پست های مشابه

chamran_kids

. #يك پرش جانانه 😍😬 . #بازى_هيجانى_تخليه_انرژى #چهارساله_هاى_دوست_داشتنى #حسينيه_كودك_شهيد_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

06 آبان 1397 12:20:56

0 بازدید

chamran_kids

🎉 🖋 بعضی وقتا یه خاطره های خوبی از بچگی مون داریم که دلمون میخواد برای بچه هامونم تکرارش کنیم. بعضی وقت ها هم یه حسرت هایی داریم که دوست داریم برای بچه هامون حسرت نمونه. ‌ 🌈 غدیر و جشن غدیر یکی از همین خاطره هاست. یادمه وقتی کوچیک بودم، از صبح تا شب خونه ی پدربزرگ جمع می شدیم. عیدی می گرفتیم، بازی می کردیم و کلی شربت و شیرینی می خوردیم. من از عید غدیر خاطره ی خوبی دارم. شما چه خاطره ای دارید؟ خاطره ی جشن و شادی؟ یا نه خاطره ای ندارید؟ ‌ 🤝 می خواهیم باهم شروع کنیم و عید امیر رو برای بچه های دنیا خاطره ساز کنیم. 🎊برای یه جشن بزرگ آماده اید؟ برای یه کار بزرگ باید یه نیت بزرگ هم داشت... ‌ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #کودک #شیعه #عید_شیعیان

15 مرداد 1398 17:43:48

0 بازدید

chamran_kids

📏 آشنایی با دستگاه محاسبه اعداد ‌ و تفریق چهار رقمی با دکمه های رنگی رنگی ‌ #ریاضی_سوم_دبستان ‌ می تونید بقیه آموزش های ویژه کلاس سومی ها رو تو کانال بله ببینید. لینک در هایلایت استوری ها. #آموزش_مجازی_ریاضی #تفریق_چهار_رقمی #ابزار_کمک_آموزشی #ریاضی #چمرانی_ها #یک_مدرسه_چمرانی ‌

28 اسفند 1398 10:34:40

0 بازدید

chamran_kids

. ✅ #پیشنهاد_ویژه هاچین برای سرگرم کردن کودکان در سفر اربعین 👇 کتاب سلام بر 💡 داستان کربلا به زبان کودکانه 💳 قیمت: ۱۴۰۰۰ تومان سفارش👈 @chamran_gifts #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

30 مهر 1397 08:26:05

0 بازدید

chamran_kids

🍀 همیشه روز اول مهر، شیرینی خاص خودش رو داره و برای بچه ها جذابه. اما همه چی که تو روز اول خلاصه نمیشه. مدرسه باید جوری باشه که بچه ها برای رفتن به مدرسه لحظه شماری کنند. نه فقط روز اول مهر، بلکه برای همه ی روزها. ما تو ادبستان، سعی کردیم با طراحی پروژه های مختلف، و ترکیب بازی و درس، مدرسه رو برای بچه ها جذاب کنیم. مدرسه ای که بچه ها خودشون بیان نه با زور و اجبار پدر و مادرها. ‌ پروژه ی اولین روز دخترهای کلاس سومی، پروژه هنر بود. با دخترها تصمیم گرفتیم با وسایل بازیافتی، لوازمی که برای مدرسه نیاز داریم رو بسازیم. بیشتر دختر ها بطری هایشان را به قلک تبدیل کردند. ‌ شما چی؟ دوست داشتین برین مدرسه یا از مدرسه رفتن خوشتون نمیومد؟ ‌ #کلاس_سومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #پروژه #مدرسه #آموزش #حمزه_دوران #چمرانی_ها

01 مهر 1398 16:18:06

0 بازدید

chamran_kids

💡 🌳👩‍👦 مدرسه طبیعت: یک روز در هفته، مادران هم‌راه فرزندانمان به پارک می‌آیند. مربیان هم آن‌جا هستند. بچّه‌ها کتاب‌هایی را که از کتاب‌خانه‌ی کانون امانت گرفته‌اند تحویل می‌دهند، تا کتاب جدیدی بگیرند و در فضای کانون چند فعّالیت فکری و متمرکز انجام دهند؛ مثلاً خوش‌نویسی، نقّاشی، کاردستی یا... . ⛳️ بخشی از زمانمان هم به بازی در زمین چمن پارک می‌گذرد‌. 📒✏️🔭 یکی از مهم‌ترین فعّالیت‌های مدرسه‌ی طبیعت جست‌وجو در طبیعت، کشف و ثبت‌کردن در دفتر کارآگاهی است. 👨‍🏫 عموها در پارک حضور دارند، تا درصورت نیاز به مادرها مشاوره بدهند. ‌ 🏡 اسم بخش دوم، مدرسه‌ در خانه است. یک روز در هفته، طبق راه‌نمایی‌هایی که عمو در گروه انجام می‌دهد، مادرها هم‌راه بچّه‌ها پروژه‌ای در خانه انجام می‌دهند. سپس گزارش فعّالیتشان را در گروه ارایه می‌دهند‌ و نتیجه‌هایی را که به‌دست آورده‌اند، ثبت می‌کنند‌. ‌ 👨‍👦 قسمت سوم شاگردی‌کردن است. پدر می‌شود استاد. هرکس باید دست‌کم یک روز از هفته شاگردی کند، تا کم‌کم کار پدرش را یاد بگیرد. یک روز در هفته، روز استادشاگردی است. البته این حداقل است؛ یعنی اگر کسی بیش‌تر از یک روز با پدرش برود سر کار به‌تر است. ‌ 💰 چهارمین بخش که سه بخش دیگر را تکمیل می‌کند، کسب‌وکار است. می‌توانیم این فعّالیت را به چند شکل انجام دهیم.‌ اوّلین شکلش این است: بعد از پارک می‌رویم مدرسه. با چمان‌هایمان از غاچ و هاچین خرید می‌کنیم. کنار خانه، در پارک محلّه یا جای آشنای دیگری کالاهایمان را با یک سود درست و عادلانه می‌فروشیم. هر هفته‌ این کار را تکرار می‌کنیم، تا تجارتمان را ادامه دهیم و بازرگان خوبی شویم. 💳 اگر کسی بتواند به‌جای غاچ و هاچین کالاهایی را از یک دوست، هم‌سایه، فامیل یا... با تخفیف بخرد، نیازی به خرید از غاچ یا هاچین نخواهدداشت. 🏭 شکل دوم کسب‌وکار: در این شکل به‌جای توزیع محصولات و واسطه‌گری، تولید و فروش را تمرین می‌کنیم. هرکس در خانه به‌تنهایی یا به‌کمک والدینش محصولی تولید می‌کند، تا به‌جای محصولات غاچ و هاچین، تولیدات خود را بر بساط دست‌فروشی‌اش بگذارد. اگر کسی این شکل از کسب‌وکار را انتخاب کند، باید در تولید، به نیازهای مشتریان توجّه کند، تا محصولاتی مفید و کاربردی عرضه کند. ‌ #تابستان #اوقات_فراغت #مدرسه_تابستانی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها

02 خرداد 1398 08:48:16

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت سوم . دوران ابتدایی ما دختران دهه شصتی، باهمه فراز و نشیب هایش به پایان رسید و ما وارد دوره راهنمایی شدیم. دوره ای عجیب و پیچیده.خیلی از بحران های جسمی و روحی برای ما در این دوران اتفاق افتاد. بحران هایی که معمولا بدون آگاهی های قبلی بود. همین قضیه خیلی از بچه ها را دچار مشکل کرد و باعث شد دوستان همسن، در حل این بحران ها به هم کمک کنند که اکثرا این کمکها موفقیت آمیز نبود و حتی مشکل ساز هم بود. در این دوران بود که نماز جماعت، لباس مدرسه و خیلی چیزهای دیگر به راحتیِ دبستان، برای بچه ها قابل هضم نبود و طغیان ها داشت یکی یکی در وجود بچه ها شکل می گرفت معلم‌های پرورشی کماکان یکی از نقطه قوت های مدارس بودند. در دوران راهنمایی صبحگاه های متفاوت تری را تجربه می کردیم. حفظ قرآن برای ما معمولا از این دوران شروع شد و اتفاق خیلیِ مبارکِ اردوهای یک روزه و حتی اردوهایی که شب جایی بمانیم. فقط نمیدانم چرا مدرسه کمترین تلاش را برای راضی کردن خانواده ها انجام میداد. ما را با یک برگه به خانه می فرستادند و خودمان باید با هر ترفندی که بلد بودیم خانواده مان را راضی میکردیم تا به ما اجازه دهند به اردو برویم. دوستانی داشتم که یک هفته به طور مستمر بابت اردو گریه می کردند شاید دل خانواده شان نرم شود. خاطره ی اولین اردوهای قم جمکران در این سن برای ما ماندگار شد و حالا که فکر می کنم واقعا سن خوبی بود برای تجربه های جدید کنار آدمهایی که خانواده ات نیستند ولی میتوان بهشان اطمینان کرد. یکی از چالش های ما در دوران راهنمایی، تنوع مربی ها بود. ما که در ابتدایی با یک معلم اصلی و نهایتا دو سه تا معلم ورزش، خط و ...سر و کار داشتیم یکدفعه وارد محیطی شدیم که برای هر درس یک معلم داشتیم. با روحیات و سلیقه های متفاوت. خود من‌تا مدت ها سردرگم‌ بودم که هر مربی برای کدام درس بود، چه تکلیفی داد و چه توقعی از ما سر کلاس دارد. باز این مسئله هم جزء چیزهایی بود که بعضی مدارس برایش فکری کرده بودند و بعضی نه. فلسفه وجودی معلم راهنما از همین جا نشات گرفته بود،کسی که بتواند با بچه ها ارتباط بگیرد و بین این همه معلم جورواجور، دانش آموزان را راهنمایی کند. مثل معلم‌های پرورشی معلم راهنماها هم توانمدی های مختلف داشتند. بعضی در انجام ماموریت مهمشان موفق بودند و بعضی نه. ارتباط نداشتن یا کم داشتن همه معلم های یک پایه باهم، خودش کار را خیلی سخت کرده بود. ادامه مطلب در کامنت اول 👇

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت سوم . دوران ابتدایی ما دختران دهه شصتی، باهمه فراز و نشیب هایش به پایان رسید و ما وارد دوره راهنمایی شدیم. دوره ای عجیب و پیچیده.خیلی از بحران های جسمی و روحی برای ما در این دوران اتفاق افتاد. بحران هایی که معمولا بدون آگاهی های قبلی بود. همین قضیه خیلی از بچه ها را دچار مشکل کرد و باعث شد دوستان همسن، در حل این بحران ها به هم کمک کنند که اکثرا این کمکها موفقیت آمیز نبود و حتی مشکل ساز هم بود. در این دوران بود که نماز جماعت، لباس مدرسه و خیلی چیزهای دیگر به راحتیِ دبستان، برای بچه ها قابل هضم نبود و طغیان ها داشت یکی یکی در وجود بچه ها شکل می گرفت معلم‌های پرورشی کماکان یکی از نقطه قوت های مدارس بودند. در دوران راهنمایی صبحگاه های متفاوت تری را تجربه می کردیم. حفظ قرآن برای ما معمولا از این دوران شروع شد و اتفاق خیلیِ مبارکِ اردوهای یک روزه و حتی اردوهایی که شب جایی بمانیم. فقط نمیدانم چرا مدرسه کمترین تلاش را برای راضی کردن خانواده ها انجام میداد. ما را با یک برگه به خانه می فرستادند و خودمان باید با هر ترفندی که بلد بودیم خانواده مان را راضی میکردیم تا به ما اجازه دهند به اردو برویم. دوستانی داشتم که یک هفته به طور مستمر بابت اردو گریه می کردند شاید دل خانواده شان نرم شود. خاطره ی اولین اردوهای قم جمکران در این سن برای ما ماندگار شد و حالا که فکر می کنم واقعا سن خوبی بود برای تجربه های جدید کنار آدمهایی که خانواده ات نیستند ولی میتوان بهشان اطمینان کرد. یکی از چالش های ما در دوران راهنمایی، تنوع مربی ها بود. ما که در ابتدایی با یک معلم اصلی و نهایتا دو سه تا معلم ورزش، خط و ...سر و کار داشتیم یکدفعه وارد محیطی شدیم که برای هر درس یک معلم داشتیم. با روحیات و سلیقه های متفاوت. خود من‌تا مدت ها سردرگم‌ بودم که هر مربی برای کدام درس بود، چه تکلیفی داد و چه توقعی از ما سر کلاس دارد. باز این مسئله هم جزء چیزهایی بود که بعضی مدارس برایش فکری کرده بودند و بعضی نه. فلسفه وجودی معلم راهنما از همین جا نشات گرفته بود،کسی که بتواند با بچه ها ارتباط بگیرد و بین این همه معلم جورواجور، دانش آموزان را راهنمایی کند. مثل معلم‌های پرورشی معلم راهنماها هم توانمدی های مختلف داشتند. بعضی در انجام ماموریت مهمشان موفق بودند و بعضی نه. ارتباط نداشتن یا کم داشتن همه معلم های یک پایه باهم، خودش کار را خیلی سخت کرده بود. ادامه مطلب در کامنت اول 👇

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن