chamran_kids
دنبال کننده
10
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🎉 💡 پیشنهاد شماره هشت برای کوچکتر ها 🌸 * حالا نوبت کوچه هامونه* 🛣 می تونیم برای عید غدیر، کوچه ای که توش زندگی می کنیم رو تزیین کنیم. 🎊می تونیم از وسایل تزیینی که خونه داریم استفاده کنیم. ✂️می تونیم با کاغذ کشی و کاغذ رنگی، خودمون ریسه درست کنیم. 💡می تونیم با کمک بزرگتر ها، گلدون تو کوچه بذاریم و یا لامپ های رنگی وصل کنیم. ✅ اگه شما شروع کنین، بقیه ی بچه ها هم میان کمک و کوچه و خیابون هم برای روز جشن غدیر، آماده میشن. ✨قبول باشه ازتون✨ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
25 مرداد 1398 17:15:13
0 بازدید
chamran_kids
🌱 ✅ عبیدالله بن عتبه چنین می گوید: «نزد حسین بن علی(ع)بودم که علی بن حسین(ع) وارد شد. حسین(ع)، امام سجاد(ع) را صدا زد، در آغوش گرفت و به سینه چسبانید. میان دو چشمش را بوسید و سپس فرمود: پدرم به فدایت باد، چقدر خوشبو و زیبایی!» 🎉تولد بابا حسین، بابای همه ی بچه ها مبارک... 💡 می تونیم ماهم امروز رو جشن بگیریم. برای بچه ها هدیه بگیریم، باهم پارک بریم و به آنها محبت کنیم. و خلاصه یه خاطره ی خوب تو ذهنشون ماندگار کنیم. #چهار_ساله_ها #اردو #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
20 فروردین 1398 05:05:59
0 بازدید
chamran_kids
🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امامخوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها
13 خرداد 1399 20:26:52
0 بازدید
chamran_kids
معلم ها!مامان باباها! این فرصت رو از دست ندید😱 . . فقط ۵ روز دیگر تا پایان این تخفیف ویژه فرصت باقی هست☺️ تخفیف های ۵۰ تا ۷۰ درصدی بسته های 🔴بازی درسی و طرح درس نویسی به سبک چمرانی🔴 چیزی هست که هم معلم ها در کلاس و هم مامان باباها در منزل میتوانند استفاده کنند و از فعالیت در کنار بچه ها لذت ببرید🌹 این بسته ها رو از سایت چمرانی ها تهیه کنید⬇️ kachi.chamraniha.com . #بازی #هیجان #سرگرمی #تربیت #کودک #مدرسه #کلاس #معلم #ایران #تهران #فیلم #عکس
13 شهریور 1401 08:01:22
3 بازدید
chamran_kids
این فرصت ویژه رو از دست ندید‼️ . مامان باباهایی که کوچولوهای ۴ و ۵ ساله دارید و منتظر ثبت نام حسینیه کودک شهید چمران بودید اما میخواید بچه هاتون توی خونه به روش چمرانی ها فعالیت داشته باشن😊 . یا تهران نیستید، مسیرتون دوره و امکان ثبت نام حضوری ندارید، دقیقا با شما هستیم😎👇🏻 . #مهد_تعاملی ما رو که یادتونه؟ حالا برای فصل تابستون دوباره برنامه داریم🤩 . علاوه بر اینکه سه روز درهفته، روزی ۴۵دقیقه کنار بچه ها بازی و فعالیت انجام میدیم، برنامه های دیگه هم داریم😇👇🏻 . 🔹بسته ابزار برای فعالیت ها 🔸️تماس های تلفنی فردی برای هر کودک 🔹یک کارگاه آنلاین برای افزایش دانش و مهارت های والدگری ❗برای کسب اطلاعات بیشتر، مطالعه ی جزئیات و ثبت نام به سایت چمرانی ها یا لینک در استوری مراجعه کنید😊⬇️ chamraniha.com . #آموزش_مجازی#مهد_مجازی #حسینیه_کودک_شهید_چمران #والدگری#والدین_آگاه#بازی #مهدکودک#مهد_آنلاین
04 خرداد 1401 12:38:23
0 بازدید
chamran_kids
. پیام ما به مردم مظلوم فلسطین🇵🇸 . درسته که امسال راهپیمایی روز قدس برگزار نشد...😔 . درسته که نمی تونیم باحضور تو خیابون ها بر سر اسرائیل غاصب فریاد بزنیم و به فلسطینیان مظلوم بگیم که همراه و پشتیبان شون هستیم😔 اما... 📱 سعی می کنیم در فیلم هایی که خودمون می سازیم به فلسطینیان پیام امید و مقاومت بدیم و بگیم که ما همیشه به یادشون هستیم و پشتشون می مونیم 🤲 . پ.ن: تو این فیلم دختران کلاس چهارمی ادبستان شهید چمران پیام خودشون رو برای مردم فلسطین آماده کردند... به امید آزادی فلسطین عزیز!😇 . ⭕این پست رو سیو کنید و همین الان انقدر منتشر کنید تا به دست فلسطینی های عزیز برسه🤗 . 🌱شما هم جملاتی در حمایت از قدس عزیز برامون کامنت کنید👇🏻 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران#چمرانی_ها #فلسطين #القدس_عاصمة_فلسطين #القدس_لنا_الاقصى_لنا #نحن_صامدون #روز_قدس#مسجدالاقصی #ظهور #آزادی
17 اردیبهشت 1400 08:46:26
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباببازی تا تابلوی دیواری . پسرعمهام ارهمویی و تخته سهلا گرفته بود، وسایل مختلف درست میکرد و بین اقوام و دوستان میفروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار میکنیم و پول درمیآوریم، هم میتوانیم با چوب همهچیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمهام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم میشدند. بعد از اتمام ساخت، آنها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را میشد با تخته سهلا اجرا کرد. یادم است پیچیدهترین پروژهای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسهمان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من میساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید میکنند، محدود به فامیل و همسایهها هستند و آنهم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایهها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمهای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوبها را روغن جلا میزدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژههای آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتابهای معماری پدرم، الگوی کتیبهها، گِرهها و اسلیمیها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسولالله صلیالله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایههایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز میکردم و میبستم. یکبار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام برد. فوقالعاده بود. درهای حرم را درست میکردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم میداد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام میدادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرمها را درست کنم. جایی که زائرها آن را میبوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری