پست های مشابه
جعبک
🍁🍂 کدوم پدر مادریه که این آرزو رو نداشته باشه که دو دقیقه بچه ها ازش کنده بشن، تابتونه به کارهای خودشم برسه 🤭 تو این پست از راه هایی که کمک میکنه به اینکه بچه ها مستقل و به تنهایی بازی کنن گفتیم شما روش های دیگ ای هم میشناسین ؟ توی کامنت بگین تا بقیه پدرمادر ها هم ازش استفاده کنن
20 آبان 1400 11:35:04
121 بازدید
جعبک
🖍🖌 -:"ماااااااااامااااااااااان.... حوصله م سر رفتههههههه! " این جمله ایه که احتمالا این روزا تبدیل شده به عذاب مامانا 😂 و ماهم برای خلاص شدن از این عذاب به هر وسیله ای میخوایم سرگرمشون کنیم. تو این پست از فواید #حوصله_سر_رفتن گفتیم. شاید بهش نیاد ولی برای رشد بچه ها این تجربه خیلی مفیده. شما هم بچه هاتون زیاد حوصله شون سر میره؟ تو این جور مواقع چیکار میکنید ؟ #رشد_کودک #بازی_کودک #اسباب_بازی #جعبک
01 شهریور 1400 08:07:26
46 بازدید
جعبک
🎈🪆🪅 بهترین و طلایی ترین سن بازی بچه ها، سه سال اول زندگی شونه. و مهمترین #بازی که میشه باهاشون کرد بازی هاییه که به #تقویت_حواس_پنجگانه بچه ها و کشف دنیا از طریق دستاشون کمک کنه. #نی_نی جعبک مجموعه ای از ابزار و ایده ها رو فراهم کرده تا کمک حال یه #تازه_مامان باشه که دغدغه #رشد_بچه شو داره و دوست داره باهاش بازی کنه و مهارت هاشو تقویت کنه اما نمیدونه چطوری ؟ #بازی_کودک #تقویت_حواس_کودک
23 مرداد 1400 16:02:58
4 بازدید
جعبک
🎈 اون ها فقط همین رو می خوان! لمس کنند. با دست هاشون، یا حتی با پاهای کوچیکشون! حس کنند با تمام وجودشون...! تک تک اجزای هستی رو...🌈 بو کنند. اون رو خوب خوب ببینند انگار که مهم ترین اتفاق عالم در جریانه... بله! مهم ترین اتفاق عالم در جریانه و ما حواسمون نیست... یک کودک داره دنیا رو کشف می کنه... داره دنیا رو دوباره می شناسه... شاید اون چیزهای فوق العاده ای پیدا کرده که ما از اون سال هاست بی خبریم...🍬 🍭🍬🍭🍬🍭🍬 #جعبک #کودک #اکتشاف #دنیای_کودکی #حواس#بازی_با_کودک #خلاقیت #تخیل #روانشناسی
30 آذر 1398 06:56:08
2 بازدید
جعبک
🎨 تازه سه سالش شده بود دلم میخواست برای ساعاتی بگذارمش جایی تا تجربه های جدید کسب کند و من هم کمی نفس تازه کنم.🙆 به پیشنهاد دوستم بردمش کلاس نقاشی! 🖌️ اما ذهنم درگیر شده بود که کلاس نقاشی یعنی چه؟! چه میخواهند یادش بدهند؟! جلسه اول را با هم رفتیم. بهتر است بگویم جلسه اول و آخر!!🤦 معلم چنان جدیتی داشت که همهی بچهها باید چیزی که او میگفت را بکشند! خطهای صاف صاف، دایره های منظم! آخر سر هم چند الگو که باید رنگ میکردند و حواسشان هم میبود که از خط بیرون نزنند! من چه میخواستم؟ میخواستم از کودک سه سالهی خودم نقاش بسازم؟ کم کم فهمیدم توی صفحهی سفید ذهن بچهها موقع نقاشی، هیچ درست و غلطی وجود ندارد! فهمیدم نقاشی تنها راهی بود که میتوانستند از آن برای بیان احساساتشان استفاده کنند و خودشان را بروز بدهند. خشم، ناراحتی، خوشحالی و هیجان! نشان دادنش با رنگ ها خیلی راحت تر بود.🖍️ توی نقاشی های دخترم درختها آبی بودند، خورشید به شکل مثلث بود و ماشین ها چرخهای مربعی داشتند. و همهی اینها توی دنیای رنگارنگ او کاملا درست سر جای خودشان بودند.🌈 #جعبک_جان #جعبک_تو_راهه #جعبک_؟ دیگه کمکمک داریم آماده میشیم برای جعبک بعدی...
11 دی 1399 13:36:21
3 بازدید
جعبک
🌈 . جعبک آردی ما هم از راه رسید. با ابزارک های جذابش که می شود با هرکدام چند مدل بازی کرد. جعبکهای ما برای بالای سه سال طراحی شده است ولی اگر کودک شما زیر سه سال است و مرحلهی دهانی را هم به سلامت گذرانده با نظارت کامل شما می تواند از این جعبک ها لذت ببرد. از همین لحظه آماده ی ثبت سفارشهای شما هستیم. . 🍭 🍬 🍭 🍬 🍭 🍬 . #جعبک #جعبک_من #بچه_های_جعبکی #جعبک_آردی #جعبک_کودک
13 اسفند 1398 05:14:35
2 بازدید
ادمین جعبک
0
3
🧩🧶 ❌کپشن را بخوانید ❌ روایت اول : زهرا پشت تلفن گریه میکند. که: من دیگر نمیتوانم. دیگر با دوتا بچه نمیتوانم. دیگر نمیکشم و من که خوشی زده زیر دلم و همیشه مزخرف ترین آدم برای دلداری دادن هستم؛ میگویم: زهرا! از عمد که نبوده. سوتی بوده. یک اشتباه! چرا به خاطر یک اشتباه اینقدر خودت را اذیت میکنی؟ مگر من کم اشتباه کردهام توی جعبک؟ کم سوتی دادهام؟ شش میلیون برای تبلیغ دادیم؟ چه شد؟ ندیدی چه بلایی سر پیج آمد؟ داریم کار میکنیم و یاد میگیریم. این هم تجربه است... میخندم تا زهر گریههایش را بگیرم. زهرا باز خودزنی میکند که این اشتباه فاجعه است. بیشتر از یک سوتی است. من بی دقتی کردم. عصر فاکتور یکی از کارهای سفارشیمان را دیده و به هم ریخته. فهمیدیم توی قیمت گذاری یک سوتی بزرگ دادهایم و محصولمان را با حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد ضرر خالص فروختهایم. میخندم. کاری از دستم بر نمیآید. سفارش و پرداختی گرفتهایم. آن هم زیااااد. نمیشود دیگر کاری کرد. زهرا خسته است. امروز با دو تا بچه آمده بود کارگاه. حسنای کوچکش از رفلاکس به خودش می پیچید و بی قرار بود و برادر بزرگتر حوصلهاش سر رفته بود و مدام با مادرش درگیر بود. بعد هم که دوساعت ترافیک را تحمل کرده تا از کارگاه برسد خانه. میگویم: زهرا آرام باش! تمام شد رفت. چرا اینقدر خودت را اذیت میکنی؟ فدای سرت! با بغض و فریاد اصرار میکند که من این ضرر مالی را جبران میکنم. مستاصل میشوم و میگویم: باشد هروقت من آن شش میلیون پولی که حیف تبلیغ فلان بلاگر شد را به جعبک دادم تو هم این ضرر را جبران کن. دوسال کار مداوم و شبانهروز با بچههای قد و نیم قد از نوزاد چندماهه تا کودک پنج ساله همگیمان را خسته کرده. گاهی میان حجم کارهای بستهبندی و ارسال کم میآوریم. هرازگاهی یکیمان میزند به جاده خاکی که ما دیگر نمیتوانیم و بیایید جعبک را تعطیل کنیم. و بقیه شانههایش را میمالند و میگویند: ببین! تو فقط کمی خستهای! برو استراحت ما هستیم.. واقعیت این است که جعبک حاصل یک کار گروهی تمام عیار است و من فاطمه سادات عضو کوچکی از تیم جعبک اینجا هستم تا درمورد این تیم کوچک و اتفاقاتی که درون آن میافتد بیشتر بنویسم... #استارتاپ #کارآفرینی #اول_مسیر #تولید_محصول #مادر_شاغل #جعبک #اسباب_بازی #اسباب_بازی_کودک #فرزند_پروری #والدگری #کاردستی_کودک #کاردستی #ابزار_بازی #ابزار_کاردستی #ابزار_نقاشی #روایت_کارآفرینی #بانوان_کارآفرین #مادر_خوب #کارتیمی #کارگروهی #موفقیت