chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
امشب چی دعا بخونیم؟ چه دعایی کنیم؟ 🖤🤔 . حتما ورق بزنید و بخونید⬆️ . ☘️این پست رو ذخیره کنید و برای معلم هایی که میشناسید بفرستید. . #شب_قدر #ماه_رمضان #شب_احیا #معلم#فلسطين #آرزو #دعا #شب_بیست_و_یکم_رمضان #شهادت_امام_علی_علیه_السلام #اللهم_عجل_لولیک_الفرج
02 اردیبهشت 1401 16:16:57
2 بازدید
chamran_kids
"فضاسازی ادبستان دخترانه" . تجربه ای که از حس خوب بچه ها نسبت به #حسینیه_کودک داشتیم، ما رو ترغیب کرد تا سعی کنیم همان حس نسبت به ادبستان هم ایجاد شود. ترسی که در ناخودآگاه بچه ها نسبت به #مدرسه و کلاس و نیمکت وجود دارد را نداشته باشیم، ادبستان دخترانه مکانی باشد شبیه جایی که بچه ها قرار است در ان زندگی کنند، خودشان با کمک همدیگر و با ایده های ساده طراحی کنند. برای اجرای ایده آل هایمان محدودیت های زیادی داشتیم،ولی سعی کردیم با امکانات موجود بهترین ها را طراحی کنیم. . مدل های مختلف میز و نیمکت را بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که میزها قابلیت نوشتن داشته باشند،جای مخصوص برای نگهداری وسایل بچه ها که بتوانند کتاب و لوازم شان را داخل آن بگذارند، بچه ها بتوانند به راحتی میزشان را جابجا کنند تا فضای بیشتری برای بازی یا فعالیت داشته باشند. . برای هر #کلاس یک رنگی را انتخاب کردیم، حروف الفبا را در مدل های مختلف نقاشی کردیم ، یک قاب چوبی برای نصب کارهای بچه ها ساختیم و ساخت قسمت های دیگر را به عهده خود بچه ها و مربی ها گذاشتیم. . با شروع سال تحصیلی هر هفته کلاس های مختلف تغییرات جالبی می کردند، ساعت مخصوص که خود بچه ها آن را رنگ کردند، کتابخانه ای که نقشه ی آن را کشیدند و با کارتن ساختند، گلدان هایی که خودشان قلمه زدند و کارهای زیادی که برای کلاس دوست داشتنی شان انجام می دادند. . اینجا #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران است، جایی که دخترهایش خودشان کلاسشان را آن طوری که میخواهند می سازند و در کنار یکدیگر زندگی کردن را تجربه می کنند درست شبیه یک خانه ی واقعی.😊 #تاریخچه_چمرانی_ها #تاریخچه_چمران #دختران_چمرانی #فضا_سازی
07 مرداد 1399 19:09:17
0 بازدید
chamran_kids
🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امامخوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها
13 خرداد 1399 20:26:52
0 بازدید
chamran_kids
📣 اسباب بازی خریدن یکی از سخت ترین کارهای دنیاست. اینکه برای چه سنی، چی بخریم؟ بازی فکری خوبه یا ساختنی؟ برای دختر ها چی بگیریم؟ این بازی مناسبه فرهنگه ما هست یا نه ؟ و کلی سواله دیگه. حالا #هاچین کار رو کمی آسون تر کرده. دیگه خیال من راحته از بابت اسباب بازی که می خرم و مشاوره هایی که میدن هم خیلی کاربردیه. یه سر به پیج شون بزنید، پشیمون نمیشید: @chamran_gifts @chamran_gifts @chamran_gifts #هاچین #هدایای_شهید_چمران #اسباب_بازی
06 مرداد 1398 05:35:05
0 بازدید
chamran_kids
بیاید باهم قصه ی تولد امام مهربون رو بشنویم...😇👆🏻 . همونطور که میدونید فردا میلاد کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی(ع) هست...😍 حالا مگه میشه برای بچه ها برنامه نداشت؟؟؟ _نه😎 پس برای اینکه این میلاد رو برای بچه ها قشنگ کنیم میتونیم فردا خونه رو باهم تزئین کنیم، کیک درست کنیم، یکم خوراکی آماده کنیم و به همسایه ها نذری بدیم🤗🥳 . ضمنا میتونید تو لایو فردا هم شرکت کنید تا باهم برای امام عزیزمون حرم بسازیم....🤩 . ⭕شما چه برنامه هایی برای فردا با بچه ها دارید؟🤔 . ⁉️اول این پست رو سیو کنید بعد برامون بنویسید چطوری این تولد رو براشون قشنگ تر کنیم؟😊👇🏻 . #ولادت_امام_حسن_مجتبی #چمرانی_ها #میلاد_امام_حسن_مجتبی #جشن #ماه_رمضان #قصه_کودکانه #کریم_اهل_بیت #نذری
07 اردیبهشت 1400 17:17:30
51 بازدید
chamran_kids
. برای هر کسی یه چیزی افتخاره بعضی موقع ها یه کاری که کردیم باعث میشه حس خوبی داشته باشیم و آدم وقتی یادش میفته با وجود سختی هاش قند تو دلش آب بشه... برای من خادمی هیات کودک از اون کارهاست، از اون افتخارها و البته از اون چیزای خیلی سخت:) چون هر سال باید کلی با خودم بجنگم که ده شب برم هیات ولی تو خود هیات نباشم، یه گوشه ای با یک عالمه بچه مشغول باشیم و نه صدایی از هیات بشنویم و نه تصویری ببینیم. هیات کودکِ ما در دانشگاه هنر، اینقدر جاش دنجه که فقط وقتی مردم میان دنبال بچه هاشون می فهمیم هیات تموم شده.... و اون وقت باید جمع کنیم و بریم. وقتی بیشتر دل آدم میسوزه و میفته تو دو دو تا چهارتای خودش که آیا کار درست رو میکنم یانه که قیافه ی خیس از اشک آدمها رو بیرون هیات میبینه... خلاصه که پیدا کردن نیروی کمکی برای همچین توصیفاتی، قاعدتا باید خیلی سخت باشه، حالا بازی کردن با بچه ها هر سال چند تا دونه طرفدار داره ولی نفری برای ورودِ بچه ها و اسم نویسی شون و هزار تا دردسر دم در ورودی جزء اون کارای دردناکیه که اگر کسی براش اعلام آمادگی کنه اون نفر یک گوهر کمیابه....! چرا؟ چون کلی شماره باید بنویسه، کلی بچه که دلشون برای مامانشون تنگ شده کنارش باهم گریه می کنن و اون باید دونه دونه هم آرومشون کنه و هم به مامانشون زنگ بزنه، کفش بچه ها رو که یکی درمیون گم میشه پیدا کنه، بچه هایی رو که میخوان برن دستشویی بسپره به خاله های هیات کودک و سخت ترین کار، موقع رفتن بچه هاست که در بین اون شلوغی وانفسای آخر شبِ مادرها، خوش اخلاق باشه و تند تند بچه هارو صدا کنه و چون غالبا نمیخوان برن بیرون و دوست دارن بازی کنن با لطایف الحیلی راضیشون کنه برن خونه و مطمئنشون کنه فردا شبم هیات کودک هست... . ما یک گوهر کمیاب داشتیم که چند سال ده شب این ماموریت ویژه رو انجام میداد و در این چند سال هیچ شبی لبخند از صورتش گم نشد.... و این گوهر امروز بعد از کلی سختی کشیدن از زندگی این دنیا و پسر سه سالش خداحافظی کردو رفت به سمت هیات کودک واقعی در بهشت....😭 . آزاده سلطانی میدونم اونجا هم دم در میشینی و با خوش اخلاقی مثل همیشه هوای بچه ها رو داری... 💔 کاش مسئول هیات کودک بچه های امام حسین شده باشی اون چیزی که همه مون آرزوشو داشتیم و همیشه اول دهه برای خودمون تکرارش میکردیم...😔 راستی کاش وقتی دلتنگ سید علی میشی چند دقیقه سه ساله ی امام حسین رو بهت بسپارن که باهاش بازی کنی...😭 پ.ن:با فاتحه ای دوست هم هیاتی مارو بدرقه کنین...یک خادم در هیات کودک.... یک خاله ی مهربون.... خاله ی ثبت نام....🖤 #هیئت_کودک#هیئت_هنر
21 خرداد 1400 16:39:10
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🖋 پروژه ی نویسندگی یکی از پروژه هایی است که دخترهای چمرانی، نوشتن را تمرین می کنند. دخترهای کلاس اولی از همین روزهای اول پروژه ی نویسندگی شان را با درست کردن یک مجله شروع کردند. مجله ی شان فعلا تصویری است تا در ماه های بعد، متن هم به آن اضافه شود. #هفت_ساله_ها #کلاس_اولی_ها #سواد_آموزی #طرح_درس #فارسی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران