو سیو کنید😉 . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #بچه_های_چمرانی#چمرانی_ها #بازی_هیجانی #بازی_ساده #تیراندازی #تیرکمان_توپی
26 مهر 1399 17:38:54
12 بازدید
chamran_kids
میای باهم دنیارو با عینک یه کوچولوی چهار ساله ببینیم؟🤓 . بچه هایی که فقط چهارتا بهار از زندگیشون گذشته و خیلییییی چیزا براشون جدیده‼️ . 👓با عینک ۴ساله ها👓 بطری های نوشابه میشن یه وسیله ی فضایی🤖 سکوهای حیاط میشن دیوارهای یه قلعه🛕 کاغذ های ریز ریز میشن دونه های برف❄️ همه چیز از دید اونا خیلی ساده و شیرینه🌈 همه چیز هیجان انگیز و جادوییه!✨ برای همین هم دنیاشون قشنگ تره🤩 . و ما بزرگترا، ما مربی ها؛ گاهی چقدر به این عینک نیاز داریم تا دنیارو یه بار دیگه با قشنگی هاش، از نگاه اون ها ببینیم و سخت نگیریم. به بچه ها فضا بدیم تا تخیل کنند😇 توی دنیای رنگی و قشنگشون زندگی کنند و همراهیشون کنیم تا خلاقیت شون بروز پیدا کنه و دنیارو دقیقا همون شکلی ببینیم که بچه ها میبینند و حتی بهش پر و بال بدیم😎 باور کنید میشه یه دنیای ساده و جالب رو کنار چهارساله ها تجربه کرد! . امتحانش کنید…😉 #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مهد_کودک#کودکانه #مدرسه #چهار_ساله #مربی_کودکان #مربی #بازی #رنگ #معلم #شادی #خلاقیت #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست
28 اردیبهشت 1401 17:06:34
0 بازدید
chamran_kids
مامان ها! باباها! دیگه آخرین فرصته❗❗❗❗❗ . ❌فقط برای دخترها ظرفیت داریم❌ . از مهد کودک ۵ ساله ها چه خبر⁉️🤔 . قراره با بچه ها کلی فعالیت و بازی جالب و هیجان انگیز، استقلال و دوستی های جدید رو هم کنارهم تجربه کنیم 🤗 . 🔴۲ روز در هفته 🔴به مدت ۲ ساعت 🔴در مجموعه ی شهید چمران . ✔برای ثبت نام فقط کافیه دایرکت بدید یا به سایت چمرانی ها سربزنید: Chamraniha.com . ✅این پست رو سیو کنید و برای والدین بچه دار بفرستید که از آخرین مهلت ثبت نام جا نمونند!! . ❌ظرفیت مهدکودک پسرها تکمیله و فقط برای یک سانس دخترهای ۴ و ۵ سال به صورت محدود پذیرش داریم😇 . #مهد_کودک #مهد_تعاملی #بازی #حسینیه_کودک_شهید_چمران #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست
14 مهر 1400 14:17:40
0 بازدید
chamran_kids
🇮🇷 📖 یک روز اتفاق عجیبی در سرزمین گُلان افتاد. گل های گلستان آرام آرام زرد شدند و بویشان کم و خشک شدند. به جای بوی خوب گُلبوها، بوی بدی همهی جنگل را پر کرد، جوری که دیگر حیوانات نمی توانستند تحمل کنند . گُلبان، هرچه گشت چیزی پیدا نکرد. خیلی فکر کرد تا اینکه فهمید هر چه هست باید زیر گلستان باشد. زیر گلبو ها را گشت و یک سر نخ هایی پیدا کرد. راه افتاد و رفت دنبال آن سر نخ ها... ❓دوست دارید بقیه ی داستان رو بخونید و از سرنوشت گل دهان و گلان با خبر بشید؟ 📚 کتاب گل دهان روایت تمثیلی از انقلاب اسلامی در قالب داستان کودکانه ✅ اگر دوست دارید از تخفیف ۵۰ درصدی استفاده کنید، به سایت مون سر بزنید: chamraniha.com این پست رو برای کسانی که آینده ی فرزندانشون براشون مهمه، ارسال کنید. #من_یار_انقلابم #دهه_فجر #هویت_ملی #هویت_ملی_برای_کودکان #هویت_سازی #چمرانی_ها #انقلاب #انقلاب_اسلامی
15 بهمن 1398 18:31:21
0 بازدید
chamran_kids
. یک جشن نیمه شعبان متفاوت🤗 . نیمه شعبان از اون مناسبت های مهمیه که تلاش کردیم حسابی برای بچه ها خوشمزه و خاطره انگیز باشه:) . دخترها برای تولد امام زمان، تصمیم گرفتن دست به کار بشن و درقالب پروژه ی هنر،ریسه های تزئینی درست کنند. بچه ها روی ریسه ها "یامهدی" نوشتن و کلاسشون رو با ریسه های دست ساز تزئین کردن. . از برنامه های خوشمزه ی روز عید، درست کردن پیتزاهای چمرانی بود. از خمیر گرفته تا خرد کردن مواد و گذاشتن در فر، به عهده ی خود بچه ها بود. . اینکه دخترها مسئولیتی رو کامل خودشون انجام دادن و ناهار اون روزشون رو هرجوری دوست داشتن درست کردن، حسابی براشون لذت بخش بود. . هم خوانی شعر "ای ولی عصر ای امام زمان ...." جز برنامه های روز نیمه شعبان بود. . بعد ساعت از مدرسه هم موکب نیمه شعبان داشتیم که برپایی غرفه ها و آماده کردن وسایل با دخترها بود. دخترهایی ادبستانی میزبان بچه هایی بودند که به موکب آمدند و باهم نقاشی کشیدند و فعالیت انجام دادند. . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #نیمه_شعبان#جشن #جشن_های_چمرانی #امام_زمان_عج
24 شهریور 1399 17:27:16
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آنسن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇