پست های مشابه
جعبک
🎈. . _بچه ها رو آزاد بگذاریم؟ چه حرفاااا .. دردسر مادرها رو میخواید زیاد کنید؟ بله بچه ها رو در بازی کردن، در تخیل کردن، در کشف کردن و شناختن دنیا آزاد بگذارید. قرار نیست اون ها رو از رو ما کپی کرده باشن. قرار نیست اون ها دنیا رو شبیه ما ببینند. ما مالک فکر و تخیل اون ها نیستیم. خوبه بدونیم که اون ها امانتهای خدا دست ما هستند تا ما ازشون مواظبت کنیم. چون اون ها قراره دنیایی رو بسازند که جای بهتری برای زندگی کردن باشه. . 🍭 🍬🍭🍬🍭🍬🍭🍬 . #جعبک #کودک #بازی #تخیل #زندگی #بازی_با_کودک #خلاقیت #هم_بازی #دست_ورزی #بازی_با_کودک #کودک_خلاق #کشف #آزادی_کودک #اکتشاف #سرگرمی #شادی
11 دی 1398 14:27:39
76 بازدید
جعبک
آلبوم محصولات #جعبک_جان جعبک خمیری دوم ما داستان مزرعه دارد. مزرعهای عجیب و غریب که از گاو و گوسفند تا پلنگ و شیر و فیل هم تویش پیدا میشود. هر بار که یکی از ابزارک های جعبک خمیری مزرعه را به بچهها بدهید می توانند با آن چیز جدیدی بسازند. میخ و حلقهی چوبی، وردنهی کودک، سنگ رودخانه این جعبک را همراهی می کنند تا بچهها آزادانه بسازند و خراب کنند و از ساختن دنیایی جدید نترسند. جعبک مزرعه را بچهها دوست دارند چون هروسیلهی جدید برای آن ها حکم ده بازی جدید را دارد. خمیرهای این جعبک هم مثل قبلی خانگی، سالم و بسیااار نرم و جذاب هستند. قیمت جعبک خمیری ۹۳ تومان است و قیمت بستهی اقتصادی ۳۳ تومان میباشد. این جعبک هم مخصوص کودکان بالای دو سال میباشد. #جعبک_خمیری_مزرعه #ایده_بازی #اسباب_بازی #خلاقیت
22 خرداد 1399 14:18:11
0 بازدید
جعبک
مزرعهی خودتو بساز... با حیوونای عجیب غریب! درختای عجیب تر.. با جعبک هر کس داستان خودشو داره! هیچ وقت قصهی دو تا جعبک شکل هم نیستن! و هیچ وقت دو تا بچهی جعبکی شبیه هم بازی نمیکنن... تفاوت بچهها رو با هم ببینیم و از متفاوت بودنشون غصه نخوریم! بچههای ما هر کدوم قراره یه گوشهی این دنیا رو با دستاشون و به سبک خودشون بسازن... #جعبک_جان #جعبک_خمیری_مزرعه #بازی#سرگرمی #ایده
27 اردیبهشت 1399 16:27:25
3 بازدید
جعبک
🏐🪀 همه ی ما دنبال این هستیم که کودک مون رو از خطرات روحی، جسمی و کثیف کاری دورکنیم. دلمون میخواد بچه هامون ظاهر مرتب و منظمی داشته باشن. برامون سخته ببینیم بچه مون تو گِل داره شنا میکنه، روی خودش ظرف ماکارونی رو دمر کرده یا توی بدوبدو خورده زمین. لباسشو اشتباه پوشیده یا به جای نقاشی کردن رو کاغذ روی لباسش اینکار رو کرده. اما یادمون باشه تشویق به دور کردن بچه ها از این موقعیت ها، مستقیما اعتماد به نفس اون ها رو نشونه میگیره. نباید چارچوبایی که تو ذهن ماست به عنوان پدر یا مادر، باعث منع اون ها از تجربه های جدید و خطرپذیری های حساب شده، بشه. بیایم به بچه ها، تجربه و خطر کردن رو هدیه بدیم. اثری که از تجربه ها تو ذهن کودکمون میمونه صدبرابر عمیق تر و با ارزش تره. شما چطوری این فرصت رو برای کودکتون فراهم میکنید ؟
22 مهر 1400 09:11:56
56 بازدید
جعبک
حالا که خستگی از تمام تنم می بارد و دارم برای رنگینک کپشن می نویسم و تصویر تمام چالش های سر راهمان و حرص خوردن هایمان و استرس کشیدن هایمان می آید جلوی چشمم از خودم می پرسم: ارزشش را داشت... توی ده روز این همه زحمت کشیدن و تا دم مرگ اضطراب داشتن... واقعا هیچ چیزی نمی دانم جز اینکه: خدایا! قدمان کوتاه است. توانمان کم است. ظرفیت روحی و جسمیمان محدود است. خودت درستش کن..به بهترین شکل..مثل همهی وقت ها... پس این دعا شاید بهترین کپشن برای اولین نشریهی جعبک باشد. اولین شماره ویژه ی ماه رمضان با تمام کاستی هایی که خودمان می دانیمش و خدا...: یا مُقیلَ الْعَثَراتِ اَقِلْنی عَثْرَتی! اولین شمارهی نشریهی اختصاصی هم مادر و هم کودک... ویژه ی ماه رمضان و مادران روزه دار... برای شما... ۳ هزار خرده ای نفر همراه ما... توضیحات بیشتر را توی استوری خدمتتان عرض خواهیم کرد.. به امید خدا... #رنگینک #جعبک #نشریه_مادر_کودک #رمضان
02 اردیبهشت 1399 13:45:18
5 بازدید
جعبک
🌿 پیراهن زردش را مرتب کرده بود. تازه درد زایمان رخت بسته بود. دردانه را گذاشته بود توی گهواره. پتوی سبز را که لابد روزها، منتظر، بوییده بود و به سینه چسبانده بود، روی گلش انداخته بود. عمه حکیمه وارد اتاق شد. دستی به سر دستمال بستهٔ نرجس کشید. نرجس حتما لبخند زد و گهواره را نگاه کرد. عمه حکیمه گل کوچک را بلند کرد. خواست ببوسدش. بوی خوشش قلب عمه را به تپش انداخت. نرجس را نگاه کرد. نرجس لابد سر تکان داد که توی دل من همین خبرهاست... بابا صدا زد پسرم را بیاور عمه... نوشته اند پسر پدر را که دیده به حرف آمده از بس پدر مرد بوده. از بس چشم هاش آدم را به حرف می آورده... بابا گل نرجس را به او سپرده و گفته پسرم تو را به کسی می سپارم که مادرموسی فرزندش را به او سپرده.... نرجس قلبش تاپ تاپ کرده لابد اشک تا پشت چشم هاش آمده لابد باورش نشده که چطور می شود این پدر را و این پسر را دوست نداشت و دشمنشان شد.. چطور می شود بخاطر این ها آسمان و زمین را بهم نزد... دریا ها و دشت ها را مثل او طی نکرد... سرش را انداخته پایین... لابد خیال پردازی کرده که حالا آسمان گهواره ات پسرم... آن ابر تپل نرم بالش زیر سرت... لابد برایش لالایی ها خوانده و منتظر وعدهٔ بعدی شیرش شده... تولدتان مبارک آقا مبارک نرجس... و مبارک ما مادر ها که می دانیم توی دل نرجس وقتی بویتان کشیده چه خبرها که نشده... بویتان را به کوی ما مادرها بفرستید ... #نیمه_شعبان_۱۳۹۹ #جعبک
20 فروردین 1399 17:03:03
3 بازدید
ادمین جعبک
0
0
🇮🇷 قصهی تو را چگونه می گویم برای او! تو را چطور برای او تعریف میکنم؟ دوست دارم او کشورش، وطنش، سرزمین مادری اش را چگونه ببیند؟ چگونه بشناسد؟ ایران! سرزمین زیبای من! تو زنده ای! جان داری! نفس میکشی! جانمان به جان تو بند است. رشد میکنی و درد میکشی. شکست میخوری و بلند میشوی. ناامید و خسته میشوی اما از پا نمی ایستی! تو زنده ای هنوز! و من عاشقانه تو را با تمام وجود دوست دارم. و این دوست داشتن را مثل یک میراث برای او به یادگار می گذارم.. از نسلی به نسلی، از مادری به کودکی، از پدری به فرزندی... قصهی تو قصهی زندگی است. با تمام وجود زیستن و رنج زیستن را تحمل کردن و از پا ننشستن... تو مایی. من، فرزندم، همسرم، همسایه ام، هم خویشم.... تو مایی ایران! و ما از عشق تو و این سرزمین و این خانواده تا ابد محافظت میکنیم.. #ایران#سرزمین_من#ایرانی#کودک#سرگرمی #جعبک#جعبک_جان