پست های مشابه

chamran_kids

🌷 گشت و گذار در تاریخ، به ما نشان می دهد که چه کسانی رفتند تا ما بمانیم. نشان می دهد که انتقام سخت امروز، جنگ طلبی نیست، بلکه تضمین آینده ی کودکانمان است. ‌ پسرهای کلاس دومی، امروز به باغ موزه‌ی دفاع مقدس رفتند. جایی برای تدریس شجاعت و دلاوری به سربازان آینده کشورمان. ‌ #کلاس_دومی_ها #اردو #باغ_موزه_دفاع_مقدس #ایران #هویت_ملی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران

18 دی 1398 18:10:24

0 بازدید

chamran_kids

💡 آیا چمران شعبه ی دیگری دارد؟ 👇 مدرسه‌ی صحرایی علّامه اقبال لاهوری مدرسه‌ی صحرایی، مدرسه‌ای بدون در و دیوار و سقف و پنجره است، که در هم‌سایگی امام‌زاده سه‌برادران جای گرفته. دانش‌آموزان این مدرسه، کودکان مهاجران پاکستانی هستند‌. هر هفته یکی‌دو روز این مدرسه فعّال می‌شود. مربّی‌ها می‌روند دنبال بچّه‌ها. آن‌ها را جمع و کارشان را آغاز می‌کنند. از بسترهای زندگی روزمرّه‌ی آن‌ها استفاده می‌کنند، تا خواندن، نوشتن و دانش‌ها و مهارت‌های گوناگون را به آن‌ها بیاموزند‌‌. دو نفر از بچه های پاکستانی مسئول ثبت نام شدند. بعد از ثبت‌نام، بچّه‌ها دو گروه شدند.‌ گروه اوّل یعنی بچّه‌های بزرگ‌تر درگیر پروژه‌ی درست‌کردن شربت شدند. آن‌ها برای درست‌کردن شربت به وسایلی نیاز داشتند‌. امّا در مدرسه‌ی صحرایی علّامه اقبال، وسایل را به‌آسانی دراختیار بچّه‌ها نمی‌گذاریم. آن‌ها برای به‌دست آوردن نیازهایشان باید مسیری را طی کنند. پیش از بیان مسیر رسیدن به وسایل، نکته‌ی مهم، ارتباط ادبستان حمزه‌ی دوران و مدرسه‌ی صحرایی است. دانش‌آموزان ادبستان( حسین صبری، علی حیدری و محمّد قطبی ) به‌عنوان مربّی( عمو ) در مدرسه‌ی صحرایی استخدام شدند‌. این مربّی‌ها، کلمات کلیدی و مهم را روی کاغذهای بلیت‌مانندی نوشتند، تا دانش‌آموزانِ مدرسه‌ی صحرایی ازروی نوشته‌های آن‌ها مشق کنند.‌ مسیر به‌دست‌آوردن وسایل همین است، که هرکس نام وسیله‌ای را که می‌خواهد روی بلیت سفیدی بنویسد و به مربّی‌های کوچک تحویل دهد. دانش‌آموزان مدرسه‌ی صحرایی در تلاش برای به‌دست‌آوردن موادّ شربت آموزش می‌بینند؛ مثلاً یاد می‌گیرند چه‌طور باید بنویسند شکر؛ چه‌طور باید بنویسند خاک‌شیر؛ چه‌طور باید بنویسند شربت. اگر شکل کلّی کلمه‌ها را یاد بگیرند، در مرحله‌ی بعد می‌آموزند که این کلّیت‌ها را به اجزایشان( حروف و نشانه‌های فارسی ) بشکنند. ‌ امّا تفاوت اصلی و مهمّ مدرسه‌ی صحرایی با مدرسه‌های دیگر: در مدرسه‌ی صحرایی فقط درس مهم نیست. مسئولیت‌پذیری هم مهم است. بچّه‌هایی که مسئولیت درست‌کردن شربت را به‌عهده گرفتند، پس از به‌دست‌آوردن وسایل، کارشان را شروع کردند. ‌ #یک_مدرسه_چمرانی #شعبه_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران #چمرانی_ها

11 مرداد 1398 07:51:46

0 بازدید

chamran_kids

اساتید دوره والدگری چمرانی رو میشناسید؟🤔👆🏻 . ورق بزنید و بخونید⬆️ چون دیگه وقتشه بدونید که دوره ی والدگری رو قراره با کدوم اساتید بگذرونید🤗 . ✅دوره ی والدگری چمرانی، یه فرصت ویژه برای شما مادر و پدرهایی هست که دغدغه تربیت فرزندتون رو دارید؛ مخصوصا با رویکرد مذهبی_ علمی و تجربی😎 . ✔دوره ی والدگری شامل ۱۶ کارگاه تربیتی آنلاین و آفلاین هست!!!😊 راستی🧐 ✅بسته ابزار ✅اردوی مادر و کودک ✅اردوی پدر و کودک ✅مشاوره رایگان راهچه رو هم اضافه کنید🤩 ⭕برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام، به هایلایت دوره والدگری سر بزنید یا بهمون دایرکت بدید❗🤗 . ❗❗❗❗والدینی که می‌شناسید رو به این دوره دعوت کنید تا کنارهم مسیر صحیح تربیت فرزند رو یادبگیریم😊 . #دوره_والدگری_چمرانی #والدگری #والدین_آگاه #والدگری_آگاهانه #دوره_تربیت_کودک #دوره_تربیتی #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

24 آبان 1400 15:37:39

0 بازدید

chamran_kids

🍀 خیلی از پدر و مادر ها دوست دارند فرزند خلاق داشته باشند اما به جای پروش خلاقیت، کودک را درگیر قالب های ذهنی می کنند. نقاشی های آماده که فقط کودک باید آن را رنگ کند. کاردستی هایی که باید از روی الگو برش بزند، چسب بزند و چیزی هایی شبیه هم بسازد. بازی ها را فقط باید طبق قاعده و قانون خودش بازی کنند، همه ی اینها مانع خلاقیت است. ‌ اجازه دهیم کودک خودش کشف کند و بسازد. شما فقط بستر و ابزار بازی و فعالیت را فراهم کنید و هم بازی شان باشید. ‌ چند کاغذ آبی ساده مهمان کلاس پیش دبستانی ها بود. دخترها با همفکری هم تصمیم گرفتند با آن یک بازی بسازند. کارت بازی با دو شکل مشابه. ‌ مربی: مطهره یعقوبی ‌ #پیش_دبستانی_ها #خلاقیت #پرورش_خلاقیت #پرورش_مهارتهای_کودک #کودک #طرح_درس #بازی #ساخت_بازی #پروژه #تربیت #پدر #مادر #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

02 بهمن 1398 18:04:12

0 بازدید

chamran_kids

🔹مشاوره تلفنی و حضوری چمرانی ها می تونید سوال های تربیتی تون رو با متخصصان ما، در میون بذارید. ‌ ✅ مشاوره ای با رویکرد بومی و دینی 📝 برای تکمیل فرم، به سایت چمرانی ها chamraniha.com سر بزنید. #مشاوره #کودک #تربیت #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

10 آذر 1397 08:00:00

0 بازدید

chamran_kids

. معلم ها کجای زندگی بچه ها هستند؟ و بچه ها کجا زندگی معلم ها؟ . این متن مربوط به زمانی است که عموی پسرهای پیش دبستانی چمران، خودش را به بیمارستان رساند تا احوالی از خانواده ی شاگردش که در کما رفته بپرسد. به سرعت پیام به تمام پایه های مدرسه ارسال شد:👇🏻 "بسم الله الرحمن الرحیم 🛑یا من اسمه دوا و ذکره شفا متاسفانه طی سانحه ای یکی از بچه ها پیش دبستانی حادثه جدی براشون پیش اومده و الان در کما هستند. خواهش میکنم هر چقدر از دستتون برمیاد دعا کنید و بسپارید دعا کنن ان شالله به لطف امام رضا برگردن." و این متن بعد از رفتن همان شاگردش است...👇🏻😔💔 "سلام و عرض ادب خدا ان شالله به خانواده علمی صبر عطا کنه مصیبت خیلی سختیه داغش به دلمون موند و قد کشیدنشو ندیدیم... خاطراتی که یه زمانی میتونستن دلیلی برای شاد بودن باشن الان آیینه دق شدن... خدا بخیر بگذرونه و به دل مادرش رحم کنه." ما چه میدانیم در دل عموی جوان تازه کار چمرانی چه میگذرد؟ وقتی تنهایی و موبایل به دست از این طرف حیاط میدوید آن طرف و با بچه های آن طرف خط تفنگ بازی میکرد، به امید شاد کردن بچه ها بود. بچه هایی که تمام عشقشان این بود هفته ای یکبار بیایند و عمو را ببینند یا تصویرش را در فضای کوچک اسکایپ نگاه کنند. فردا عمو دوباره کلاس آنلاین دارد و این بار غمی بزرگ بر دلش است... تازه عموها، مثل خاله ها خیلی راجع به هر چیزی حرف نمیزنند... عمو ماند و آیدی محمدعلی علمی.....و داغی که برای همیشه بر دلش ماند....داغ بزرگ شدن و قد کشیدن پسر بچه ای سرزنده.... . این متن تقدیم میشود به عموی پیش دبستانی، تمام عموهای چمران و تمام معلم های دنیا که شاگردی را ازدست دادند و داغی بزرگ بر دلشان نشست....داغی که هیچ وقت سرد نمیشود! . پ.ن۱: میشد عکس هایی به شیوه خبرگزاری‌ها گذاشت، از لحظه ای که مادرِ محمدعلی، عموی پسرش را دید، از لحظه ای که پدر محمدعلی و عمو همدیگر را در آغوش گرفتند و زار زدند، از لحظه ای که عموی پیش دبستانی، لحظه ی تدفین شانه هایش لرزید و از لحظه تلقین خواندن که عمو دوزانو روی سنگ ریزه ها نشست... . ولی عکسی نمیگذاریم. نه از عموی پیش دبستانی ها و نه باقی عموها که همه خودشان را به مراسم رساندند و عقب تر از همه ایستادند و خداحافظی بقیه با پسرک را نگاه کردند. خاطره ی ما و عموها با محمدعلی همان خاطرات شیرین کودکی باشد. همان دویدن ها، تیراندازی ها و خندیدن ها.... پ.ن۲: از آن بالا باز هم با عمو تفنگ بازی کن! محمدعلی بدو... عمو منتظرته ها....😭🖤 #معلم_آرزوها #مدرسه_آرزوها#معلم #معلم_داغدار#شاگردان_کوچک#کودکان_پاک

17 فروردین 1400 11:46:43

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

📖 📿 تسبیح حضرت زهرا ‌ طهورا دوست داشت مثل مادرش یک جانماز با مهر گلی داشته باشد. مادر و طهورا یک جا نماز دوختند و یک مهر خیلی قشنگ هم که پدرش از کربلا سوغاتی آورده بود، در آن گذاشتند. اما طهورا دوست داشت در جانمازش یک تسبیح هم باشد. مادرش یک تسبیح که از مشهد سوغاتی آورده بودند را به او داد. طهورا خوشحال شد و گفت: حالا چی باید بشمرم؟ مادر خندید و گفت: چیزی نباید بشمری. باید تسبیحات حضرت زهرا (س) را بگی. طهورا با تعجب گفت: تسبیحات حضرت زهرا چیه؟ مادر گفت: بشین تا برایت یک داستان تعریف کنم. اون قدیما، یک مامانی بود که چهار تا بچه کوچولو داشت. باید براشون غذا درست می کرد، نان می پخت. لباسشون رو می شست. خلاصه خیلی کار می کرد. مادر مهربان یک روز به پدرش گفت: میشه شما یه نفر رو یه من معرفی کنین که روزها، تو کار خونه به من کمک کنه؟ پدر مهربانش گفت: من یه راهی بهت یادمی دم که تنهایی کارهات رو انجام بدی و خسته هم نشی. با خاک و آب، گل درست کن ک اون رو به شکل دونه های ریز در بیار. بعد با یک نخ، دونه ها رو به هم وصل کن. هر روز، صبح و شب و بعد از هر نماز با استفاده از دونه ها، ۳۴ بار الله اکبر، ۳۳ بار الحمدالله و ۳۳ بار سبحان الله بگو. ‌ مادر طهورا گفت: آن مادر مهربان، حضرت زهرا (س) بود که از امام حسن، امام حسین، حضرت زینب و ام کلثوم مراقبت می کرد. پدر مهربان آن مادر هم، حضرت محمد (ص) بودند که دخترشان را راهنمایی کردند تا تسبیح درست کنند. ‌ 💡شما هم می تونید همراه بچه با کمی گل، نخ و سوزن پلاستیکی یه تسبیح درست کنید. ‌ #قهرمان_سازی #حضرت_زهرا

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

📖 📿 تسبیح حضرت زهرا ‌ طهورا دوست داشت مثل مادرش یک جانماز با مهر گلی داشته باشد. مادر و طهورا یک جا نماز دوختند و یک مهر خیلی قشنگ هم که پدرش از کربلا سوغاتی آورده بود، در آن گذاشتند. اما طهورا دوست داشت در جانمازش یک تسبیح هم باشد. مادرش یک تسبیح که از مشهد سوغاتی آورده بودند را به او داد. طهورا خوشحال شد و گفت: حالا چی باید بشمرم؟ مادر خندید و گفت: چیزی نباید بشمری. باید تسبیحات حضرت زهرا (س) را بگی. طهورا با تعجب گفت: تسبیحات حضرت زهرا چیه؟ مادر گفت: بشین تا برایت یک داستان تعریف کنم. اون قدیما، یک مامانی بود که چهار تا بچه کوچولو داشت. باید براشون غذا درست می کرد، نان می پخت. لباسشون رو می شست. خلاصه خیلی کار می کرد. مادر مهربان یک روز به پدرش گفت: میشه شما یه نفر رو یه من معرفی کنین که روزها، تو کار خونه به من کمک کنه؟ پدر مهربانش گفت: من یه راهی بهت یادمی دم که تنهایی کارهات رو انجام بدی و خسته هم نشی. با خاک و آب، گل درست کن ک اون رو به شکل دونه های ریز در بیار. بعد با یک نخ، دونه ها رو به هم وصل کن. هر روز، صبح و شب و بعد از هر نماز با استفاده از دونه ها، ۳۴ بار الله اکبر، ۳۳ بار الحمدالله و ۳۳ بار سبحان الله بگو. ‌ مادر طهورا گفت: آن مادر مهربان، حضرت زهرا (س) بود که از امام حسن، امام حسین، حضرت زینب و ام کلثوم مراقبت می کرد. پدر مهربان آن مادر هم، حضرت محمد (ص) بودند که دخترشان را راهنمایی کردند تا تسبیح درست کنند. ‌ 💡شما هم می تونید همراه بچه با کمی گل، نخ و سوزن پلاستیکی یه تسبیح درست کنید. ‌ #قهرمان_سازی #حضرت_زهرا

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن