kermaninarges_psych
دنبال کننده
53
پست
67
نرگس کرمانی"دکتری مشاوره" 🌾رواندرمانگر و مشاوره فرزند پروری 🎓 دانش آموخته منتالیزیشن از کانادا، SDTBM
پست های مشابه
kermaninarges_psych
باباهای عزیز، میدونم که این روزها مرد بودن کار ساده ای نیست. مسئولیت کار و خانواده و فراهم کردن شرایط مناسب برای زندگی و رشد در شرایط نابسامان اقتصادی چه قدر میتونه پیچیده ، کلافه کننده و حتی نا امید کننده باشه، ولی بدونید توی ذهن های کوچک فرزندتون، شما قوی ترین کسی هستید که میتونه مراقب همه چیز باشه. تنها آغوش دنیا که میشه با کمکش برعکس شد، ولی بدون ترس و نگرانی از ته دل شاد بود. در میان بازوهای قدرتمند شما است. بعد از همه و گرفتاریها و مشغولیت ها حواسمون به اون نگاههای تیز بین باشه! ببینیم اونا دارند چی از ما میبینند؟ همین قدر که از صمیم قلب دوستشون داریم، اونا هم این عشق را از ما میگیرند؟ این نگاه قدرتمند و حمایت گرانه حتی شامل پدر هایی که قید حیات نیستند هم میشه، مهم اون تصوری که فرزند از پدرش در ذهنش داره، فرزند ۳ یا حتی۵۰ ساله منظورمه! یک سوال مهم، به نظر شما بچه ها نیاز دارند تصور کنند که پدرشون سوپر هیرو و خیلی قدرتمنده، یا نیاز دارند با واقعیتی که وجود داره روبرو بشند؟ #روز_پدر #بابا #عیدانه #عید #حمایت #فرزند_پروری #فرزندپروری_آگاهانه #کودک_شاد #والدین_آگاه
25 بهمن 1400 13:41:43
17 بازدید
kermaninarges_psych
نمازم را خوندم و تو ذهنم داشتم ترتیب کارهایی را که دارم تند تند مرور میکردم تا به ترتیب انجام بدم، روز خیلی شلوغی بود و فردا شلوغ تر، اومد تو جا نمازم، گفت اینجا ماشین سواریه، می خواست بشینه توی چادرم و با بازی که از خودش اختراع کرده مهر ها را زیر چادر قایم کنه! هنوز هم لیست کارهام تو ذهنم ردیف شده بود. و دلم میخواست سریع پاشم. یه لحظه نگاهش کردم، احساس کردم چه قدر زمان با بچه ها کنده! انگار تمام دنیا وامیسته و فقط اون لحظه و اون بازی مهمه! کارهای به ظاهر مهم ما چه قدر غیر مهم هستند در برابر لذت لحظات! نشستم، شاید کمتر از ده دقیقه طول کشید، #لذت_لحظات #منتالیزیشن #نگاه_به_درون #فرزندپروری_آگاهانه
09 دی 1400 18:36:35
9 بازدید
kermaninarges_psych
اگر موافقی 💟 را بزن، در واقع یک چرخه است که از خود ما شروع میشه، زیر بنای رابطه ما با کودکانمان از جایی شروع میشود که رابطه ما با خودمان چگونه است. اگر میخوایم این چرخه شکسته شود، ابتدا باید غر زدن به خودمون را رها کنیم، سپس به فرزندمان! کار زیاد آسونی نیست، میدونم، گاهی اونقدر به خودمون سخت گیر هستیم که واقعا در بیرون حاضر نیستیم این همه انتقاد نثار کسی بکنیم گاهی اون ایرادگیر درون اون قدر قویه که به راحتی نمیشه از شرش راحت شد، اولین گام شاید شناخت غر غر کردن هاش باشه! #خودشناسی #والدگری #والدین_موفق #کودک_شاد #کودک_لجباز #کودک_بدغذا #کودک_پرخاشگر
12 دی 1400 11:45:15
14 بازدید
kermaninarges_psych
انتخاب فیلم هایی که برای همه گروههای سنی جذاب باشه برای ما تبدیل به چالش شده. اغلب یا انيميشن کودکانه است یا محتوای داستانی بزرگسال. فیلمی که همه گروههای سنی بتونیم بشینیم و از آن لذت ببریم سخت پیدا میکنیم. سرباز صفر یکی از معدود فیلم هاي خوب و لذت بخش خانوادگیه، گروهی از بچه ها که هر کدام مشکل به خصوصی دارند، برای یک هدف مشترک تلاش میکنند. و این تلاش جریان بسیار جذابی داره. ولی آخرش برنده میشند یا نه؟ جریان فیلم طنز و پر از نشاطه و دیدنش همراه خانواده خالی از لطف نیست. شما چه فیلم هایی پیشنهاد میکنید که برای گروههای سنی جذاب باشه؟ پیوست: ظاهرا رده بندی این فیلم هم بالای ۸ سال است. انگار نمیشه همه گروههای سنی را له این راحتی جمع کرد
20 تیر 1400 07:37:31
0 بازدید
kermaninarges_psych
#challengeaccepted #womenempowerment Thank you @no.nj azizam for inviting me
12 مرداد 1399 03:23:59
2 بازدید
kermaninarges_psych
من: میای با هم رویا پردازی کنیم. مثلا وقتی تو بزرگ شدی خانم شدی. با هم یه بار بریم سویس! همون کوههایی که خونه پدر بزرگ هایدی بود!😇 دخترک: باشه بریم. دخترک: نه مامان. من نمیام! من: چرا؟ دخترک: من خونه پدر بزرگ هایدی را دوست ندارم. میخوام ساعت ۶ برم تو پارکنیگ با دوستام دوچرخه سواری کنم! من: 😐 دخترم:😌 #چگونه_به_رویاهای_مادر_خود_گند_نزنیم؟ #ساعت_چنده_مامان_۶_نشده_نه_عزیزم_الان_ده_صبحه_؟!! #قرنطینه_و_پارکینگ #برای_تحقق_رویاها_جای_دور_نرویم_بازی_در_پارکینگ_هم_همان_لذت_را_دارد!!!
30 مرداد 1399 06:41:21
0 بازدید
نرگس کرمانی
0
0
حالم سرجا نبود. روز سختی را از لحاظ ارتباطات شغلی گذرونده بودم. سرم داشت میترکید. رفتم براش قصه بگم. دراز کشید و گفت کاشکی الان تو طبیعت بودیم و ستاره ها رو تماشا میکردیم. گفتم آره، خیلی خوب بود. ولی این که آدم تو خونه خودش تو آرامش بخوابه هم خیلی عالیه. حس خوبم را گرفت و زیر پتو جابجا شد. دلم میخواست براش از دلتنگی های امروزم بگم. ولی آب دهنم را قورت دادم و از درخت های آلبالو گیلاس بچگی ام گفتم. همین موقع ها که همسن تو بودم، ۵ یا ۶ ساله. همین موقع های سال که میشد تو حیاط خونه آلبالو ها میرسید. و آماده چیدن میشد . باهاشون گوشواره درست میکردیم. خنکی آلبالو های پشت گوشم را هنوز حس میکنم. خندید، مامان چه قدر شاد بودی! شاد بودم؟ مطمئن نیستم! خوشحال شدم که خیلی چیزهای دیگه را نگفتم. خیلی از دلتنگی ها از مادر بودن توی جامعه بزرگسال. با ادعاهای فمینیستی! و واقعیت های محدود کننده و بی اعتبار کننده. خوشحال بود. خوابید. واقعیت مثل شمشیر دو لبه میمونه. من مادر حق ندارم فشارها و استرس های زندگی بزرگسالانه خودم را به کودکم نشون بدم. ولی مجبور هم نیستم تمام مدت خوشحال ترین مادر دنیا باشم و اون هیج وقت یاد نگیره که با غم یا بقیه نگرانی ها در این دنیا چی کار باید کرد! #درد_دل_برای_کودک_ممنوع #حق_تو_شاد_بودنه #حق_من_شادی_از_شادی_تو