پست های مشابه

chamran_kids

ماموریت ویژه نجات رو ببینید❗❗❗😎⬆️ . ماجرا چیه؟ چه خبره؟🤔 . این فیلم ها یکی از فعالیت های کلاس آفلاین پسرهای پیش دبستانی هستن، که توسط عموهاشون تهیه و آماده شدن😊 . در این ماموریت عمو و بچه ها سوار قایق میشن و تو دریای خیالی شون حرکت می‌کنند، اما ناگهان صدایی میشنون: کمک! کمک!😰 و عملیات نجات از اینجا شروع میشه🤩 خودتون ورق بزنید و ببینید⬆️ . ✅ در این مدل فعالیت، بچه ها مرحله به مرحله فیلم رو میبینند و کاردستی و عملیاتی که عمو بهشون یاد میده رو انجام میدن🤗 . پ.ن: درواقع ماموریت نجات آدمک ها، علاوه بر اینکه یک فعالیت حرکتی و هیجانی هست، تمرکز و دقت بچه هارو هم حسابی تقویت میکنه😇 . #پیش_دبستانی_آنلاین#فعالیت #آموزش_بازی_محور #معلم #پیش_دبستانی_پسرانه #عملیات_نجات #پیش_دبستان#ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

21 مهر 1400 16:14:39

0 بازدید

chamran_kids

. معلم که باشی... . ممکنه یک روزهایی از اینکه باید هر روز صبح بلند شی و بری مدرسه خسته بشی، ممکنه از بچه ها یا خانواده شون ناراحت بشی، ممکنه مجبور باشی با مریضی های جورواجور با ظاهری خوشحال بری سر کلاس و ممکنه یادت بره باید بابت تک تک چیزهای کوچیک و بزرگی که داری خداروشکر کنی.🙏🏻 فقط معلم هایی که زمان کرونا معلم بودن میتونن تا سالها بعد به معلم های تازه وارد بگن که یادتون نره بابت هر دلخوشی کوچیکی، خوشحال باشین چون ممکنه یکدفعه همه شون باهم برای مدتی نامعلوم ازتون گرفته بشه. 😪 . فقط معلم هایی که زمان کرونا تدریس کردند میتونن از بچه هایی بگن که از زیر رختخواب جواب سوال هاشون رو میدادن، از بچه هایی بگن که موقعی که معلم نتونسته جوابشون رو به موقع بده، قهر کردن لپ تاب رو بستن و رفتن، از سختی هایی بگن که بابت ساخت فیلم های آموزشی کشیدن، از دست به دعا شدن به خدا بابت وصل شدن به اینترنت بگن.😥 . از بچه هایی که پسوندهای عجیب و غریب مثل "اگر گفتی کی از همه خشن تره" برای کاربری شون گذاشتن، از بچه هایی که پشت سیستم باهم دعواشون میشه و همدیگه رو برای قهر از فضای کلای میندازن بیرون و ...😅 . خلاصه از ساعت کاری بگن که از ۸ ساعت به ۱۲ ساعت رسیده و شبانه روزی شده، صوت هایی هستن که حاوی دلتنگی برای خاله هستن و ساعت ۲ بامداد ارسال شده...🥺 ای کرونا با ما معلم ها چه کردی...؟؟؟ که تا سال ها بابت هر دقیقه معلمیِ معمولی مون هزاربار خدارو شکر میکنیم😇🙃 . ⭕خداقوت به همه معلم های عزیز🤗 شما از احوال این روزهاتون برامون بنویسید...👇🏻 . #معلم_آرزوها #نذر_فرهنگی #معلم_های_چمرانی #معلمی #آموزش_مجازی#سختی_های_معلمی #معلم_خوب #چمرانی_ها

21 دی 1399 17:30:09

0 بازدید

chamran_kids

خانم و آقای معلم😎 این فرصت ویژه رو از دست نده‼️ بین دانش آموزانتون، بچه هایی رو دارین که انگیزه ی درس خوندن نداشته باشن؟📚 یا اینکه یه درس هایی تون انقدر سخته که بچه ها خیلی متوجهش نمی شن و برای همین حوصله ی گوش دادن ندارن⁉️🤔 یا یا یا اینکه به سختی تکلیف هاشون رو انجام میدن⁉️😵‍💫 با بسته هایی که براتون اماده کردیم میتونید کلاس های درستون رو جذاب و هیجان انگیز برگزار کنید‼️😳 تا بچه ها بیشتر به کلاس و درس ها جذب بشن ودر فعالیت ها مشارکت بیشتری داشته باشن☺️ این بسته ها که شامل بازی درسی به سبک چمرانی هست تا ۱۶ شهریور ماه با ۵۰ تا ۷۰ درصد تخفیف تکرار نشدنی تقدیمتون میشه😇🌹 بفرستید برای معلم ها تا از ۸ روز باقی مانده استفاده کنند😱📚📝🌹 ⬇️ ⬇️ ⬇️ ⬇️ kachi.chamraniha.com #تربیت #کلاس #معلم #آموزش #کودک #نوجوان #کتاب #درس #ایران #بازی #شادی #هیجان #تفریح #خلاقیت #محتوا #کارگاه #فیلم #عکس #teacher #iran #school #learn #study #happy #instagram #kids #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

08 شهریور 1401 10:46:45

2 بازدید

chamran_kids

بفرست برای معلم ها تا این فرصت استثنایی رو از دست ندن‼️😳 . . . این تابستونم گذشت هیچ کاری نکردم نشه یه وقت!😳 . . اگه معلم دبستانی و دوست داری روی خودت سرمایه گذاری کنی همین الان وارد سایت شو و از تخفیف های ویژه ای که در این فرصت محدود براتون داریم استفاده کن😎 . در این بسته ها سعی شده بازی درسی ها و اصول طرح درس نویسی هایی که معلم های چمرانی طی چندین سال مطاالعه و تجربه آماده کرده اند را به شما آموزش دهیم‼️ . تا بتوانید کلاس ها و روش تدریس خود را جذاب تر و هیجان انگیز تر پیش ببرید🌹☺️ . ⬇️ kachi.chamraniha.com #آموزش #تربیت #مدرسه #معلم #مربی #معجزه #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست #کودک #نوجوان #دانشگاه #کارگاه #کلاس #ایران #محرم #مذهبی #teacher #school

05 شهریور 1401 16:52:31

2 بازدید

chamran_kids

سلام چمرانی های عزیز! این فیلم یک پیام تبریک هست از طرف همه‌ی عموهای چمرانی😊👆🏻 . عیدتون مبارک 🎉💐 امیدواریم که امسال براتون سالی پر از خیر و پر برکت باشه🤗 . ممنون که یک سال قشنگ دیگه کنار ما بودین🌹😍 . #عید_نوروز #چمرانی_ها #معلم_های_چمرانی #عیدانه#عیدتون_مبارک❤ #سال_نو_مبارک 🌸 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #یا_مقلب_القلوب_و_الابصار#۱۴۰۰

30 اسفند 1399 18:08:05

0 بازدید

chamran_kids

🌈 گاهی آنقدر در روزمرگی‌هایمان گم می شویم که یادمان می رود فرزندمان به ما نیاز دارد. نیاز نه از این جهت که برایش غذا درست کنیم، لباس بخریم و ... نیاز دارد با او وقت بگذرانیم، بازی و فعالیت کنیم و با هم صحبت کنیم. ‌ اردوی مادر و کودک بود‌. قرار بود یک خانه به کمک هم بسازیم. یک خانه کارتونی. برای شروع گروه بندی شدیم و هر گروه متشکل از دو یا سه مادر و فرزندانشان، مسئولیت ساخت بخشی از خانه را به عهده گرفتد: آشپزخانه، پذیرایی و اتاق خواب ابتدا نقشه آن بخش را کشیدند. سپس هر گروه ، وسایل لازم را گرفت و کارش را شروع کرد. در نهایت بخش های مختلف به هم وصل شدند و یک خانه ی کامل (البته بدون سقف) را ساختند. ‌ مربی: صادق رضوی ‌ #کلاس_سومی_ها #مادر #کودک #مادر_و_کودک #مادر_پسری #مادر_فرزندی #تربیت #اردو #اردو_مادر_و_کودک #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

24 دی 1398 15:19:59

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

☀ از آسمان ها روی زمین آمدیم، جایمان شد آغوش مادرهایمان... بزرگ شدیم کم کم راه افتادیم، دویدن یاد گرفتیم و پریدن. پنج ساله شدیم وارد حسینیه کودک شهید چمران شدیم و باز هم بازی کردیم... پیش دبستانی رفتیم.... یک سال دیگر هم گذشت شدیم کلاس اولی، دیگر فقط بازی نمی کردیم کارهای مهم دیگری هم بود که باید انجام میدادیم کتابهای زیادی را باید میخواندیم حتی کتابهای زیادی را هم باید می نوشتیم. بزرگ‌تر شدیم... و شدیم همین جمع هشت نفره بچه های کلاس دوم، بزرگ‌ترین بچه های ادبستان دخترانه حمزه دوران... چمیار شدیم گاهی به آشپزخانه رفتیم، گاهی خدمات و کتابخانه... بعضی از روزها هم باید با بچه های کوچکتر بازی می کردیم. یک شب که همه خوابیدیم خواب دیدیم بزرگ‌تر شده ایم ولی هنوز در چمران درس میخوانیم، کارهایمان هم بزرگ‌تر شده بود، یک روز در هفته مسئول پختن ناهار کل مدرسه بودیم، خرید مواد غذایی هم با خودمان بود. یک چرخ خیاطی بزرگ در کلاس داشتیم و برای بچه هایی که از ما کوچکتر بودند خیاطی می کردیم و لباس می دوختیم، کتابخانه بزرگی در کلاسمان بود که گاهی وقتها بعد از ظهر ها که همه رفته بودند در مدرسه می ماندیم و کتاب می خواندیم. شده بودیم معلم کوچکتر بچه های محله، بعضی از روزها را به پارک می رفتیم و به بچه ها درس می دادیم. کارهای هنری مان روز به روز بهتر می شد، کلاس ما شده بود شبیه کلاس هنرمندان انقدر که از سفال و مجسمه و نقاشی و کلاژهای مختلف در شده بود... باز هم بزرگ‌تر شدیم انقدر که در آغوش همه ما بچه هایمان بود..... تصمیم گرفتیم مدرسه ای بسازیم مثل ادبستان حمزه دوران تا بچه هایمان آنجا به اندازه ما کودکی کنند و به وقت بزرگ شدن آنقدر بزرگ شوند که از پس هر کاری بر بیایند... ‌ پ.ن: بخشی از نمایش نامه ی کلاس دومی ها در #جشن_تکلیف و بندگی شان #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #نماز

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

☀ از آسمان ها روی زمین آمدیم، جایمان شد آغوش مادرهایمان... بزرگ شدیم کم کم راه افتادیم، دویدن یاد گرفتیم و پریدن. پنج ساله شدیم وارد حسینیه کودک شهید چمران شدیم و باز هم بازی کردیم... پیش دبستانی رفتیم.... یک سال دیگر هم گذشت شدیم کلاس اولی، دیگر فقط بازی نمی کردیم کارهای مهم دیگری هم بود که باید انجام میدادیم کتابهای زیادی را باید میخواندیم حتی کتابهای زیادی را هم باید می نوشتیم. بزرگ‌تر شدیم... و شدیم همین جمع هشت نفره بچه های کلاس دوم، بزرگ‌ترین بچه های ادبستان دخترانه حمزه دوران... چمیار شدیم گاهی به آشپزخانه رفتیم، گاهی خدمات و کتابخانه... بعضی از روزها هم باید با بچه های کوچکتر بازی می کردیم. یک شب که همه خوابیدیم خواب دیدیم بزرگ‌تر شده ایم ولی هنوز در چمران درس میخوانیم، کارهایمان هم بزرگ‌تر شده بود، یک روز در هفته مسئول پختن ناهار کل مدرسه بودیم، خرید مواد غذایی هم با خودمان بود. یک چرخ خیاطی بزرگ در کلاس داشتیم و برای بچه هایی که از ما کوچکتر بودند خیاطی می کردیم و لباس می دوختیم، کتابخانه بزرگی در کلاسمان بود که گاهی وقتها بعد از ظهر ها که همه رفته بودند در مدرسه می ماندیم و کتاب می خواندیم. شده بودیم معلم کوچکتر بچه های محله، بعضی از روزها را به پارک می رفتیم و به بچه ها درس می دادیم. کارهای هنری مان روز به روز بهتر می شد، کلاس ما شده بود شبیه کلاس هنرمندان انقدر که از سفال و مجسمه و نقاشی و کلاژهای مختلف در شده بود... باز هم بزرگ‌تر شدیم انقدر که در آغوش همه ما بچه هایمان بود..... تصمیم گرفتیم مدرسه ای بسازیم مثل ادبستان حمزه دوران تا بچه هایمان آنجا به اندازه ما کودکی کنند و به وقت بزرگ شدن آنقدر بزرگ شوند که از پس هر کاری بر بیایند... ‌ پ.ن: بخشی از نمایش نامه ی کلاس دومی ها در #جشن_تکلیف و بندگی شان #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #نماز

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن