پست های مشابه

chamran_kids

🎉 💡 پیشنهادی برای کوچکتر ها ‌ 🎤 * با شعر و سرود خوندن می تونیم برای عید غدیر، همدل و هم صدا بشیم* ‌ 🎼 می تونیم از امروز، یه شعر در مورد عید غدیر، رو تو فضای خونمون پخش کنیم. ‌ 👧🏻👦🏻وقتی بچه ها شعر رو دو سه روز بشنوند، حفظ میشن. ‌ 🔊 می تونیم تو روز عید، همه باهم بخونیمش. ‌ ✅ با یه سرچ ساده تو گوگل، می تونین شعر های غدیری رو پیدا کنید. فقط حواسمون باشه که کودکانه باشه و اجباری هم برای حفظ کردن نداشته باشیم. فقط می خوایم حال و هوامون غدیری باشه. ‌ 🎙 همه وقتی بچه بودیم/ حتی راه نرفته بودیم ایستادن بلد شدیم، چون/ یا علی رو گفته بودیم ... ‌ ✨قبول باشه ازتون✨ ‌ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #به_عشق_علی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان

26 مرداد 1398 16:44:40

0 بازدید

chamran_kids

قصه همیشه برای این نیست که بچه ها خوابشون ببره 😊👇 . 🔹گاهی یه چیزهایی رو نمیشه مستقیم به بچه ها یاد داد، پس قصه ها روش خوبی برای آموزش غیر مستقیم هستند. . 🔹قصه ها میتونند شروع قشنگی برای یه فعالیت باشند تا بچه ها به اون کار ترغیب بشند. . 🔹️شنیدن قصه های خوب، نه تنها باعث سرگرم شدن و لذت بچه ها میشه بلکه باعث تقویت تمرکز و مهارت های ارتباطی در اون ها میشه. . 🔹قصه باعث میشه استرس و اضطراب درونی بچه ها کاهش پیداکنه و قوه ی تخیلشون فعال و تقویت بشه. . 🔸قصه ها، بچه هارو وارد یه دنیای جدید میکنند و بهشون فرصت کشف و جست و جو میدند؛ ✅ پس از قصه و قصه گویی غافل نشید🤗 . پ.ن: خانم زهراصحتی، لیسانس علوم تربیتی، شاخه ی مدیریت و برنامه ریزی آموزشی و سابقه ی مربیگری بچه های چهار،پنج ساله ،پیش دبستانی و سوم دبستان رو دارند. ایشون در حال حاضر مربی دخترهای پیش دبستانی مجموعه ی شهید چمران هستند که با قصه ها و فعالیت های خلاقانه بچه هارو به سمت رشد بهتر هدایت میکنند🌸🙏 . 🔷️این پست رو حتما سیو کنید😉 . ⁉️راستی به نظرتون قصه گفتن برای بچه ها چه فواید دیگه ای داره؟🤔 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #حسینیه_کودک_شهید_چمران #قصه_کودکانه #قصه_گویی #چمرانی_ها #دختران_چمرانی

16 آبان 1399 17:25:13

0 بازدید

chamran_kids

. #مدرسه_آرزوها (این قسمت: مدرسه ی توتوچان) . انگار همین دیروز بود که برای تحقیق کردن راجع به مدل مدرسه ها،در خانه یکی از دوستانمان که معلم مدرسه مفید بود نشسته بودم و اسم #کتاب توتوچان را شنیدم. . وقتی کتاب را خواندم به نظرم مدرسه ی رویایی، مدرسه ای بود که توتوچان در آن درس میخواند. بعد که مدرسه مان را با سختی راه انداختیم به نظرمان مدرسه ی ما به مدرسه ی رویایی نزدیک شده بود، چون برای تک تک اجزایش زحمت کشیده و فکر کرده بودیم.😊 . سالهاست در کتاب ها، بین فیلم ها و انیمیشن ها، در بازدیدهایمان از مدرسه ها و خلاصه هر جایی که سراغ داشتیم دنبال نشانی از مدرسه رویایی بودیم؛ بارها به این نشانه ها برخوردیم. بعضی نشانه ها کوچکتر و کم نورتر و بعضی بزرگتر و پرنور تر بودند. . این روزها که مدرسه در معنای ظاهری اش در حال محو شدن است و البته در معنای واقعی اش که بستری مناسب برای #رشد و یادگیری بچه هاست در حال پررنگ شدن است به نظرم بهترین فرصت است که نشانه های مدرسه ی رویا و آرزوهایمان را هر چقدر هم کوچک باهم مرور کنیم. چه بهتر بچه های مدرسه ای را هم در این رویاپردازی شریک کنیم!🙃 . یک روزی که خیلی دور نیست کل دنیا پر میشود از مدرسه ی آرزوها، از معلم های رویایی، از دانش آموزان علاقه مند به #یادگیری و از مسیری که خیلی روشن است خیلی زیاد....😇 . پ.ن: بیاید قرار بگذاریم هر هفته خودمون رو مهمون یک نشانه از مدرسه ی آرزوها کنیم...🤗 . ✅برای تهیه ی کتاب توتوچان میتونید به هاچین دایرکت بدید:👇😊 @chamran_gifts . #مجموعه_شهید_چمران#چمرانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #آموزش#آموزشی #مدرسه_رویایی #توتوچان_دخترکی_آنسوی_پنجره

09 آذر 1399 16:20:29

0 بازدید

chamran_kids

🎉 🖋 بعضی وقتا یه خاطره های خوبی از بچگی مون داریم که دلمون میخواد برای بچه هامونم تکرارش کنیم. بعضی وقت ها هم یه حسرت هایی داریم که دوست داریم برای بچه هامون حسرت نمونه. ‌ 🌈 غدیر و جشن غدیر یکی از همین خاطره هاست. یادمه وقتی کوچیک بودم، از صبح تا شب خونه ی پدربزرگ جمع می شدیم. عیدی می گرفتیم، بازی می کردیم و کلی شربت و شیرینی می خوردیم. من از عید غدیر خاطره ی خوبی دارم. شما چه خاطره ای دارید؟ خاطره ی جشن و شادی؟ یا نه خاطره ای ندارید؟ ‌ 🤝 می خواهیم باهم شروع کنیم و عید امیر رو برای بچه های دنیا خاطره ساز کنیم. 🎊برای یه جشن بزرگ آماده اید؟ برای یه کار بزرگ باید یه نیت بزرگ هم داشت... ‌ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #کودک #شیعه #عید_شیعیان

15 مرداد 1398 17:43:48

0 بازدید

chamran_kids

آدم فضایی های زاویه خوار!!!🤯😳 . شروع آموزش درس با یه داستان عجیب؟؟؟ بله دقیقا! یه ماجرای متفاوت میتونه ذهن بچه ها رو به چالش بکشه و بووووم! انگیزه بشه برای یادگرفتن یه مبحث جدید؛ حالا اگه ریاضی باشه که بیشتر به روش های جالب نیاز داره تا بچه ها با جون و دل همراه بشن. . پ.ن: تو این فیلم کوتاه، خاله ی کلاس چهارمی ها بحث زاویه هارو با دخترها شروع کردند و ادامه ی آموزش و تمرینات، در کلاس آنلاین صورت گرفت🤗 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #کلاس_چهارمی_ها#ریاضی_چهارم_دبستان #ریاضی#زاویه_ها#آموزش_مجازی

14 اسفند 1399 09:45:00

0 بازدید

chamran_kids

تعزیه آنلاین پسران چمرانی🏴😊 . یکی از کارهای جالب و جذاب برای بچه ها، اجرای نمایش و تعزیه خوانی هست که میتونه تو این روزها که کلاس ها مجازیه کلی تنوع و احساس خوب به کلاس تزریق کنه و از طرفی انس بچه ها رو نسبت به امام حسین (ع) و محرم بیشتر کنه🖤 . تو این فیلم پسرهای کلاس پنجم شهید چمران یه تعزیه ی آنلاین داشتن که یه تجربه متفاوت محرمی بود😍 . ✅ به شما معلم های عزیز هم پیشنهاد می‌کنیم حتما تو کلاس های مجازی، با دانش آموزهاتون امتحان کنید🤗 . ⁉️شما چه کارهای جالب دیگه ای برای محرم انجام دادید؟ همین جا برامون کامنت کنید تا از نظراتتون ایده بگیریم🙃👇🏻 . 🌹این پست رو ذخیره کنید و برای معلم های دبستان بفرستید😇 . #هیئت_کودک #محرم#نمایش #تربیت_دینی#تعزیه_خوانی #تعزیه_آنلاین#پسران_چمرانی #امام_حسین_علیه_السلام #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران

30 مرداد 1400 16:16:18

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

☀ از آسمان ها روی زمین آمدیم، جایمان شد آغوش مادرهایمان... بزرگ شدیم کم کم راه افتادیم، دویدن یاد گرفتیم و پریدن. پنج ساله شدیم وارد حسینیه کودک شهید چمران شدیم و باز هم بازی کردیم... پیش دبستانی رفتیم.... یک سال دیگر هم گذشت شدیم کلاس اولی، دیگر فقط بازی نمی کردیم کارهای مهم دیگری هم بود که باید انجام میدادیم کتابهای زیادی را باید میخواندیم حتی کتابهای زیادی را هم باید می نوشتیم. بزرگ‌تر شدیم... و شدیم همین جمع هشت نفره بچه های کلاس دوم، بزرگ‌ترین بچه های ادبستان دخترانه حمزه دوران... چمیار شدیم گاهی به آشپزخانه رفتیم، گاهی خدمات و کتابخانه... بعضی از روزها هم باید با بچه های کوچکتر بازی می کردیم. یک شب که همه خوابیدیم خواب دیدیم بزرگ‌تر شده ایم ولی هنوز در چمران درس میخوانیم، کارهایمان هم بزرگ‌تر شده بود، یک روز در هفته مسئول پختن ناهار کل مدرسه بودیم، خرید مواد غذایی هم با خودمان بود. یک چرخ خیاطی بزرگ در کلاس داشتیم و برای بچه هایی که از ما کوچکتر بودند خیاطی می کردیم و لباس می دوختیم، کتابخانه بزرگی در کلاسمان بود که گاهی وقتها بعد از ظهر ها که همه رفته بودند در مدرسه می ماندیم و کتاب می خواندیم. شده بودیم معلم کوچکتر بچه های محله، بعضی از روزها را به پارک می رفتیم و به بچه ها درس می دادیم. کارهای هنری مان روز به روز بهتر می شد، کلاس ما شده بود شبیه کلاس هنرمندان انقدر که از سفال و مجسمه و نقاشی و کلاژهای مختلف در شده بود... باز هم بزرگ‌تر شدیم انقدر که در آغوش همه ما بچه هایمان بود..... تصمیم گرفتیم مدرسه ای بسازیم مثل ادبستان حمزه دوران تا بچه هایمان آنجا به اندازه ما کودکی کنند و به وقت بزرگ شدن آنقدر بزرگ شوند که از پس هر کاری بر بیایند... ‌ پ.ن: بخشی از نمایش نامه ی کلاس دومی ها در #جشن_تکلیف و بندگی شان #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #نماز

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

☀ از آسمان ها روی زمین آمدیم، جایمان شد آغوش مادرهایمان... بزرگ شدیم کم کم راه افتادیم، دویدن یاد گرفتیم و پریدن. پنج ساله شدیم وارد حسینیه کودک شهید چمران شدیم و باز هم بازی کردیم... پیش دبستانی رفتیم.... یک سال دیگر هم گذشت شدیم کلاس اولی، دیگر فقط بازی نمی کردیم کارهای مهم دیگری هم بود که باید انجام میدادیم کتابهای زیادی را باید میخواندیم حتی کتابهای زیادی را هم باید می نوشتیم. بزرگ‌تر شدیم... و شدیم همین جمع هشت نفره بچه های کلاس دوم، بزرگ‌ترین بچه های ادبستان دخترانه حمزه دوران... چمیار شدیم گاهی به آشپزخانه رفتیم، گاهی خدمات و کتابخانه... بعضی از روزها هم باید با بچه های کوچکتر بازی می کردیم. یک شب که همه خوابیدیم خواب دیدیم بزرگ‌تر شده ایم ولی هنوز در چمران درس میخوانیم، کارهایمان هم بزرگ‌تر شده بود، یک روز در هفته مسئول پختن ناهار کل مدرسه بودیم، خرید مواد غذایی هم با خودمان بود. یک چرخ خیاطی بزرگ در کلاس داشتیم و برای بچه هایی که از ما کوچکتر بودند خیاطی می کردیم و لباس می دوختیم، کتابخانه بزرگی در کلاسمان بود که گاهی وقتها بعد از ظهر ها که همه رفته بودند در مدرسه می ماندیم و کتاب می خواندیم. شده بودیم معلم کوچکتر بچه های محله، بعضی از روزها را به پارک می رفتیم و به بچه ها درس می دادیم. کارهای هنری مان روز به روز بهتر می شد، کلاس ما شده بود شبیه کلاس هنرمندان انقدر که از سفال و مجسمه و نقاشی و کلاژهای مختلف در شده بود... باز هم بزرگ‌تر شدیم انقدر که در آغوش همه ما بچه هایمان بود..... تصمیم گرفتیم مدرسه ای بسازیم مثل ادبستان حمزه دوران تا بچه هایمان آنجا به اندازه ما کودکی کنند و به وقت بزرگ شدن آنقدر بزرگ شوند که از پس هر کاری بر بیایند... ‌ پ.ن: بخشی از نمایش نامه ی کلاس دومی ها در #جشن_تکلیف و بندگی شان #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #نماز

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن