chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
✅ 📣 خبر خوب اینکه: 🎊به مناسبت میلاد حضرت زینب س، تخفیف ۱۰ تا ۱۵ درصدی روی تمامی محصولات تربیتی:🎊 📕 کتاب های الکترونیک 🖥 کارگاه های مجازی ❗️فقط ۱۰ و ۱۱ دی ماه❗️ در👇🏻 chamraniha.com/shop ⏳ فرصت رو از دست ندین #عیدی #تربیت #کارگاه_آموزشی #کارگاه_مجازی #تربیت #کتاب_الکترونیکی #ای_بوک #تربیتی #تخفیف #میلاد_حضرت_زینب #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #چمرانی_ها
10 دی 1398 15:20:04
0 بازدید
chamran_kids
🔨 معلم با دغدغه که باشی فضای کلاست برای شما مهم میشود. نمیتوانی فقط به چشم یک اتاق بهش نگاه کنی. وقتی اتاق برایت مهم میشود، وسایل داخل آن هم برایت هویت پیدا می کند. در نتیجه، از کنار یک کمد، در کلاس هم بی تفاوت نمی گذری. آن را تبدیل به یک فضای جذاب و متفاوت برای بچه ها می کنی. پ ن: کمدهایی که در تصویر می بینید توسط عموی کلاس سومی ها رنگ شده و فضایی است برای فعالیت بچه ها و قرار دادن وسایل مختلف. #فضا_سازی #کلاس_سومی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
24 آذر 1397 06:30:14
0 بازدید
chamran_kids
مامان ها! باباها! دیگه آخرین فرصته❗❗❗❗❗ . ❌فقط برای دخترها ظرفیت داریم❌ . از مهد کودک ۵ ساله ها چه خبر⁉️🤔 . قراره با بچه ها کلی فعالیت و بازی جالب و هیجان انگیز، استقلال و دوستی های جدید رو هم کنارهم تجربه کنیم 🤗 . 🔴۲ روز در هفته 🔴به مدت ۲ ساعت 🔴در مجموعه ی شهید چمران . ✔برای ثبت نام فقط کافیه دایرکت بدید یا به سایت چمرانی ها سربزنید: Chamraniha.com . ✅این پست رو سیو کنید و برای والدین بچه دار بفرستید که از آخرین مهلت ثبت نام جا نمونند!! . ❌ظرفیت مهدکودک پسرها تکمیله و فقط برای یک سانس دخترهای ۴ و ۵ سال به صورت محدود پذیرش داریم😇 . #مهد_کودک #مهد_تعاملی #بازی #حسینیه_کودک_شهید_چمران #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست
14 مهر 1400 14:17:40
0 بازدید
chamran_kids
چند سال قبل مربی هفت تا دختر بودم ،هفت تا دختر پنج ساله .چهار تا از بچه ها اولین سالی بود که به مجموعه ما اومده بودن و دوست داشتن همراه ماماناشون تو فعالیت ها شرکت کنن . 🤯حالا بشنویم از مامانهایی که کلی برنامه ریزی کرده بودن برای ساعت هایی که بچه ها مهدن ،اما همه ی برنامه هاشون بهم خورده بود 🧩حدود یکماه همه کنار هم فعالیت میکردیم تا ... ⭕این پست رو ببینین و برای مامان باباهایی که بچه ی وابسته دارن بفرستین . #مهد#مهد_مناسب #مهد_کودکها #وابستگی #وابستگی_کودک#وابستگی_کودک_به_مادر
15 تیر 1400 06:38:45
3 بازدید
chamran_kids
🤹 وقتی با بچه ها کار می کنی، هر روز بهانه ای برای شگفت زده شدن، داری... کافیست ابزاری در اختیارشان بگذاری و خلاقیت هایشان را تماشا کنی و کیفش را ببری. پیش دبستانی ها با نوارهای مشکی یک بازی همیشگی دارند. نوار ها را در جریان باد قرار می دهند. کمی بعد از بازی، بچه ها تصمیم گرفتند با این نوار ها، بادبادک بسازند. #بازی #شش_ساله_ها #پیش_دبستانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
05 دی 1397 10:15:08
0 بازدید
chamran_kids
🌙 این بار مهمان خانواده های چمرانی بودیم...پدرها، مادرها و چمرانی های کوچک... یک افطاری ساده و با صفا در کنارهم در گوشه ای از طبیعت زیر آسمان خدا... ما همه با هم یک خانواده ایم، خانواده ی بزرگ شهید چمران... #افطاری #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #چمرانی_ها #محفل_خانوادگی
05 خرداد 1398 07:44:39
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران