پست های مشابه

chamran_kids

. همیشه تصویر کارتنهای بچگی ما پر بود از دخترهایی که یک عالمه مهارت داشتند و کمترین کاری که بلد بودند، خیاطی بود. تصویر حنا( دختری در مزرعه) که همیشه با استفاده از پارچه و کارگاههای چوبی، گلدوزی می کرد .👧🏻 هنوز هم اين تصاوير برايمان خیلی شفاف است. و حالا خیلی از ما در ۱۲ سال تحصیليمان فرصت یاد گرفتن اين مهارتها رو پیدا نکردیم، فرصتی که خیلیهايمان هنوز هم به دستش نیاوردیم. دخترهای ۷ ساله شهیدچمران، دیگه این روزها تقریبا در گلدوزی مهارت پيدا كرده اند و مى توانند اسمهايشان را هم روى پارچه بدوزند.😊 . چقدر خوب ميشود اگر به بچه ها فرصتى بدهيم براى كسب لذت هاى زندگى ... . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

15 آبان 1397 11:29:37

0 بازدید

chamran_kids

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت دوم . تابستان اول/ در جست‌وجوی یخچال‌های ایسلند . یکی از رؤیاهای بزرگم، نوشتن یک رمان بلند بود. 11سالم بود، چند تا برگه کوچک A6 در کمد پیدا کردم، همه را باهم منگنه و یک دفترچه درست کردم. یک نقاشی روی جلدش کشیدم و یک عنوان دهان‌پُرکن برایش گذاشتم. «در جست‌وجوی یخچال‌های ایسلند». حالا یکی نبود بگوید: چرا این اسم رو گذاشتی؟! یخچال به درد کی می‌خوره که بره دنبالش. ولی من در همان عالم نوجوانی فکر می‌کردم کلاً جست‌وجو جالب‌ترین کار دنیاست، حالا جست‌وجوی چیزهای عجیب‌تر، جالب‌تر هم هست. اسم‌های خارجی برای شخصیت‌های داستانم گذاشته بودم که رمانم جذاب‌تر بشود. اسم‌هایی مانند تام، جیم، سام و .... خواهرم دست به نوشتنش خیلی بهتر از من بود. سرعتش هم بیشتر بود. یک روز قصه‌ای که در ذهنم بود را برایش تعریف کردم و او هم نوشت. 16صفحه شد. به همه پز می‌دادم که «من یه داستان 16صفحه‌ای نوشتم، تازه هنوزم تموم نشده.»  . بعد از این تجربه خوب، به خاطر علاقه‌ای که به داستان داشتم، کتاب داستان‌های خواهر و خاله‌ام که خیلی کتاب‌خوان بودند را می‌گرفتم و می‌خواندم. کلاً معروف شده بودم به اینکه در هر حالتی کتاب می‌خوانم، حتی در خیابان. سال‌ها بعد که دانشجو شدم استاد دانشگاهمان چند بار به من گفت که در خیابان مرا در حال کتاب خواندن دیده و هرچه برایم دست تکان داده و سلام کرده، من متوجه نشدم. خواندنم خیلی کند بود، ولی در همان تابستان‌های کودکی، تعداد زیادی کتاب و فیلم‌نامه از نویسنده‌های مختلف را خواندم. کتابی خواندم که در آن چند نوجوان، یک انجمن مخفی درست کرده و اشعارشان را برای هم می‌خواندند و این کار برایم همیشه یک آرزو بود. در دانشگاه از همان سال اول سعی کردم نمایشنامه و داستان بنویسم. الآن چند تا کتاب داستان و شعر کودک نوشتم. نوشتن برایم دوست‌داشتنی است. همین مهارت نوشتن، در پایان‌نامه، نامه‌نگاری‌های اداری، ارائه گزارش کار، تدریس و تدوین کتاب‌های علمی پژوهشی کلی کارم را راه انداخته و باعث شده محتاج کسی نباشم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

26 تیر 1399 18:26:32

1 بازدید

chamran_kids

صدای بچه هارو از چمران نیوز میشنوید... . پسرهای کلاس اول چمرانی برای اربعین دست به کارشدند، خبرنگارشدند و از زائرکوچولوها مصاحبه کردند. . عکس های یادگاری و خاطرات خوش از سفر اربعین رو برای عمو فرستادند و کاپ کیک های خوشمزه ای رو به عنوان نذری موکب های اربعین درست کردند.😊 . شماهم دوست دارید توخونه هاتون موکب برای اربعین داشته باشید؟ پس همین حالا دست بچه هارو بگیرید و باهم دیگه یه موکب خونگی راه بندازید، عکس های یادگاریتون رو باهم ورق بزنید. . تازه میتونید از بچه ها بخواید خاطره های خوبشون رو از اربعین نقاشی کنند یا بنویسند و حتی خبرگزاری خاص خانواده ی خودتون رو راه بندازید.😊 . #اربعین_حسینی #اربعین #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجموعه_شهید_چمران #پسران_چمرانی #چمران_نیوز

14 مهر 1399 18:21:29

0 بازدید

chamran_kids

📣 📣 ادبستان پسرانه شهید چمران، از میان علاقه مندان #آقا، به صورت #تمام_وقت دعوت به همکاری می نماید. ‌ 📝 برای ثبت نام و تکمیل فرم به آدرس زیر مراجعه کنید: chamraniha.com #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #دبستان #معلم

16 اردیبهشت 1398 06:28:32

0 بازدید

chamran_kids

. جنسشان سادگى ست پر از رنگ سفيد پر از بوى ناب آسمان ... وقتى حرف از دوست داشتنت مى زنند يقين دارى كه مهرتان را در گوشه اى از قلبشان جا داده اند. ساده اند و صميمى .. بهشت ميشود جايي كه صداى خنده هايشان فضا را پر كند ... . #چمرانى_هاى_كوچك_دوست_داشتنى #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

05 آبان 1397 15:40:55

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 📻 #رادیو_انقلاب 🎙خبرنگار افتخاری رادیو انقلاب 👈 خانم لیلا شفیعی #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب

21 بهمن 1397 18:13:16

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

مدرسه آرزوها(قسمت سوم- معلم برام بیقرار) . "برام" یک پسر بچه کاملا بی قرار است. از آنهایی که هیچ جا بند نمیشوند. از همان هایی که رویاهای زیادی در سردارند و بسیار کنجکاوند. قبل از رسیدن به سن مدرسه، یک دفتر خیلی جالب دارد که هر چیزی را کشف کند اسمش و خود وسیله را داخل دفتر میچسباند، کشفهایش از خود دفتر هم جالبتر است چون هر چیزی را برای اولین بار با آن مواجه شود کشف خودش میداند. آن چیز ممکن است حشره ای باشد یا یک قیچی. به هر حال برام آن را برای بار اول دیده. حالا او روز شماری میکند به مدرسه برود تا چیزهای خیلی خیلی عجیب را یاد بگیرد مثلا زبان مصری. و بالاخره به مدرسه میرود.در تمام روزهای تحصیل برام خودش است باهمان بیقراری،با همان کشفها و با همان کارهای دور از انتظار معلمشان. و این معلم است که مجبور است کلی تلاش کند تا بتواند برام را درگیر فعالیت ها کند. . در یک سال بنا بر حادثه ای برام حضور دو معلم را تجربه میکند آقای فیش معلم اول و پسر جوان دیگری به عنوان معلم دوم. در واقع برام هر دو را به شیوه ی خودش تغییر میدهد اولی را با صدمه های بیشتر و دومی را با خاطرات خوش. برام بی قرار میماند ولی بی قراریش با معلمها و معلمها با کارهای عجیب و غریبش کنار می آیند.با تکان دادن های همیشگی پاهایش ، با بدو بدوهایش و با غرق شدن در خیالاتش... . پ.ن: دیدن فیلم سینمایی برام بیقرار برای همه مفید است. چون هر کسی یک بار در عمرش این فرصت را پیدا میکند، با بچه ای پرانرژی و متفاوت رو به روشود. فرصتی که ممکن است به اندازه چند دقیقه همسفری در مترو باشد یا به اندازه معلمی در یک سال تحصیلی یا حتی به اندازه یک عمر مادری کردن. . #فیلم_سینمایی#مدرسه_آرزوها#معلم_آرزوها #معلم_سخت_گیر#معلم_انعطاف_پذیر#بیش_فعالی #همراهی#آزادی#ارتباط_با_کودک

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

مدرسه آرزوها(قسمت سوم- معلم برام بیقرار) . "برام" یک پسر بچه کاملا بی قرار است. از آنهایی که هیچ جا بند نمیشوند. از همان هایی که رویاهای زیادی در سردارند و بسیار کنجکاوند. قبل از رسیدن به سن مدرسه، یک دفتر خیلی جالب دارد که هر چیزی را کشف کند اسمش و خود وسیله را داخل دفتر میچسباند، کشفهایش از خود دفتر هم جالبتر است چون هر چیزی را برای اولین بار با آن مواجه شود کشف خودش میداند. آن چیز ممکن است حشره ای باشد یا یک قیچی. به هر حال برام آن را برای بار اول دیده. حالا او روز شماری میکند به مدرسه برود تا چیزهای خیلی خیلی عجیب را یاد بگیرد مثلا زبان مصری. و بالاخره به مدرسه میرود.در تمام روزهای تحصیل برام خودش است باهمان بیقراری،با همان کشفها و با همان کارهای دور از انتظار معلمشان. و این معلم است که مجبور است کلی تلاش کند تا بتواند برام را درگیر فعالیت ها کند. . در یک سال بنا بر حادثه ای برام حضور دو معلم را تجربه میکند آقای فیش معلم اول و پسر جوان دیگری به عنوان معلم دوم. در واقع برام هر دو را به شیوه ی خودش تغییر میدهد اولی را با صدمه های بیشتر و دومی را با خاطرات خوش. برام بی قرار میماند ولی بی قراریش با معلمها و معلمها با کارهای عجیب و غریبش کنار می آیند.با تکان دادن های همیشگی پاهایش ، با بدو بدوهایش و با غرق شدن در خیالاتش... . پ.ن: دیدن فیلم سینمایی برام بیقرار برای همه مفید است. چون هر کسی یک بار در عمرش این فرصت را پیدا میکند، با بچه ای پرانرژی و متفاوت رو به روشود. فرصتی که ممکن است به اندازه چند دقیقه همسفری در مترو باشد یا به اندازه معلمی در یک سال تحصیلی یا حتی به اندازه یک عمر مادری کردن. . #فیلم_سینمایی#مدرسه_آرزوها#معلم_آرزوها #معلم_سخت_گیر#معلم_انعطاف_پذیر#بیش_فعالی #همراهی#آزادی#ارتباط_با_کودک

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن