chamran_kids
دنبال کننده
10
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
👨👩👧👧 محفل خانوادگی، فرصتی است برای دور هم بودن خانواده ها و ارتباط بیشتر با مدرسه و حضور در طبیعت. این هفته نوبت خانواده های ادبستان دخترانه بود که دور هم جمع بشوند. دور هم دعای عهد خواندند. صبحانه با مشارکت دخترها آماده شد. بعد از صبحانه نوبت نقاشی پدرها و دخترها بود. قطار نقاشی مشهد الرضا. مادرها ها هم دور هم مشغول نقاشی شدند. در آخر هم یک آب بازی حسابی پدر و دختری داشتیم. #محفل_خانوادگی #طبیعت #خانواده #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #تربیت
29 تیر 1398 04:58:43
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباببازی تا تابلوی دیواری . پسرعمهام ارهمویی و تخته سهلا گرفته بود، وسایل مختلف درست میکرد و بین اقوام و دوستان میفروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار میکنیم و پول درمیآوریم، هم میتوانیم با چوب همهچیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمهام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم میشدند. بعد از اتمام ساخت، آنها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را میشد با تخته سهلا اجرا کرد. یادم است پیچیدهترین پروژهای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسهمان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من میساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید میکنند، محدود به فامیل و همسایهها هستند و آنهم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایهها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمهای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوبها را روغن جلا میزدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژههای آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتابهای معماری پدرم، الگوی کتیبهها، گِرهها و اسلیمیها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسولالله صلیالله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایههایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز میکردم و میبستم. یکبار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام برد. فوقالعاده بود. درهای حرم را درست میکردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم میداد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام میدادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرمها را درست کنم. جایی که زائرها آن را میبوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری
28 تیر 1399 18:32:34
0 بازدید
chamran_kids
من معلم نیستم ولی این سالها این نعمت به من داده شد که کنار بچهها و معلمها باشم و ارتباطشان را ببینم. معلمهایی که غذای بچههای ۴و۵ ساله را با مهربانی برایشان جمعوجور میکردند. معلمهایی که بدون هیچ ابراز ناراحتی، لباسهای بچههای کوچک و بزرگ را عوض کرده و در شخصیترین کارهایشان به آنها کمک میکردند. معلمهایی را دیدم که با تب و مریضی شدید به مدرسه آمدند. معلمهایی که نوبت گذاشتند برای سفر اربعین و از علاقه بسیار باارزششان گذشتند. معلمهایی را دیدم که پابهپای بچهها میدوند، از بلندیها بالا میروند و بچگی میکنند تا بچهها نشاط پیدا کنند. معلمهایی را دیدم که به عیادت بچهها میروند، پابهپای مشکلات خانوادگی بچهها اشک میریزند، از هزینه خودشان برای بچهها هدیه میخرند و با ذوق تمام کادوهایشان را تقدیم بچهها میکنند. معلمهایی را دیدم که از راههای دور و نزدیک، بچه به بغل، با سختی و با نیتهای خوب و پاک به مدرسه آمدند و هروقت لازم شد اضافهتر ماندند تا کار بچهها زمین نماند. معلمهایی که به مدرسه کمک کردند، کلاس آنلاین برگزار کردند، تمام کارهایی را که سختشان بود و بلد نبودند یاد گرفتند تا ذرهای در رشد بچهها وقفه نیفتد. من این فرصت را داشتم کسانی را در این سالها ببینم که از خودشان گذشتند تا بچهها بهتر بزرگ شوند. کسانی که از وابسته بودن بچهها به خودشان ناراحت نبودند و سعی کردند کمک کنند بچهها با کمال آرامش ذره ذره قد بکشند. خدارا شکر میکنم که در این مدت معلمهای زیادی دیدم و معلمهای زیادتری داشتم! معلمهای چمران، دختران و پسران شهید چمران، خواهران و برادران من، با هیچ واژهای و با هیچ هدیهای هیچوقت نخواهم توانست ذرهای از چیزهایی که به من یاد دادید را جبران کنم چه برسد به عمر و جوانی که پای بزرگشدن تک تک بچهها گذاشتید دعا میکنم عمرتان پربرکت باشد و این نعمت تا مادامی که هستید بر سرتان مثل باران بهاری تند و باحرارت ببارد.
12 اردیبهشت 1399 17:59:12
0 بازدید
chamran_kids
🖊 کشف کردن همیشه لذت بخشه. وقتی روی یه مساله ی ریاضی ساعت ها فک می کنی و یهو با یه جرقه راه حل رو کشف می کنی...یا حتی مسیری که هر روز میری، این بار یه راه کوتاه تر رو پیدا می کنی یا حتی کشف یک مزه ی جدید از ترکیب چندتا مواد باهم، همه و همه می تونه حس خوبی به آدم بده. حالا این حس خوب اگه تو مراحل یادگیری قرار بگیره، میتونه یادگیری رو موثر تر کنه. کلاس اولی های چمرانی با همین حس خوب کشف کردن، الفبا رو یاد می گیرند. اسم بازی مون رو گذاشتیم رد پای نارنجی. رد پای نارنجی هر هفته، روی برخی کلمات و وسایل توی کلاس قرار می گیره. بچه ها باید همه ی رد پاهای نارنجی رو پیدا کنند. اسم کلمات رو با کمک معلم می نویسند و بعد صدا و حرف مشترک رو کشف می کنند. به نظر شما با چه روش های دیگه میشه یادگیری رو برای بچه ها لذت بخش تر کرد؟ #کلاس_اولی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #فارسی #سواد_آموزی #آموزش_الفبا #آموزش #خلاقیت #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
22 مهر 1398 16:47:02
0 بازدید
chamran_kids
🌟 بازی و قصه همیشه لذت بخش ترین کار دنیا برای بچه هاست. پس می تونیم خیلی مسائل رو با بازی و قصه برای بچه ها لذت بخش کنیم. بچه های ادبستان یک ساعت در هفته، تدبر در قرآن دارند. باهم قرآن می خونند. عمو برای بچه ها یک قصه می گوید و بعد باهم بازی می کنند... مثل قصه ی اجازه ی گرفتن و بازی اجازه گرفتن... ... یک سری موجودات از تاریکی استفاده کردند و خورشید را دزدیدند. اما آدم ها تصمیم گرفتند مبارزه کنند و زمین را روشن کنند. اما دوباره همه جا تاریک شد. این بار یک اتفاقی افتاد. یک آدم خیلی خوبی گفت: ما می تونیم برای جبران کارهای اشتباه مان، یک جمله ی سحر آمیز بگیم: ببخشید. شما هاهم اگه این جمله رو بگین این دشمنا یواش یواش ضعیف میشن. همه خوشحال شدند. جوری شده بود که وقتی بچه ها باهم دعوا می کردن، سریع میگفتند ببخشید و همه چیز حل می شد. گذشت و گذشت تا اینکه اون موجودات متوجه این جمله ی سحر آمیز شدند. هی بچه ها باهم دعواشون می شد دیگه کسی ببخشید نمی گفت. موجودات تاریکی خیلی خوشحال بودن، که نقششون گرفته. و ... #قرآن #طرح_درس #کلاس_دومی_ها #قرآن_برای_کودکان #هفت_سال_دوم #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران
25 دی 1397 10:13:43
0 بازدید
chamran_kids
🏃 یکی از کارهایی که بچه ها حتما باید تجربه کنند، بالا رفتن از درخت است. کاری که چهارساله های چمرانی، هر هفته تجربش می کنند!! شما تا حالا این تجربه رو داشتین؟ #چهار_ساله_ها #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حسینیه_کودک_شهید_چمران
18 اردیبهشت 1398 05:05:54
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🇮🇷 و جشن تولد چهل سالگی انقلاب...بیست و دو بهمن نود و هفت #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها