پست های مشابه

kermaninarges_psych

شاید اولین چیزی که بعد از شنیدن این جمله به ذهنمون برسه اینه که خب، من که به بچم اعتماد دارم، پس این شامل حال من نمیشه! حالا سوال اینجا است که آیا این قدر اعتماد داری که اگه تا آخر بشقابش را نخورد تصور نکنی نمی‌فهمه واقفا گرسنه هست یا نه! آیا اون قدر اعتماد داری که لازم نباشه تایم دستشویی رفتن را مرتب بهش گوش زد کنی؟ آیا اون قدر اعتماد داری که خودش میفهمه کی باید بره بخوابه! دائما فکر نکنی آیا امروز، میوه خورد، گوشت خورد؟ گروه‌های مختلف غذایی بهش رسیده؟ اون قدر به نوجوانتان اطمینان داری که بتونی بهش اجازه بدی بره با دوستاش بیرون، و بتونه از خودش مراقبت کنه؟ اصلا اون قدر اطمینان داری که صبح که از خواب بیدار شد و گفت صبحانه نمیخوام، بهش اعتماد کنی که اگه گشنه باشه خودش میره یه املت درست میکنه و نوش جان میکنه؟ تخم مرغ درست کردن فکر کنم حداقل از ۵ سالگی دیگه امکان پذیر باشه، یا نه از اون والدینی هستیم که تا چهل سالگی هم باید زنگ بزنیم و جزئیات روزانه اش را سوال کنیم، انگار نه انگار که خودش میتونه مدیریت کنه! تو کامنت برام بنویسید که کجاها بوده که اعتماد کردن به بچه ها سخت بوده، خیلی سخت! #والدین_موفق #روانشناسی #روانشناسی_کودک #اعتماد #ارزش #انگیزشی #شاد #آرامش #موفقیت

17 تیر 1401 14:02:11

28 بازدید

kermaninarges_psych

اگر هر روز میتونستیم به مقاومت ها مون غلبه کنیم و هیچ نگرانی برای آینده نداشته باشیم. ده سال دیگه چه خبر بود تو زندگی مون؟ در واقع اضطراب ، وسواس و عدم تمرکز بر هدف، از ریشه های اصلی اهمال کاری هستند. مثلا دوستی میگفت اگر میتونستم بر مقاومتم غلبه کنم و بشینم پشت فرمون خیلی کیفیت زندگی ام بالا می‌رفت! تو کامنت ها بنویسید که اگه این مقاومت ها نابود میشد چه اتفاقی تو زندگی شما میافتاد و به نظر شما بهترین راه غلبه بر این مقاومت ها چیه؟

03 آبان 1400 13:07:52

0 بازدید

kermaninarges_psych

حدودا نه یا ده سال پیش، دو تا بودند. دم ایستگاه اتوبوس سرکوچه ما ایستاده بودند، نه اون قدر بلند قد و تنومند ، نه خیلی نازک و بچه سال، در مورد سن درخت ها چیزی نمیدونم، ولی احتمالا شش سال داشتند، همسال و هم‌ جنس، پاییز بود و من هر روز که منتظر اتوبوس می‌ایستادیم خواسته یا ناخواسته نگاهم بهشون می‌افتاد. یکی پاییزی شده بود. با برگ های زرد و قرمز و نارنجی، ولی دومی چنان سبزی را در خودش حفظ کرده بود که گویی هیچ رنگی به جز سبز شایسته ستایش نیست. و من گمان میکردم عجب مقاومتی! ‏درخت اول رنگ به رنگ شد تمام زرد و قرمز تجلی کامل پاییز. دومی همچنان سبز باقی ماند، انگار که زیر بار پاییز نرفته باشد. سرمای زمستان اما قوی تر از آن بود که بخواهد تمام سال را دوام بیاورد! یک ماه نشد که برگ ها همان طور سبز ولی بی جون و بی رمق ریختند. و هر دو درخت بی برگ آماده زمستان شدند. آن یکی پاییز را به تمامی چشیده و با رنگ رنگ‌ برگ ها چشم رهگذران را نوازش کرده بود. و دومی با مقاومت در برابر فصل برگ ریز بدون هیچ تغییر رنگی از فصل عبور کرد. قصه این دو درخت در پاییز آن سال عبرت روزگار من شد‌، گاهی مقاومت در برابر تغییر و اصرار بر سبزی گذشته رنگارنگ پاییزمان را بی رمق می‌کند.

11 آبان 1400 19:46:24

1 بازدید

kermaninarges_psych

واقعیت اینه که مدل غذاخوردن و حتی دارو خوردن بچه ها میتونه در امتداد رابطه ای باشه که بین او و والدین برقراره ! باید چیزهایی این وسط وجود داشته باشند که بیارزه، اون مایع بد رنگ و بدمزه را راحت و بی دردسر قورت داد؟ اگر قبول داشته باشیم که با موجودی فهیم و دارای فکر و احساس طرفیم حتما یه مدل دیگه رفتار میکنیم. دارو دادن دقیقا جائیه که هم باید مهربان باشی هم مقتدر، هم عاقل، انگار او به همه اینا به اندازه هم نیاز داره، به مامانی که درکش میکنه و میتونه بهش اعتماد کنه که اگه میگه باید بخورم پس درست میگه. و مامانم میدونه که چه قدر بد مزه است. و مامانم فهمید من چه طور از پس این کار سخت بر اومدم. ممکنه بعضی وقتها ما بدون هیچ توجهی به احساس بد بچه ها فقط به صورت منطقی بهشون بگیم که باید دارو بخوره. و اون هیچ تصویری از مفید و ضروری بودن دارو نداره، همین طور که ما تصوری از ذهن او نداریم. و یا ممکنه اون قدر نگران اذیت شدنش باشیم و که او هم استرس را از ما بگیره و بره تو فضای دفاعی و بخواهد خودش را از خطر احتمالی حفظ کنه! "حتما خیلی چیز بدیه که مامان هم این همه مضطربه! پس منم باید از خودم مراقبت کنم." چون انگار مامان اون قدر قوی نیست که بشه بهش اعتماد کرد! #دارو_خوردن_بچه ها #مریضی_بچه #فرزندپروری_آگاهانه #فرزندپروری #ورژن_جدید_کرونا #آیکون #شادی #سلامتی

28 آذر 1400 17:20:00

4 بازدید

kermaninarges_psych

یادم نمیاد اولین بار کی دیدمش! اصلا حواسم بهش نبود، شایدم دیده باشم، ولی فکر کردم این که یک دسته شاخه خشک تزینی بیشتر نیست! فکرش را هم‌ نمیکردم، شاخه های خشک گلدان کنار اتاق درمان، جوانه بزنند، رشد کنند و برگ بدهند! خیلی آهسته و بی صدا، وقتی نور هست ، گرما هست، اندک آبی هم در گلدان هست، حیات و رویش در جانش دویده، و ‏دلگرمی این روزهای اتاق درمان شده است، هر بار که نگاهش میکنم، تجلی امید و زندگی را به خاطرم میآورد، در دلم فکر می‌کنم افرادی که روی این صندلی نشسته اند هم، همین قدر آرام و بی صدا ‏در دلشان جوانه امید و زندگی خواهد رویید. بی آنکه بفهمیم از کی شروع شده، و ما حواسمان نبوده. تماشاي این رویش در وجودشان همین قدر برای من لذت بخش است، حتی اگر در ظاهر همه چیز خشک و بی جان به نظر برسد. و من همین جا به انتظار خواهم نشست، همراه نور، گرمی و امید. ‏ #اتاق_درمان #روان‌درمانی #توانمندسازی #عشق #جوانه #نور #رویش #روانشناسی #امید #همراهی #مشاوره #دلگرمی #روان_درمانی

20 بهمن 1400 10:41:40

9 بازدید

kermaninarges_psych

من: میای با هم رویا پردازی کنیم. مثلا وقتی تو بزرگ شدی خانم شدی. با هم یه بار بریم سویس! همون کوههایی که خونه پدر بزرگ هایدی بود!😇 دخترک: باشه بریم. دخترک: نه مامان. من نمیام! من: چرا؟ دخترک: من خونه پدر بزرگ هایدی را دوست ندارم. میخوام ساعت ۶ برم تو پارکنیگ با دوستام دوچرخه سواری کنم! من: 😐 دخترم:😌 #چگونه_به_رویاهای_مادر_خود_گند_نزنیم؟ #ساعت_چنده_مامان_۶_نشده_نه_عزیزم_الان_ده_صبحه_؟!! #قرنطینه_و_پارکینگ #برای_تحقق_رویاها_جای_دور_نرویم_بازی_در_پارکینگ_هم_همان_لذت_را_دارد!!!

30 مرداد 1399 06:41:21

0 بازدید

نرگس کرمانی

0

0

عمیق ترین دریافتی که از نظریه وینیکات (روانکاو مشهور در کار با نوزادان) داشتم این بود که در دوره های فرزند پروری به مادران نگید کی بچه را شیر بده. از شیر بگیر . غذا بده. از پوشک بگیر و... ماهیت نوزاد را به مادر نشون بدید و بعد نوزاد و مادر را در آرامش بگذارید تا خودشان با هم آشنا بشند و درون همدیگر را کشف کنند. و از نیرویی به نام عشق برای این جستجو کمک بگیرند.

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

kermaninarges_psych

نرگس کرمانی

0

0

عمیق ترین دریافتی که از نظریه وینیکات (روانکاو مشهور در کار با نوزادان) داشتم این بود که در دوره های فرزند پروری به مادران نگید کی بچه را شیر بده. از شیر بگیر . غذا بده. از پوشک بگیر و... ماهیت نوزاد را به مادر نشون بدید و بعد نوزاد و مادر را در آرامش بگذارید تا خودشان با هم آشنا بشند و درون همدیگر را کشف کنند. و از نیرویی به نام عشق برای این جستجو کمک بگیرند.

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن