پست های مشابه

kermaninarges_psych

ما مادران جدید. خصوصا هر چه قدر که بیشتر خونده و شنیده باشیم. احساس گناه عجیبی را با خود حمل میکنیم. انتظارات و انتقادات که معمولا به صورت نا امید کننده ای ادامه پیدا می‌کنند. وقتی که معتقدیم باید یه تعداد کار مشخص را به روش خاصی انجام بدیم و هیچ راه تخطي وجود نداره! خودمون را در ناامیدی و احساس گناه می‌اندازیم و شرمساری درونی ایجاد میکنیم! برچسب تو خوب نیستی را گاهی چه قدر ساده برای خودمون در نظر می‌گیریم. که برای دیگران تا این حد خشن نیستیم! و یا برعکس سخت گیرانه و بی رحمانه به صورت نظامی وار سعی در انجام همه وظایف محوله هستیم که برای خودمون تعیین کردیم! به نظر شما چه طور میتونیم این جریان آزار دهنده را از حرکت باز داریم؟ شما چه سخت گیری هایی برای خودتون دارید که فکر میکنید بی مورد باشه؟ #مادر # والدین_آگاه #سختگیری_والدین #انتقاد

06 مرداد 1400 21:51:38

1 بازدید

kermaninarges_psych

حس آرامشش را دوست داشتم.‌ منو از همه تنش های مادرانگی ام به ساحل آرامش دعوت میکنه.

17 مرداد 1399 20:14:42

1 بازدید

kermaninarges_psych

#challengeaccepted #womenempowerment Thank you @no.nj azizam for inviting me

12 مرداد 1399 03:23:59

2 بازدید

kermaninarges_psych

عشق میان والد و فرزند بی قید شرط و خاص و نابه. و هیچ رابطه ای را در جهان نمیشه با اون قیاس کرد. ولی این دلیل نمیشه که اگر ما عاشقانه فرزندانمان را دوست داریم هیچوقت از اونها ناراحت، دلشکسته و یا عصبانی نشیم. کمتر کسی عصبانیت از دست فرزندش را تجربه نکرده . و باز هم این ابدا دلیل نمیشه که بخوایم نسبت به اونها با خشونت رفتار کنیم. اعم از خشونت های کلامی یا فیزیکی. زمانی که ما میتونیم در درجه اول هيجانات خودمون را بدون ✅سرکوبی و یا ✅پرخاشگری در خودمون تنظیم کنیم. اون وقته که میتونیم به کودکانمان هم یاد بدیم چه طور بعد از تجربه هيجانات سخت خودشون را تنظیم کنند و رفتار درست را انجام بدند. و متقابلا شاهد پرخاشگری از سوی کودکانمان نباشیم. #فرزندپروری_آگاهانه #فرزندپروری #کودک_شاد. #نرگس_کرمانی_مشاوره #پرخاشگری # سرکوبی_هیجانات

17 خرداد 1400 11:49:28

1 بازدید

kermaninarges_psych

من: میای با هم رویا پردازی کنیم. مثلا وقتی تو بزرگ شدی خانم شدی. با هم یه بار بریم سویس! همون کوههایی که خونه پدر بزرگ هایدی بود!😇 دخترک: باشه بریم. دخترک: نه مامان. من نمیام! من: چرا؟ دخترک: من خونه پدر بزرگ هایدی را دوست ندارم. میخوام ساعت ۶ برم تو پارکنیگ با دوستام دوچرخه سواری کنم! من: 😐 دخترم:😌 #چگونه_به_رویاهای_مادر_خود_گند_نزنیم؟ #ساعت_چنده_مامان_۶_نشده_نه_عزیزم_الان_ده_صبحه_؟!! #قرنطینه_و_پارکینگ #برای_تحقق_رویاها_جای_دور_نرویم_بازی_در_پارکینگ_هم_همان_لذت_را_دارد!!!

30 مرداد 1399 06:41:21

0 بازدید

kermaninarges_psych

بچه بزرگ کردن در هر سنی که باشند با چالش هایی همراهه. پس اولین قدم اینه که زحمتی که والدین می‌کشند دیده بشه و ارزش گذاری بشه ! قابل درکه که برخی افراد عادت به توصیه های این چنینی دارند و توصیه هایی می کنند که زیاد حمایت کننده نیستند! این به این معنا نیست که نیت آنها واقعا کنایه زدن و حمایت نکردن باشه. بیاید تمرین کنیم از جملات حمایت آمیز برای خانواده ها استفاده کنیم. ممکنه ندونیم زمانی که داریم با یه نفر حرف میزنیم تا چه حد خسته و دلمرده است ودر این لحظه چه قدر به کلمات حمایت گرانه ما نیاز داره! اولین قدم بدون شک اینه که در فضاهای مجازی شبیه این دست از قضاوت برداریم و حمایت کردن و حمایت گرفتن را یاد بگیریم. کدوم یک این جملات غیر حمایت گرانه براتون آشناست و از اطرافیانتان شنیدید؟ بهترین جمله حمایت گرانه ای که شنیدید و بهتون چسبیده کدوم بوده؟ #فرزندپروری_آگاهانه #فرزندپروری_شاد #والد_آگاه #والدین_شاد #نرگس_کرمانی_مشاوره

30 خرداد 1400 13:51:38

4 بازدید

نرگس کرمانی

0

0

حدودا نه یا ده سال پیش، دو تا بودند. دم ایستگاه اتوبوس سرکوچه ما ایستاده بودند، نه اون قدر بلند قد و تنومند ، نه خیلی نازک و بچه سال، در مورد سن درخت ها چیزی نمیدونم، ولی احتمالا شش سال داشتند، همسال و هم‌ جنس، پاییز بود و من هر روز که منتظر اتوبوس می‌ایستادیم خواسته یا ناخواسته نگاهم بهشون می‌افتاد. یکی پاییزی شده بود. با برگ های زرد و قرمز و نارنجی، ولی دومی چنان سبزی را در خودش حفظ کرده بود که گویی هیچ رنگی به جز سبز شایسته ستایش نیست. و من گمان میکردم عجب مقاومتی! ‏درخت اول رنگ به رنگ شد تمام زرد و قرمز تجلی کامل پاییز. دومی همچنان سبز باقی ماند، انگار که زیر بار پاییز نرفته باشد. سرمای زمستان اما قوی تر از آن بود که بخواهد تمام سال را دوام بیاورد! یک ماه نشد که برگ ها همان طور سبز ولی بی جون و بی رمق ریختند. و هر دو درخت بی برگ آماده زمستان شدند. آن یکی پاییز را به تمامی چشیده و با رنگ رنگ‌ برگ ها چشم رهگذران را نوازش کرده بود. و دومی با مقاومت در برابر فصل برگ ریز بدون هیچ تغییر رنگی از فصل عبور کرد. قصه این دو درخت در پاییز آن سال عبرت روزگار من شد‌، گاهی مقاومت در برابر تغییر و اصرار بر سبزی گذشته رنگارنگ پاییزمان را بی رمق می‌کند.

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

kermaninarges_psych

نرگس کرمانی

0

0

حدودا نه یا ده سال پیش، دو تا بودند. دم ایستگاه اتوبوس سرکوچه ما ایستاده بودند، نه اون قدر بلند قد و تنومند ، نه خیلی نازک و بچه سال، در مورد سن درخت ها چیزی نمیدونم، ولی احتمالا شش سال داشتند، همسال و هم‌ جنس، پاییز بود و من هر روز که منتظر اتوبوس می‌ایستادیم خواسته یا ناخواسته نگاهم بهشون می‌افتاد. یکی پاییزی شده بود. با برگ های زرد و قرمز و نارنجی، ولی دومی چنان سبزی را در خودش حفظ کرده بود که گویی هیچ رنگی به جز سبز شایسته ستایش نیست. و من گمان میکردم عجب مقاومتی! ‏درخت اول رنگ به رنگ شد تمام زرد و قرمز تجلی کامل پاییز. دومی همچنان سبز باقی ماند، انگار که زیر بار پاییز نرفته باشد. سرمای زمستان اما قوی تر از آن بود که بخواهد تمام سال را دوام بیاورد! یک ماه نشد که برگ ها همان طور سبز ولی بی جون و بی رمق ریختند. و هر دو درخت بی برگ آماده زمستان شدند. آن یکی پاییز را به تمامی چشیده و با رنگ رنگ‌ برگ ها چشم رهگذران را نوازش کرده بود. و دومی با مقاومت در برابر فصل برگ ریز بدون هیچ تغییر رنگی از فصل عبور کرد. قصه این دو درخت در پاییز آن سال عبرت روزگار من شد‌، گاهی مقاومت در برابر تغییر و اصرار بر سبزی گذشته رنگارنگ پاییزمان را بی رمق می‌کند.

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن