پست های مشابه

chamran_kids

🏴 ⚠️ وقتی می خوایم همراه بچه ها به هیئت بریم اولین چیزی که باید برداریم ابزار بازیه. ‌ #در_هیئت_با_مادر #در_هیئت_با_پدر ‌ 💡چرا؟ چون بازی دنیای بچه هاست. و هرجا که بازی و اسباب بازی باشه رو بیشتر دوست دارن. پس بهتره براشون برنامه داشته باشیم. ‌ ❌ یکی از ابزار هایی که می تونیم همراه خودمون ببریم، *طلق یا نایلون متری* هست. ‌ هم یه ابزار جدید و جذابه و هم می تونیم کلی باهاش بازی کنیم: ‌ مثلا؛ با ماژیک روش نقاشی کنیم و بعد هم به راحتی پاکش کنیم. زمین بازیش کنیم. مثلا دوز رویش بازی کنیم. بازی با کلمات رو روش انجام بدیم. می تونیم سفره ی گل بازی یا خمیر بازی مون باشه. ‌ ✅ وقتی برای بچه ها برنامه ی بازی داشته باشیم، خاطره ی خوبی در ذهنشون ماندگار میشه. ‌ #سرباز_حسینم #هیئت

16 شهریور 1398 18:39:14

0 بازدید

chamran_kids

📚 💡یادگیری همیشه با بازی عمیق تر و آسون تر میشه. ‌ ✅ اگه شما هم کودک کلاس اولی دارین، ✅یا اگه معلم هستین، ‌ 👌می تونین از این بازی ها برای آموزش و تثبیت خواندن و نوشتن استفاده کنید. ‌ 📚 *۲۰ بازی و فعالیت فارسی* مخصوص کلاس اولی ها ‌ 🖊نویسنده: زهرا مهدیان 💳 قیمت کتاب: ۱۰ هزار تومان ‌ 📲 برای تهیه‌ی این کتاب الکترونیک، به سایت #چمرانی_ها سر بزنید. ‌ chamraniha.com/shop ‌ #ای_بوک #فارسی #کلاس_اولی_ها #کلاس_اول #بازی_فارسی #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

14 آذر 1398 16:55:54

0 بازدید

chamran_kids

🤹 تقریبا میشه گفت اکثر بچه ها عاشق پارک هستند. چه خوبه که از این فرصت استفاده کنیم! پارک فقط بازی تو زمین بازی نیست. فرصت هایی داره که می تونیم حسابی ازش استفاده کنیم. پسرهای پنج ساله ی چمرانی، یک رودخانه بدون آب تو پارک کشف کردند. سریع دست به کار شدند و با کاغذ هایی که داشتند، برای رودخانه قایق درست کردند. شما چه فعالیت هایی تو پارک انجام میدین؟ #اردو #بازی #پروژه #پنج_ساله_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

21 اسفند 1397 07:21:51

0 بازدید

chamran_kids

📖 چقدر برای بچه قصه می گین؟ هر شب؟ هفته ای یک بار؟ ماهی یکبار؟ می دونستین با قصه میشه خیلی از مفاهیم تمثیلی رو برای بچه ها بیان کرد؟ یه قصه ی جدید داریم👇 مجموعه قصه های #گِل_آباد قسمت اول 👈 چِراگو و استاد منتظر قسمت های بعدی باشین... #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #قصه #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

15 بهمن 1397 11:17:31

0 بازدید

chamran_kids

. این ۵ تا انیمیشن رو از دست نده ❗🤩😎چون...👇🏻 . یکی از کارهایی که برای هر معلمی واجبه که انیمیشن های جدید رو با نگاه نقادانه نگاه کنه و نکات مهمی که مسیر شناخت بچه هارو هموار میکنه، بشناسه ! 🤔 . ✔اینجوری هم بیشتر به دنیای بچه ها نزدیک میشه، هم کودک درونش زنده میشه و هم میتونه اقتضائات، نیازها و علایق سنین مختلف رو بهتر بشناسه و از همه مهم تر با این شناخت، به روابط والدین و دانش آموزهاش کمک کنه😊 . ✅پس تو این پست ۵ تا از انیمیشن های جالبِ روز رو بهتون معرفی کردیم (البته باتوجه به اینکه دیدنش برای شمای معلم چه فوایدی داره😉) . حتما ورق بزنید و ببینید⬆️ . ⁉️شما این انیمیشن هارو دیدین؟ چطور بودن؟؟ انیمیشن های خوب دیگه ای که می‌شناسید رو برامون کامنت کنید🤗 . ⭕این پست رو ذخیره کنید و برای معلم ها و والدین بفرستید و یا زیر پست تگشون کنید😉 . #معرفی_انیمیشن #انیمیشن_کودکانه #انیمیشن_کودک #انیمیشن_جدید #معلم_خلاق #معلم_خوب#والدین_آگاه

17 مرداد 1400 12:29:15

0 بازدید

chamran_kids

روزهای اولی که تصمیم گرفته بودیم کاری راه بندازیم و به مدرسه فکر می‌کردیم، خیلی همه چیز را بالا و پایین کردیم؛ از کارهای اجرایی و پیگیری گرفته تا پیداکردن ملک و نیروی انسانی که سخت پیدا می‌شد و سخت‌تر در اینچنین کاری ماندگار می‌شد. هرروز با شنیدن نکته‌ای به جلو رفتن در مسیر امیدوار می‌شدیم و روز بعد، با حرفی دیگر می‌فهمیدیم مدرسه‌داری جزو سخت‌ترین کارهاست و ناامید می‌شدیم‌. دوستی داشتیم که تقریبا فقط همان زمان‌ها با ما همکاری می‌کرد ولی در همان مدت کوتاه حرفی زد که باعث شد ما بیشتر فکر کنیم، بیشتر امیدوار شویم و انتخاب کنیم با تمام سختی‌ها، مسیر زندگی‌مان و جریان جوانی‌مان را در این راه عجیب و غریب و پرفراز و نشیب بگذاریم و در ادامه مسیر هر وقت ناامید شدیم، این نکته را برای خودمان مرور کنیم. و آن حرف این بود: «فکر کنیم ما بالاخره مدرسه بزنیم. بچه‌ها بیان درس بخونن و خلاصه زندگی جدیدی رو تجربه کنن. قبوله که سختی‌های زیادی داره ولی فکر کنیم یک روز امام زمان با دیدن بچه‌ها یه لبخند بزنن و یکی از این بچه‌ها، فقط یکی از اون‌ها سرباز امام زمان بشن اون وقت واقعا همین برای ما بس نیست؟ برای کل زندگی ما و عمری که برای همه این بچه‌ها گذاشتیم؟» امام زمان‌مان! امشب شب تولد شماست. می‌شود امشب یا فردا به مدرسه ما سری بزنید. البته الان خالی است... ‌ ‌ اگر شما آنجا بروید نور حضورتان در قلب تک تک بچه‌های چمرانی روشن می‌شود و مطمئنم تا آخر عمرشان خاموش نمیشود. آدرسمان را که بلدید؟ میدان خراسان..... ‌ .‌ ‌ ‌ #چمرانی_ها #نیمه_شعبان

20 فروردین 1399 20:43:59

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

سلام بر طیب حاجی رضایی! مردی که هشت سال ما را مهمان خانه اش کرد. اولین روزی که آقای بنگاه دار کلید را داخل قفل کوچکی چرخاند، ما وارد دالان تنگ و تاریکی شدیم. چند ثانیه بعد تاریکی رفته بود و حیاطی باصفا جلوی ما ظاهر شده بود. انگار دالان ما را انداخته بود داخل یک بهشت کوچک. وسط حیاط حوض داشت و گوشه کنارش درختهایی قد کشیده بودند. خیلی از خانه خوشمان آمد ولی گفتند شاید صاحبخانه با راه اندازی کار در خانه اش موافقت نکند که نکرد.همان اول کار یک نه آمده بود. آقای اعلایی با صاحبخانه صحبت کردند، از شهید چمران گفتند و از مدرسه شان در لبنان و اینکه ما آنجا را دیدیم و دوست داریم مدرسه راه بندازیم. صاحبخانه راضی شد.‌ همان اول بسم الله فهمیدیم خانه مال طیب حاجی رضایی بوده که فروخته به پدر صاحبخانه ی فعلی‌. اصلا شاید خود شما ما را برای این خانه انتخاب کرده بودید. ما را که نه بچه هایی پاک و شیطان را. ما این سالها از تمام سوراخ سنبه های خانه تا جایی که توان داشتیم استفاده کردیم. بچه ها از درختها بالا رفتند، در راه پله ها دویدند، باهم بازی کردند، غذا خوردند، درس یاد گرفتند و خلاصه هر کاری از دستشان برمیامد کردند.شما کدام گوشه از حسینیه کودک می ایستادید و بچه ها را نگاه می کردید؟ راستی دیدید دخترهایمان همانها که خیلی بازیگوش بودند و پسرهایی که از در و دیوار بالا میرفتند دبستانی شدند؟ حواستان هست پسرها رفتند خانه ی بغلی که صاحبخانه اش کس دیگری بود و آنجا هم تا توانستند بازی کردند و درس خواندند و باز هم از درختها بالا رفتند؟ آقای طیب روزی که دخترها به سن تکلیف رسیدند شما کجای ساختمان داشتید بزرگ شدنشان را می دیدید؟ راستی وقتهایی که خیلی تحت فشار بودیم و آمدیم حرم حضرت عبدالعظیم سرقبرتان و حسابی گریه کردیم شما همان طرفها بودید یا داشتید با بچه های حسینیه کودک سر و کله میزدید؟ راستی دیدید ما پنج نفر از تیم دخترانه باهم بچه هایمان به دنیا آمدند؟ بالاخره شما نوزادها را هم با مهربانی در خانه تان جا دادید. من امروز میخواستم از شما تشکر کنم. شنیده بودم روایتی است که میگوید زمینها هم مثل آدمها سرنوشت دارند. شما آدم خوبی بودید هم خودتان عاقبت بخیر شدید و هم زمینتان. هشت سال زمینتان میزبان بچه های کوچکی بود و حتما خودتان هم حواستان به تک تک بچه ها بوده.. ما بابت مهمان نوازیتان از شما ممنونیم. بابت تمام لحظه های خوش و ناخوشی که کنار شما داشتیم.. دعایمان کن و همین نزدیکیها خودت یک میزبان مهربان دیگر برایمان پیدا کن... #خانه_با_صفا#خانه_حیاط_دار #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور#مدرسه

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

سلام بر طیب حاجی رضایی! مردی که هشت سال ما را مهمان خانه اش کرد. اولین روزی که آقای بنگاه دار کلید را داخل قفل کوچکی چرخاند، ما وارد دالان تنگ و تاریکی شدیم. چند ثانیه بعد تاریکی رفته بود و حیاطی باصفا جلوی ما ظاهر شده بود. انگار دالان ما را انداخته بود داخل یک بهشت کوچک. وسط حیاط حوض داشت و گوشه کنارش درختهایی قد کشیده بودند. خیلی از خانه خوشمان آمد ولی گفتند شاید صاحبخانه با راه اندازی کار در خانه اش موافقت نکند که نکرد.همان اول کار یک نه آمده بود. آقای اعلایی با صاحبخانه صحبت کردند، از شهید چمران گفتند و از مدرسه شان در لبنان و اینکه ما آنجا را دیدیم و دوست داریم مدرسه راه بندازیم. صاحبخانه راضی شد.‌ همان اول بسم الله فهمیدیم خانه مال طیب حاجی رضایی بوده که فروخته به پدر صاحبخانه ی فعلی‌. اصلا شاید خود شما ما را برای این خانه انتخاب کرده بودید. ما را که نه بچه هایی پاک و شیطان را. ما این سالها از تمام سوراخ سنبه های خانه تا جایی که توان داشتیم استفاده کردیم. بچه ها از درختها بالا رفتند، در راه پله ها دویدند، باهم بازی کردند، غذا خوردند، درس یاد گرفتند و خلاصه هر کاری از دستشان برمیامد کردند.شما کدام گوشه از حسینیه کودک می ایستادید و بچه ها را نگاه می کردید؟ راستی دیدید دخترهایمان همانها که خیلی بازیگوش بودند و پسرهایی که از در و دیوار بالا میرفتند دبستانی شدند؟ حواستان هست پسرها رفتند خانه ی بغلی که صاحبخانه اش کس دیگری بود و آنجا هم تا توانستند بازی کردند و درس خواندند و باز هم از درختها بالا رفتند؟ آقای طیب روزی که دخترها به سن تکلیف رسیدند شما کجای ساختمان داشتید بزرگ شدنشان را می دیدید؟ راستی وقتهایی که خیلی تحت فشار بودیم و آمدیم حرم حضرت عبدالعظیم سرقبرتان و حسابی گریه کردیم شما همان طرفها بودید یا داشتید با بچه های حسینیه کودک سر و کله میزدید؟ راستی دیدید ما پنج نفر از تیم دخترانه باهم بچه هایمان به دنیا آمدند؟ بالاخره شما نوزادها را هم با مهربانی در خانه تان جا دادید. من امروز میخواستم از شما تشکر کنم. شنیده بودم روایتی است که میگوید زمینها هم مثل آدمها سرنوشت دارند. شما آدم خوبی بودید هم خودتان عاقبت بخیر شدید و هم زمینتان. هشت سال زمینتان میزبان بچه های کوچکی بود و حتما خودتان هم حواستان به تک تک بچه ها بوده.. ما بابت مهمان نوازیتان از شما ممنونیم. بابت تمام لحظه های خوش و ناخوشی که کنار شما داشتیم.. دعایمان کن و همین نزدیکیها خودت یک میزبان مهربان دیگر برایمان پیدا کن... #خانه_با_صفا#خانه_حیاط_دار #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور#مدرسه

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن