chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🏴 🏴 هنوز محرم نشده، دلمان پر می کشد برای هیئت ها و لحظه شماری می کنیم تا دوباره لباس مشکی بپوشیم و به حسینیه برویم. اما خودمان تنها نیستیم. کودکی داریم که هنوز درک کاملی از این فضا ندارد، نمی داند چرا مادرش گریه می کند یا پدرش به سینه می کوبد. گاهی هاج و واج ما را نگاه می کند، گاهی می ترسد و گاهی هم حوصله اش سر می رود و شروع به غر زدن می کند... 💡چه کاری می توانیم انجام دهیم؟ چند سالی می شود که به لطف امام حسین، در کنار هیئت بزرگتر ها، هیئت هایی هم برای بچه ها راه افتاده، مادر ها هم بعضا برنامه هایی برای فرزندانشان دارند... اما هنوز هم جای کار داریم... می خواهیم یک بار دیگر دست به دست هم بدهیم و هیئت ها را برای کودکانمان خاطره انگیز کنیم.... با #سرباز_حسینم همراه باشید... #محرم #هیئت #هیئت_کودک #کودک #چمرانی_ها #در_هیئت_با_مادر #در_هیئت_با_پدر #هیئت_در_خانه
06 شهریور 1398 16:20:59
0 بازدید
chamran_kids
🔍 شما وقتی یک کودک پنج ساله را می بینید که یک ربات می سازد یا خواندن و نوشتن را کامل بلد است یا تمام قرآن و نهج البلاغه را کامل حفظ است، چه واکنشی نشان می دهید؟ تحسینش می کنید؟ آرزو می کنید فرزند شما هم چنین هوش سرشاری داشته باشد؟ باید بگوییم که اگرچه همه ی این ها در ظاهر خوب و جذاب است اما در پشت آن، کودکی است که کودکی کردن را فراموش کرده، به جای آزادانه بازی کردن، درگیر آموزش های سخت و امر و نهی بوده. اجازه دهیم کودک زندگی کند، هفت سال اول زندگی، فرصتی برای بازی و تجربه های جدید است. پسرهای پنج ساله این هفته یک تجربهی جدید کسب کردند. رفتن به یک کارگاه شیرینی پزی، دیدن یک عالمه شیرینی و پختن شیرینی با خمیرهایی که عموهای قناد به آنها دادند مربی: فاطمه مزارعی، فاطمه فیض آبادی #پنج_ساله_ها #مهد_کودک #تجربه #بازی #هفت_سال_اول #آشنایی_با_مشاغل #استعداد #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
20 آذر 1398 17:14:07
0 بازدید
chamran_kids
💳 📣 بانک چمرانی افتتاح شد کلاس دومی ها بعد از برگزاری بازارچه زمستان، بانک چمرانی را راه اندازی کردند. ابتدا هر کس که میخواست، پول هایش را میشمرد سپس به حسابدار میداد . حسابدار پول ها را میشمرد و از بچه ها تحویل میگرفت و در دفتر ثبت میکرد. بانک روزی دوبار باز میشود و بچه ها میتوانند پول بگذارند یا بردارند. با این کار علاوه بر اطمینان از گم نشدن پول ها ، میتوان از این حساب، قرض الحسنه به بچه ها چمرانی قرض بدهیم. #ریاضی #کلاس_دومی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #دبستان_پسرانه_حمزه_دوران #چمرانی_ها
25 اسفند 1397 10:08:40
0 بازدید
chamran_kids
🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران
04 خرداد 1399 22:04:31
0 بازدید
chamran_kids
🦁 "شیر های کلاس آنلاین🤯" اینجارو نگاه! پسرهای پنج ساله ی مهد تعاملی، شیر شدن😳👆 بله!شیرهای قوی و گرسنه ای که رفتن تو جنگل تا دنبال غذا بگردن🤔 غذاشون چیه؟؟؟ ابزارهای فعالیت اون روز!🤗 مثلا تو این فیلم شیرها با پهلوون گشتن و گشتن تا یه دوست پیداکردن🤩 دوستشون یه لاکپشت کوچولو بود که حسابی سردش بود برای همین بچه ها با کامواهای رنگی تصمیم گرفتن براش لباس گرم درست کنن 😊 یکی از راه های ایجاد تنوع تو کلاس آنلاین و فعالیت ها اینه که، هربار بچه ها به عنوان شخصیت های مختلف راه بیوفتن دنبال ابزار فعالیتشون، اینجوری هم قبلش با خاله، با صداهای جالب بازی و گفت و گو میکنن هم انگیزه شون برای فعالیت اون روز بیشتر میشه😇 پست رو سیو کنید تا آخر هفته که دنبال ایده بازی بودین، این بازی رو انجام بدین. #ایده_فعالیت #ایده_بازی #مهد_تعاملی #مهد_کودک_آنلاین #حسینیه_کودک_شهید_چمران #پنج_سالگی_کودک_بازی #پنج_سالگی
02 بهمن 1399 17:01:29
0 بازدید
chamran_kids
🇮🇷 برای #جشن_تولد_انقلاب چی کار می تونیم انجام بدیم: ⚀ داستان هایی از زندگی قهرمانان انقلاب بگیم: داستانی از کودکی شهید مرتضی مطهری👇 🐱گربه ی گرسنه 🔸 یکی بود، یکی نبود. 👦یک روز یک پسر کوچولوی مهربان و شیرین زبان به نام آقا مرتضی، تصمیم گرفت برای بازی به پارک برود. همین طور که مشغول بازی بود، یک گربه ای را دید که میو میو می کرد. ولی چشمهایش بسته بود. آقا مرتضی رو به گربه کوچولو گفت: من که زبون گربه ها رو نمیدونم، نمیفهمم چی میخوای. بعد کمی با خودش فکر و گفت: شاید گرسنه باشه. بعد سریع به سمت خانه دوید و مقداری 🍗گوشت آورد. گربه را صدا کرد و گوشت را جلوی گربه گذاشت. گربه کوچولو کمی چشم هایش را بازد کرد و گوشت را دید. خیلی خوشحال شد و سریع جلو آمد و گوشت را خورد. وقتی غذا خوردنش تمام شد به آقا مرتضی نگاه کرد و دمش را تکان داد. آقا مرتضی خندید و گفت: پس تو گشنت بود. از این به بعد قول میدم هر وقت پارک اومدم، برات گوشت بیارم. #قهرمان_انقلاب #من_یار_انقلابم #دهه_فجر #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
06 بهمن 1397 11:43:51
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
ماجرای چمرانی شدن مارو در این فیلم ببینید... ❤👆🏻 پدر جان! ده سال پیش از راه دوری به مدرسه ی شما آمدیم و ...⬆️ 🌹شما زیر این پست برامون از شهید چمران بنویسید، از ماجرای چمرانی شدنتون، از اینکه چیشد مارو دنبال کردید و همراه مون شدید و لطفا برامون یه دعای قشنگ کنید🙏🏻 #چمران#شهید_چمران#مصطفی_چمران#دکتر_مصطفی_چمران #حسینیه_کودک_شهید_چمران #همه_ی_فرزندان_شهید_چمران #تاریخچه_چمرانی_ها#چمرانیها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست