پست های مشابه

chamran_kids

👗 دختر که باشی عاشق لباس های چین چینی و دامن های توری و پفی میشی... اینکه بتونی با این لباس ها مدرسه هم بری که خیلی کیف میده... دخترهای چمرانی تصمیم گرفتند با یک جشن، مامان هاشون رو غافلگیر کنند. لباس های مهمونی پوشیدیم. از همون ها که همیشه آرزو داشتیم یه بار تو مدرسه بپوشیم. به یک حسینیه رفتیم. اونجا رو تزیین کردیم و مامان هارو به یه جشن بزرگ دعوت کردیم. بازی کردیم، شعر خوندیم و مامان هارو با هدیه های دست سازه ی چمرانی ها، غافلگیر کردیم. ‌ شما چه جوری میخواین مامان هارو غافلگیر کنید؟ #روز_مادر #غافلگیری #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #چمرانی_ها

06 اسفند 1397 09:37:41

0 بازدید

chamran_kids

"بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی؟ " . اردوی مشاغل یکی دیگه از اردوهای چمرانی هست که باتوجه به روحیات و علاقه ی بچه ها و پروژه هایی که تو مدرسه انجام میشه، تو برنامه هامون قرار داره. . قبل از کرونا روزهایی بود که با بچه ها به کارگاه خیاطی، سفالگری، نونوایی، شیرینی پزی و حتی پرورش ماهی سرزدیم. مثلا دیدن کار و ابزار یه خیاط برای دخترها، خیلی جالب و هیجان انگیز بود یا فرهای بزرگ و پختن اون همه نان و شیرینی خوشمزه حسابی اون هارو به وجد میاورد.🤗 . ما همیشه قبل از اردو هماهنگ میکردیم و وسایل لازم برای فعالیت رو با خودمون میبردیم یا از خود صاحب شغل میگرفتیم تا بچه ها بعد از مشاهده ی دقیق و گرفتن جوابِ سوال هاشون دست به کار بشند و همونجا درست کردن عروسک، شیرینی و ... تجربه کنند.😊 . این اردوها علاوه براینکه باعث آشنایی بیشتر با مشاغل مختلف میشد، به بچه ها کمک میکرد که به علاقه هاشون پی ببرند و فکر کنند که در آینده دوست دارند چیکاره بشند؟🤔 . 🌸این پست رو سیو کنید 😉 🌸بچه های شما دوست دارند چیکاره بشند؟ . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #مشاغل#اردو #اردو_های_چمرانی #دختران_چمرانی

07 آبان 1399 19:13:07

0 بازدید

chamran_kids

🔑 حل مساله ، مهارتی است که در جای جای زندگی به آن نیازمندیم. اما چگونه می توان این مهارت را در کودکان پرورش داد؟ یکی از اهداف ادبستان، آموزش روش‌های علم‌آموزی است. یکی از مهم‌ترین و موثّرترین روش‌های علم‌آموزی، نوشتن درباره‌ی موضوع مورد مطالعه است؛ همچنین مشاهده‌کردن و ثبت‌کردن مشاهدات. کلاس چهارمی ها در کتاب همه چیز، که خودشان آن را درست کرده اند؛ به ثبت مهم ترین مسائل شان می پردازند. یکی از فصل‌های کتاب همه چیز، حکمت حل مسئله نام دارد. در این فصل: ۱. مسایلی را که با آن‌ها درگیر هستیم، می‌نویسیم. ۲. سعی می‌کنیم با انجام آزمایش و تجربه‌کردن، مطالعه، مصاحبه و... اطلاعاتی جمع کنیم، که در حل آن مسئله کمکمان کنند. این اطلاعات و روش به‌دست‌آوردنشان را هم در کتاب همه چیز می‌نویسیم. ۳. در پایان، اطلاعات جمع‌شده را کنار هم می‌گذاریم و به‌کمک تفکر، راه‌حل‌ (های) مسئله را می‌یابیم و می‌نویسیم. مساله‌ی این هفته کلاس چهارمی ها، حل‌کردن مسئله‌ی آلودگی هوا بود. مربی: علی حاجی اکبری #کلاس_چهارمی_ها #مهارت_حل_مسئله #مهارت #تربیت #کودک #طرح_درس #پرورش_مهارتهای_کودک #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

07 دی 1398 15:41:27

1 بازدید

chamran_kids

👨‍👩‍👧‍👧 چی بهتر از یک جمعه ی تابستانی و رنگ بازی و آب بازی خانوادگی؟ ‌ محفل های خانوادگی چمرانی ها دوباره شروع شد. امروز نوبت چهارساله و پنج ساله های حسینیه کودک بود که همراه مامان ها و باباهاشون دور هم جمع بشیم. بعد از کمی صحبت و گفتگو، دعای عهد خوندیم و صبحانه خوردیم. بعد نوبت رنگ بازی رسید. کاغذ های رولی پهن شد و نقاشی های انگشتی شروع شد. بچه ها بعد از رنگ بازی به بهانه ی شستن دست ها، آب بازی هم کردند. در آخر هم محفل با کمی گشت زدن در پارک و غذا دادن به مرغابی ها به پایان رسید. ‌ شما آخر هفته همراه بچه ها چه کارهایی کردین؟ ‌ #محفل_خانوادگی #آخر_هفته #تعطیلات #کودک #پارک #چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #چهار_ساله_ها #پنج_ساله_ها #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

21 تیر 1398 10:54:03

0 بازدید

chamran_kids

بفرست برای دختر دار ها‼️ . . .پیامبر اکرم:هرکه را دختری است،خداوند یاری دهنده او،برکت بخش به او و یاری دهنده او خواهد بود☺️🌹 . . . شاید تاحالا انقدر ظریف به وجود یک نعمت به این ظریفی و لطیفی تو زندگیمون فکر نکرده باشیم، ولی وقتشه که یه نگاهی به دور و برمون بندازیم و دخترهامون رو خوب برانداز کنیم... . . . بیش از هشت ساله که کلی دختر قد و نیم قد و نازنین چمرانی داریم که تک تکشون رو عمیقا دوست داریم و بابت وجودشون خدارو شکر میکنیم💗😍 تو همه ی این مدت تلاش کردیم روز دختر رو فقط به یک روز خاص در سال اختصاص ندیم و تو تمام سال تحصیلی با کارهای کوچیک و ساده لبخند به لب بچه ها بیاریم، شادی رو مهمون قلبشون کنیم🌸 . الان هم روز دختر نزدیکه… . . شما چه پیشنهادهایی برای خوشحال کردن دخترها،یا خاطره جذابی از این روز دارید؟😎 #روز_دختر #دختر #مدرسه #کلاس #آموزش #مدرسه_خوب #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران#جشن #کادو #خانواده #معلم #شهید_چمران#ایران #دانش_آموز

08 خرداد 1401 06:02:43

0 بازدید

chamran_kids

🏴 🏴 هر قصه ای روزی تمام می شود، جز قصه ی امام حسین ع ... ‌ #سرباز_حسینم #محرم #نمایشگاه_عطر_سیب #کودک #هیئت_کودک #نمایشگاه_عطر_سیب

19 شهریور 1398 14:23:31

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن