پست های مشابه

chamran_kids

🍛 کار های خانه، فقط وظیفه ی مادر نیست. هر کدام از ما به عنوان عضوی از خانه، در قبال کارهای خانه مسئولیم. ظرف شستن، تمیز کردن و مرتب کردن کارهای کوچکی است که هر کدام از ما باید در خانه انجام دهیم. اما بچه ها یک شبه به این کار‌ها عادت نمی کنند. چه باید کرد؟ ‌‌ دخترهای چمرانی، هر روز بعد از ناهار، خودشان ظرف های غذایشان را می شویند. بچه ها از اینکه مسئولیت یک کار را به آنها بسپارید و به آنها اعتماد کنید، لذت می برند. این کوچک ترین کار، برای تمرین مسئولیت پذیری و انجام کارهای خانه می تواند باشد. ‌‌ مربی: منیره سادات امامی ‌‌ به نظر شما چه کارهایی دیگر می توان انجام داد تا بچه ها در کارهای خانه، همکاری کنند؟ ‌‌ #کلاس_دومی_ها #مسئولیت_پذیری #کار_خانه #کودک_مسئولیت_پذیر #چمرانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

16 آذر 1398 17:11:55

1 بازدید

chamran_kids

سه سالگی ⁉️چهار سالگی ⁉️شش ماهگی ⁉️ بالاخره بچه ها رو کی بفرستیم مهدکودک 🤯🤔 ⭕لطفا این پست رو ببینین و برای همه ی والدین و مربی ها بفرستید🤗 ☺️شما چه سنی رو برای مهدکودک رفتن فرزندتون مناسب میدونین ؟زیر همین پست واسمون کامنت بزارین 📲 #مهد_کودک#مهد#مهد_مناسب #سن_مناسب_مهدکودک #سن_مناسب_مهد

07 تیر 1400 15:47:03

2 بازدید

chamran_kids

🌙 حرف از ماه رمضان و روزه این روزها زیاد است. صبح که می آیند روزه اند... هرچه برای صبحانه می گوییم، لب نمی زنند و می گویند: خاله ما روزه ایم. روزه ی واقعی... موقع میان وعده تاب نمی آورند و می گویند: خاله ما میخوریم ولی دیگه بعدش نمیخوریم... خدا قبول می کند روزه ی دل های پاک هفت ساله ها را.... ‌‌ وقت پروژه دختر های کلاس اولی، یک افطاری درست کردند و برای مامان ها و باباهاشون بردند. نوشتن جمله رمضان مبارک، برای دخترهای کلاس اولی که حالا نوشتن را کشف کرده اند، لذت این روزها را دو چندان کرده است. #کلاس_اولی_ها #ماه_رمضان #پروژه #افطاری #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

24 اردیبهشت 1398 05:32:41

1 بازدید

chamran_kids

چمران یک مدرسه صرفا شناختی نیست، چون...😇 . ❗اول کپشن رو بخونید👇🏻 و بعد عکس ها رو ورق بزنید چون در انتها یه فیلم براتون گذاشتیم😉 . اولین بار در بین کتاب های دانشگاه با دیدگاه شناختی آشنا شدم. تقریبا همه رفتارها و عکس العمل‌ها را بر اساس چند مرحله در ذهن میدیدند و ملاکشان فعالیتهای ذهنی بود. برایم هیچ فرقی بین شناختی، رفتارگرا و انسان گراها وجود نداشت. هر کدام نظراتی داشتند، چهارچوب هایی و روانشناسان و دانشمندانی که به عنوان یک رویکرد مطرح شان کرده بودند و مایی که باید اسم های سختشان را حفظ می کردیم. . موقع راه اندازی حسینیه کودک و تحقیق و پژوهش مان، دیدم قضیه از آن چیزی که ما فکر میکنیم پیچیده تر و گسترده تر است. این رویکردها راه خودشان را به ایران هم باز کردند و مدرسه هایی متاثر از آنها هم راه افتاده. ‌. اولین باری که به طور جدی سر از کار شناختی ها درآوردم دوره ای بود که در مدرسه ی مهر هشتم برگزار میشد. دو استاد که در پژوهشگاه علوم شناختی اسم و رسمی داشتند مطالبی را به ما تدریس می کردند. . آن چیزهایی که خوانده بودیم حالا تبدیل شده به طرح درس هایی برای معلم‌ها، فعالیت‌هایی برای بچه ها و استانداردهایی برای مشاورها که بچه ها و خانواده هایشان را بر اساس آن ارزیابی کنند. . چند باری هم به بازدید از مدارسی رفتیم که رویکرد شناختی داشتند. ظاهر مدرسه ها مرتب و البته متفاوت با مدارس مرسوم بود. مثلا پنجره های بزرگ شیشه ای به جای دیوارها و ابزار و وسایل بازی هایی برای یادگیری شناختی. خلاصه همه چیز در خدمت تجزیه و تحلیل های مرحله ای و پشت همِ ذهنی بود. . قطعا برای راه اندازی این پژوهشگاه عریض و طویل شناختی و زیرمجموعه هایش و تربیت و آموزش این تعداد معلم، مشاور و خانواده؛ زمان، هزینه و انرژی زیادی گذاشته شده و اساتید و دوستان پایبند به سیستم شناختی، برای ما از جهت نگاه متفاوتشان به سیستم آموزشی و تلاشی که برای تغییر ساختار آموزش و پرورش دارند قابل احترام هستند. امااااا چمران یک مدرسه ی صرفا شناختی نیست چون.... عکس هارو ورق بزنید و بخونید🤗⬆️ . 🔴این پست رو ذخیره کنید و برای والدین و معلم ها و هرکسی که فکر میکنید به کارش میاد بفرستید 😊 . #مدرسه #مجموعه_شهید_چمران #مدارس_شناختی #آموزش_پرورش #آموزش#درس#رشد_شناختی#بازی #آموزش_پروژه_محور #آموزش_بازی_محور

06 خرداد 1400 16:28:35

0 بازدید

chamran_kids

از این فعالیت ها برای سالگرد غافل نشید🖤🤩 . فعالیت های ساده و جالبِ مناسبتی یکی از بهترین راه هایی هستند که میتونیم با استفاده از اونها تفاوت روزهای خاص رو برای بچه ها برجسته و ارزش و اهمیت شون رو پررنگ کنیم😇 . چطور؟؟ خودتون ورق بزنید و این ۷ تا ایده ساده و جالب رو بخونید😍⬆️ . پ.ن: متاسفانه پست مون توسط اینستاگرام حذف شد، برای همین اصلاحش کردیم و دوباره براتون قرار دادیم🖤 . ⚫این پست رو برای معلم ها و والدینی که می‌شناسید بفرستید تا با بچه ها این فعالیت ها رو تو مدرسه انجام بدند🤗 . ⁉️شما برای سالگرد و الگوسازی قهرمان بزرگمون چه کارهایی با بچه ها انجام دادید؟ برامون کامنت کنید👇🏻 . #شهادت#شهید#الگوسازی#تربیت_دینی #دانش_اموز #مدرسه#قهرمان_سازی

13 دی 1400 10:31:19

0 بازدید

chamran_kids

📣 اگه مامانی هستین که توراهی دارید یا می خواین برای ورود فرزند دوم آماده بشین، این وبینار حتما به کارتون میاد! ‌ وبینار مهمان ناخوانده فرزند بزرگتر ‌ پنج شنبه ۹ بهمن ساعت ۸ تا ۱۰ هزینه: ۳۷ هزار تومان که تا آخر روز سه شنبه، می تونید با ۲۰ درصد تخفیف، یعنی فقط ۲۹۶۰۰ تومان، ثبت نام کنید. ‌‌ برای ثبت نام، به سایت چمرانی ها مراجعه کنید: chamraniha.com ‌ اگه سوالی در مورد وبینار دارید همین پایین کامنت کنید👇🏻 ‌ #وبینار_تربیتی #راهچه #بارداری_دوم #فرزند_دوم #مشاوره_کودک

07 بهمن 1399 16:00:28

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن