chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🥗 قرار نیستند حتما دکتر و مهندس شوند... یا فلان رتبه را در کنکور بیاورند. تیزهوشان قبول شوند و غیره و غیره... قرار است زندگی کردن را بیامورند... کلاس اولی ها، سبزی های ناهار خودشان و بقیه ی بچه های ادبستان را خودشان پاک کردند و برای ناهار آماده کردند. #کلاس_اولی_ها #پرورش #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران
28 فروردین 1398 04:50:08
0 بازدید
chamran_kids
🍀 همه ی ما از اینکه فرزندانمان، ویژگی های شخصیتی خوب و مثبت را داشته باشند، خوشحال می شویم. اما نکته ی مهم اینجاست که این ویژگی ها خود به خود در کودک تقویت یا تضعیف نمی شود. مثلا اعتماد به نفس وقتی در کودک رشد می کند که دیده شود، مورد مشورت قرار گیرد و مدام امر و نهی و سرزنش نشنود. دخترهای پیش دبستانی در کلاس شان، تابلویی دارند تا دست سازه های شان را در آنجا قرار بدهند، تا همه ببینند. این فرصت برای همه ی دخترها وجود دارد. تابلوی کلاس شان این هفته پر بود از پروانه های پولکی و رنگی رنگی دوخته شدهی شش ساله ها. مربی: مطهره یعقوبی #پیش_دبستانی_ها #اعتماد_به_نفس #کودک #تربیت #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
05 آذر 1398 12:36:21
0 بازدید
chamran_kids
امشب چی دعا بخونیم؟ چه دعایی کنیم؟ 🖤🤔 . حتما ورق بزنید و بخونید⬆️ . ☘️این پست رو ذخیره کنید و برای معلم هایی که میشناسید بفرستید. . #شب_قدر #ماه_رمضان #شب_احیا #معلم#فلسطين #آرزو #دعا #شب_بیست_و_یکم_رمضان #شهادت_امام_علی_علیه_السلام #اللهم_عجل_لولیک_الفرج
02 اردیبهشت 1401 16:16:57
2 بازدید
chamran_kids
🇮🇷 چه جوری میشه بچه از ایرانی بودنشان خوشحال باشند و به آن افتخار کنند؟ #هویت_ملی #ایرانی #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
09 بهمن 1397 06:18:03
0 بازدید
chamran_kids
📚 💡یادگیری همیشه با بازی عمیق تر و آسون تر میشه. ✅ اگه شما هم کودک کلاس اولی دارین، ✅یا اگه معلم هستین، 👌می تونین از این بازی ها برای آموزش و تثبیت خواندن و نوشتن استفاده کنید. 📚 *۲۰ بازی و فعالیت فارسی* مخصوص کلاس اولی ها 🖊نویسنده: زهرا مهدیان 💳 قیمت کتاب: ۱۰ هزار تومان 📲 برای تهیهی این کتاب الکترونیک، به سایت #چمرانی_ها سر بزنید. chamraniha.com/shop #ای_بوک #فارسی #کلاس_اولی_ها #کلاس_اول #بازی_فارسی #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
14 آذر 1398 16:55:54
0 بازدید
chamran_kids
. چهل چراغ: چراغ سوم #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران . . ❓چه شد تصمیم گرفتیم مدرسه پسرانه تاسیس کنیم؟ . چند سالی از فعالیتمان در #حسینیه_کودک، می گذشت. بچه ها بعد از دوره فعالیتشان در کنار ما، برای پیش دبستانی و دبستان وارد مدارس دیگری می شدند. خیلی دلمان میخواست آینده ی بچه ها را که آن همه کنارشان خاطره داشتیم از نزدیک ببینیم. البته دورادور روند بچه ها را بررسی می کردیم ولی خب خیلی فایده نداشت. از طرفی تعدادی از خانواده ها هم اصرار داشتند مدرسه داشته باشیم و بچه ها را در این مدرسه ثبت نام کنند. با پیگیری و حسن نیت یکی از خانواده ها، با اینکه مجوزمان هنوز آماده نشده بود و در حال پیدا کردن فضای مناسب بودیم تصمیمان برای تاسیس مدرسه جدی تر شد. روند گرفتن مجوز را طی کردیم. مراحلی سخت، پیچیده و بعضا طاقت فرسا، به خصوص جلسه های عجیب گزینش. هنوز راجع به نماز جمعه، مدل هیات رفتن، مدل پوششمان که با جلسه آمدنمان متفاوت است یا نه سوال می پرسیدند. و من تمام مدت گزینش، داشتم به این قضیه فکر می کردم چطور مدارسی کاملا غیر مذهبی و با مدلهای بسیار متفاوت با فرهنگمان داریم اگر همه مدیران این مراحل سفت و سخت را پشت سر می گذرانند. گزینشی که چند ماه طول میکشد و به قول خودشان تمام ابعاد شخصیتی فرد را زیر و رو می کردند.... بالاخره جواب گزینشمان آمد. باید اسمی برای مدرسه انتخاب می کردیم. مصر بودیم اسم شهیدچمران را انتخاب کنیم. قانونهای خاص و دست و پاگیری دراین باره وجود داشت. اسم شهیدخاص را اجازه نمیدادند انتخاب کنیم و در موارد خاص تر، اگر اجازه خانواده شهید را می گرفتیم بعد از طی مراحلی، شاید این اجازه صادر میشد. خلاصه یک سری قانون هایی وضع شدند که تمام تلاششان را بکنند تا آدم از خیرِ اسم شهدا، امامان و ... بگذرد و بعد به صحبتی از امام خمینی برخوردیم که در ماجرای پاوه به شهیدچمران لقب"#حمزه_دوران" را داده بودند. بالاخره ما از مرحله طاقت فرسای راضی کردن آدمها، برای اسم مدرسه مان نجات پیدا کردیم. اسم شناسنامه ایِ مدرسه مان شد حمزه دوران و اسمی که همه ما صدایش می کنیم همان " #شهید_چمران" . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #تاریخچه_چمران
27 خرداد 1399 17:33:42
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
. "رویاپز خونه" تو یه شهر خیالی، یه سری غولِ رویاپز بودند. کارشون این بود که تو روز یواشکی به رویاهای بچه ها گوش بدن، اون هارو تو رویاپزخونه بپزن وشب که شد، رویاهارو بریزن تو گوش بچه ها که خوابِ آرزوهای قشنگشون رو ببینند. . یه شب یکی از غول ها میره که رویای دختری رو توگوشش بریزه اما یهو دختر از خواب بیدار میشه و اونو می بینه، همون لحظه شیشه ی رویاها ازدستش میوفته و می شکنه... از اون شب به بعد، رویاها تو شهر پخش میشن، رویاهایی که دیده میشدن اما واقعی نبودن! مثلا اگه شما از خیابون رد میشدین یه پسری رو می دیدین که بزرگ شده، می دیدین که از آسمون ماکارانی و بستنی میباره و ...می فهمیدین که انگار رویاهای رنگارنگ شهرو پرکردند. . خلاصه بعد اون اتفاق، دختر کوچولو با غول همراه میشه و تصمیم میگیرن باهم، رویاهارو جمع کنن و این چالش رو حل کنند؛ به خاطر همین کلی ماجراهای مختلف و جالب رو پشت سر میذارن. . آخرش هم بعد یه عالمه تلاش، غول رویاها و دختر از بچه ها میخوان که رویاهاشون رو نقاشی کنن تا بتونن دونه دونه رویاهارو پیداکنن و بهشون برسونند.🤗 . ما از این قصه ی دنباله دار برای تدبر در سوره ی واقعه استفاده کردیم. سعی کردیم به بچه ها مرز رویا و واقعیت رو نشون بدیم و اون هارو به چالش بکشیم که بهتر درک کنند چه چیزهایی واقعی و کدوم ها رویاست و از این طریق، راه رو برای آشنایی بچه ها با روز قیامت بازکردیم:) . #تدبر_در_قرآن #قرآن_و_کودک #قصه_قرآنی #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #قصه_کودکانه #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران