chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🎨 خیلی ها فکر می کنند، هرچی کاردستی و نقاشی بچه ها قشنگ تر و تمیز تر باشد، بهتره و مدام به بچه ها امر و نهی میکنند. از خط نزنی بیرونا. مراقب باش رنگا قاطی نشه. و حتی یک جاهایی خودشان دست به کار می شوند و خودشان به جای بچه ها نقاشی می کشند و رنگ میکنند. اما این را یادمان می رود که آنها فقط یک کودک هستند. باید بکشند، ببرند و آنقدر تجربه کنند تا بتوانند خلق کنند. پروژه ی دخترهای پیش دبستانی، نقاشی با دوتا لکه ی رنگی تو زیپ کیف بود. رنگ هایی که فقط باید با انگشت قاطی پاتی بشه، تا بشه باهاش نقاشی کرد. #نقاشی #پروژه #هنر #هنر_برای_کودک #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
20 آذر 1397 10:21:29
0 بازدید
chamran_kids
📚 خیلی ها دوست دارند فرزندشون کتاب خون بشه. اما چه جوری میشه بچه هارو به مطالعه و کتاب خوانی تشویق کرد؟ 👈 تابلو رکورد کتاب خوانی کلاس اولی ها. دخترهای کلاس اولی از کتاب خانه، کتاب امانت می گیرند و می خوانند. به تعداد کتاب هایی که می خوانند، کتابک شان را جلو می برند. #کلاس_اولی_ها #کتاب_خوانی #مطالعه #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
22 اسفند 1397 08:21:29
0 بازدید
chamran_kids
🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امامخوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها
13 خرداد 1399 20:26:52
0 بازدید
chamran_kids
. یادش بخیر عید غدیرایی که با بچه ها تو مدرسه بودیم... کنار هم جشن میگرفتیم، کاردستی درست میکردیم، نقاشی میکشیدیم. یه بارم با بچه های حسینیه کودک یه رنگ بازی حسابی راه انداختیم و با دست و پاهای رنگیمون، عیدمون رو رنگارنگ کردیم...🤗 پارسال یه پویش داشتیم؛ عید امیر. دخترهای ادبستانی برای ماشین ها و مغازه ها پرچم و کارت دعوت درست کردند تا همه جا برای عید غدیر آماده بشه. با هم شعر خوندیم و کیک درست کردیم، خونه ها و کلاس هامون رو تزیین کردیم، نذری پخش کردیم، عیدی گرفتیم و عیدی دادیم. و خلاصه کلی خاطره های شیرین از #عید_غدیر ساختیم... . حالا امسال که شرایط متفاوته و نمیتونیم اون لحظه های قشنگ رو کنارهم داشته باشیم، چه جوری خاطره ی خوب برای بچه ها بسازیم؟ . ۱. میتونیم توخونه با بچه ها برای اطعام غدیر در حد توان بسته های غذایی یا غذا تهیه کنیم. ۲. میتونیم ماسک بدوزیم و پخش کنیم. ۳. با بچه ها خونه یا کوچه هامونو تمیز و تزئین کنیم. . ۴. بهترین لباس هامونو بپوشیم! ۵. عیدی های ساده برای بچه ها و بزرگترها درنظر بگیریم! حتی یه دست سازه از خود بچه هامون هم میتونه مارو خوشحال کنه.😊 . عیدتون کلی مبارک!! الهی که تنتون سالم و حال دلتون خوش باشه چمرانی های عزیزدل❤️ #جشن_بزرگ#عید_امیر #برکه_ی_رنگین_کمونی#کودک #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #امامت_علی_علیه_السلام#عید_شیعیان#شیعه
17 مرداد 1399 16:24:45
0 بازدید
chamran_kids
"عملیات نجات لوبی" . یکی از راه های جذاب کردن تدریس و آموزش، خصوصا تو این روزهای مجازی؛ استفاده از کاراکترهای خاص هست. . گل پونه، شخصیتیه که امسال در کنار دخترهای کلاس دومی اومده و باهم علوم می خونند. . تو این قسمت، بچه ها ذره بین ها و دفترچه ی اکتشافات رو آماده کردند تا باهم به یه سفر و ماجراجویی جالب علمی برند. تو این سفر، گل پونه و دخترها به لوبی کمک میکنند تا مثل دوستاش بشه. اما چه جوری؟؟ باهم ببینیم👆😇 . پ.ن: از این قصه میتونید برای یاددادن مبحث گیاهان و کاشت انواع حبوبات به بچه های کلاس دومی استفاده کنید😊 یادتون باشه مرحله به مرحله رشد دونه رو باهم بررسی کنید و توجه بچه هارو به تغییرات جلب کنید. . این پست رو برای دوستانتون بفرستید🤗 #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #دختران_چمرانی #کلاس_دوم_دبستان #کلاس_دومی_ها #علوم#کاشت_دانه
27 مهر 1399 15:59:06
0 بازدید
chamran_kids
یک خانم موفق چه ویژگی هایی داره؟ . اردوی زنان موفق از اردوهایی بود که توبرنامه ی دختران چمرانی بود. . اول ازهمه ما دلمون میخواست بچه ها با خانم هایی آشنا بشند که یه کسب و کار و تولیدی راه انداختند و به نوعی کارآفرین هستند اما بعد به این نتیجه رسیدیم؛هر خانمی که وظیفه ی تربیت و مادری به عهده داره و برای رشد خودش و بچه هاش برنامه داره میتونه موفق باشه.😊 . بعد کلی تحقیق،مشورت با افرادمختلف و هماهنگی، چندین اردو برای بچه ها ترتیب دادیم. یکی از اردوها مهمون خانم محمدی شدیم. . صبح روز اردو بچه ها دست به کارشدند تا برای اردوبه خونه ی یه خانم موفق هدیه درست کنند. اصولا ما به صورت غافلگیری و ذره ذره به بچه ها میگفتیم که میخوایم کجا بریم؛مثلا اول گفتیم میخوایم بریم دیدن خانومی که پنج تا بچه داره و با این وجود درس خونده، تو دانشگاه درس میداده، آشپزی خیلی خوبی داره،زمان جنگ و جبهه هم حسابی فعال بوده و ...بچه ها هم کنجکاو میشدن،یه نامه برای اون خانم مینوشتند و با هدیه های دست ساز خودشون راهی اردو میشدیم. 😊 . وقتی رسیدیم باهم همه ی آلبوم های قدیمیشون رو دیدیم و از گذشته و تجربه هاشون شنیدیم. با شناختی که ازشون پیداکردیم فهمیدیم که از ویژگی های خوبشون این هست که هیچی تو خونه شون دور ریخته نمیشه و از همه چیز مربا و ترشی درست میکنند. راستی کارهای خیاطی و بافتنی زیادی هم داشتند مثل انواع لباس ها و روتختی و ...که خودشون به تنهایی یادگرفته بودند و به زنان سرپرست خانوار هم یاد دادند. . هربار بچه ها بادیدن هنرهای مختلف ایشون کلی متعجب میشدند، ذوق میکردند و حتی با خوشحالی دست میزدند🤗 بچه ها اونجا تجربه های جالبی داشتند مثلا با کمک ایشون ترشی پوست بادمجون درست کردند. . یک طرف خونه شون پر از گل و گیاه بود پس باهم درباره گلکاری و باغبونی حرف زدند. . یه اتاق پر از کتاب بود، مثل یه کتابخونه ی خیلی بزرگ و این برای بچه ها خیلی جالب بود که همه ی کتاب ها رو خوندند، ازشون یادداشت برداری کردند و حتی فضای خاصی مختص به نوشته هاشون دارند. . خانم محمدی برای بچه ها درباره ی برنامه ریزی و اهمیت اون صحبت کردند،خیلی مهم بود که بچه ها متوجه بشند که با برنامه ریزی میشه به خیلی جاها رسید و موفق بود و این رو درک کنند که یه زن موفق لزوما مهندس و دکتر نیست اما کسیه که از همه قابلیت های موجود تو زندگیش، به خصوص زمان، به خوبی استفاده میکنه.😇 . این پست رو حتما سیو کنید.😉 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #دختران_چمرانی#اردوی_خانم_موفق #زنان_موفق#اردو_های_چمرانی #موفقیت
21 مهر 1399 17:54:19
0 بازدید
ادمین چمران
0
2
*تو شرایط جنگی، وقتی صدای انفجار میاد با بچه ها چیکار کنیم؟؟* میتونید با روش هایی که تو فیلم گفتیم، حواس بچه هارو پرت کنید و صدای افنجار رو براشون به بازی تبدیل کنید😊 #حریفت_منم #ایستاده_ایم #مرگ_بر_اسرائیل @chamran_family