پست های مشابه

chamran_kids

‌ ‌تابه‌حال درباره شجره‌ی خانوادگی خود با فرزندتان صحبت کرده‌اید؟ ‌ ‌🌳درخت خانوادگی یا شجره‌ی خانوادگی، به ما کمک می‌کند تا بدانیم چه پیشینه‌ای داشته‌ایم. هر چقدر بتوانیم این درخت خانوادگی را تا نسل‌های خیلی گذشته‌ی خود ادامه دهیم بهتر می‌توانیم بگوییم دقیقا اصالت ما چیست.‌ ‌منظور از اصالت فقط گفتن نام اجداد نیست، اصالت یعنی اجداد ما متعلق به کدام شهر بودند، چه القابی داشتند، مردم آن‌ها را با چه ویژگی‌هایی می‌شناختند، در چه کارهایی مهارت داشتند، چه روحیه‌ها و خلق‌و‌خویی داشتند؟ آیا ما شبیه آنها شده‌ایم؟ ‌ ‌می‌دانستید که خیلی از روحیه‌ها، علاقه‌ها و گرایش‌ها از اجداد ما به ما ارث می‌رسد؟‌ ‌پس باید درباره اجداد گذشته خود از قدیمی‌ها بپرسیم. این به ما کمک می‌کند علاوه‌بر اینکه خودمان و خانواده‌مان را بشناسیم، نقش مهمی در جمع‌آوری بخشی از تاریخ، البته تاریخی که بیشتر روی شناخت انسان ها و روحیاتشان متمرکز است داشته باشیم؛ یعنی علم جامعه‌شناسی!‌ ‌ ‌آیا می‌توانید درخت خانوادگی را تا جد سوم یا چهارم پدری ادامه دهید و درباره‌ی او و زمان او بپرسید؟‌ ‌ مربی: زهرا مرزانی @zahra_marzani #چمرانی_ها #پروژه_سوم_دبستان #ادبستان_دخترانه #اصالت #هویت #درخت_خانوادگی

31 اردیبهشت 1399 13:29:57

0 بازدید

chamran_kids

من معلم نیستم ولی این سال‌ها این نعمت به من داده شد که کنار بچه‌ها و معلم‌ها باشم و ارتباط‌شان را ببینم. معلم‌هایی که غذای بچه‌های ۴و۵ ساله را با مهربانی برایشان جمع‌وجور می‌کردند. معلم‌هایی که بدون هیچ ابراز ناراحتی، لباس‌های بچه‌های کوچک و بزرگ را عوض کرده و در شخصی‌ترین کارهایشان به آن‌ها کمک می‌کردند. معلم‌هایی را دیدم که با تب و مریضی شدید به مدرسه آمدند. معلم‌هایی که نوبت گذاشتند برای سفر اربعین و از علاقه بسیار باارزش‌شان گذشتند. معلم‌هایی را دیدم که پابه‌پای بچه‌ها می‌دوند، از بلندی‌ها بالا می‌روند و بچگی می‌کنند تا بچه‌ها نشاط پیدا کنند. معلم‌هایی را دیدم که به عیادت بچه‌ها می‌روند، پابه‌پای مشکلات خانوادگی بچه‌ها اشک می‌ریزند، از هزینه خودشان برای بچه‌ها هدیه می‌خرند و با ذوق تمام کادوهایشان را تقدیم بچه‌ها می‌کنند. معلم‌هایی را دیدم که از راه‌های دور و نزدیک، بچه به بغل، با سختی و با نیت‌های خوب و پاک به مدرسه آمدند و هروقت لازم شد اضافه‌تر ماندند تا کار بچه‌ها زمین نماند. معلم‌هایی که به مدرسه کمک کردند، کلاس آنلاین برگزار کردند، تمام کارهایی را که سخت‌شان بود و بلد نبودند یاد گرفتند تا ذره‌ای در رشد بچه‌ها وقفه نیفتد. من این فرصت را داشتم کسانی را در این سال‌ها ببینم که از خودشان گذشتند تا بچه‌ها بهتر بزرگ شوند. کسانی که از وابسته بودن بچه‌ها به خودشان ناراحت نبودند و سعی کردند کمک کنند بچه‌ها با کمال آرامش ذره ذره قد بکشند. خدارا شکر می‌کنم که در این مدت معلم‌های زیادی دیدم و معلم‌های زیادتری داشتم! معلم‌های چمران، دختران و پسران شهید چمران، خواهران و برادران من، با هیچ واژه‌ای و با هیچ هدیه‌ای هیچ‌وقت نخواهم توانست ذره‌ای از چیزهایی که به من یاد دادید را جبران کنم چه برسد به عمر و جوانی که پای بزرگ‌شدن تک تک بچه‌ها گذاشتید دعا می‌کنم عمرتان پربرکت باشد و این نعمت تا مادامی که هستید بر سرتان مثل باران بهاری تند و باحرارت ببارد.

12 اردیبهشت 1399 17:59:12

0 بازدید

chamran_kids

☀ از آسمان ها روی زمین آمدیم، جایمان شد آغوش مادرهایمان... بزرگ شدیم کم کم راه افتادیم، دویدن یاد گرفتیم و پریدن. پنج ساله شدیم وارد حسینیه کودک شهید چمران شدیم و باز هم بازی کردیم... پیش دبستانی رفتیم.... یک سال دیگر هم گذشت شدیم کلاس اولی، دیگر فقط بازی نمی کردیم کارهای مهم دیگری هم بود که باید انجام میدادیم کتابهای زیادی را باید میخواندیم حتی کتابهای زیادی را هم باید می نوشتیم. بزرگ‌تر شدیم... و شدیم همین جمع هشت نفره بچه های کلاس دوم، بزرگ‌ترین بچه های ادبستان دخترانه حمزه دوران... چمیار شدیم گاهی به آشپزخانه رفتیم، گاهی خدمات و کتابخانه... بعضی از روزها هم باید با بچه های کوچکتر بازی می کردیم. یک شب که همه خوابیدیم خواب دیدیم بزرگ‌تر شده ایم ولی هنوز در چمران درس میخوانیم، کارهایمان هم بزرگ‌تر شده بود، یک روز در هفته مسئول پختن ناهار کل مدرسه بودیم، خرید مواد غذایی هم با خودمان بود. یک چرخ خیاطی بزرگ در کلاس داشتیم و برای بچه هایی که از ما کوچکتر بودند خیاطی می کردیم و لباس می دوختیم، کتابخانه بزرگی در کلاسمان بود که گاهی وقتها بعد از ظهر ها که همه رفته بودند در مدرسه می ماندیم و کتاب می خواندیم. شده بودیم معلم کوچکتر بچه های محله، بعضی از روزها را به پارک می رفتیم و به بچه ها درس می دادیم. کارهای هنری مان روز به روز بهتر می شد، کلاس ما شده بود شبیه کلاس هنرمندان انقدر که از سفال و مجسمه و نقاشی و کلاژهای مختلف در شده بود... باز هم بزرگ‌تر شدیم انقدر که در آغوش همه ما بچه هایمان بود..... تصمیم گرفتیم مدرسه ای بسازیم مثل ادبستان حمزه دوران تا بچه هایمان آنجا به اندازه ما کودکی کنند و به وقت بزرگ شدن آنقدر بزرگ شوند که از پس هر کاری بر بیایند... ‌ پ.ن: بخشی از نمایش نامه ی کلاس دومی ها در #جشن_تکلیف و بندگی شان #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #نماز

08 اردیبهشت 1398 10:59:40

0 بازدید

chamran_kids

🖌 فعالیت انتخابی یعنی ساعتی که بچه می توانند فعالیت مورد علاقه ی شان را انجام دهند. بستر چند فعالیت مثل نقاشی، بازی فکری، کاردستی و ... در کلاس فراهم می شود و بچه ها می توانند فعالیتی را که دوست دارند، انجام دهند. ‌ پ.ن: روز اول تابستانه چمرانی ها آنقدر برای دخترهای پیش دبستانی جذاب بود که در همه ی فعالیت های انتخابی شرکت کردند. ‌ #فعالیت_انتخابی #پیش_دبستانی_ها #شش_ساله_ها #طرح_درس #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

16 تیر 1398 11:10:11

0 بازدید

chamran_kids

💡 اردو همیشه پارک نیست، گاهی می توان مکان های مختلف را مقصد اردو قرار داد. چرا که بچه ها به دنبال کشف و تجربه‌های جدید هستند که این تجربه ها را می توان در مکان های دیگر به دست آورد. ‌‌ اردوی این هفته‌ی چهارساله های چمرانی‌ها، یک امام زاده بود. تعدادی آجر در حیاط امام زاده، توجه بچه ها را جلب کرد. با همراهی مربیان، تصمیم گرفتند یک خانه‌ی آجری بسازند. ‌ مربی: مائده جهانگیری، فاطمه فیض آبادی، مریم صادق پور، زهرا صحتی ‌ چه بازی ها و فعالیت های دیگری می توانیم در یک امام زاده انجام دهیم؟ ‌ #چهار_ساله_ها #اردو #اردو_مهد_کودک #مهد_کودک #ایده_اردو #ایده_فعالیت #حسینیه_کودک_شهید_چمران #چمرانی_ها

28 بهمن 1398 18:35:13

0 بازدید

chamran_kids

🎊 💡 می تونیم در شب ولادت پیامبر اکرم ص، بچه ها رو با یه قصه در مورد مهربانی ایشون خوشحال کنیم. ‌ 🍎باغ میوه و مهربانی پیامبر🍎 ‌ ✅ این داستان برای کودکان بالای پنج سال مناسب می باشد. ‌ یکی بود، یکی نبود. یه خواهر و برادر بودند که در یک خانه ی قشنگ و کوچک زندگی می کردند. خانه شان یک حیاط داشت. که بچه ها در آن بازی می کردند. یک درخت خرما از دیوار های کنار حیاط، داخل خانه شان آمده بود. بچه ها هر روز از دیوار بالا می رفتند و با خوشحالی کلی خرما از آن درخت می چیدند و می خوردند. یک روز آقای همسایه که خیلی بد اخلاق بود، به خانه ی آنها آمد. با عصبانیت به بابا گفت: بچه های تو همه ی خرماهای منو خوردن. باید کل پولش رو بدی. بابا گفت: آخه من که پول ندارم. همسایه گفت: من نمیدونم. باید پولش رو جور کنی و به من بدی. بابا خیلی ناراحت شد. پیش یک آقای مهربانی رفت که از آن کمک بخواهد‌. اسم آن آقای مهربان، حضرت محمد (ص) بود. بابا کل ماجرا را تعریف کرد. حضرت محمد (ص) که خیلی مهربان بود، رفت و با آقای همسایه صحبت کند تا راضی شود. ولی آقای همسایه راضی نشد. حضرت محمد (ص) گفت: من همه ی باغت رو میخرم. آقای همسایه خوشحال شد و قبول کرد. حضرت محمد (ص) هم، کل باغ را به بابا بخشید. ‌ بچه ها هم خیلی خوشحال شدند. از آن روز به بعد کلی درآن باغ بزرگ بازی کردند. ‌ #عیدتون_مبارک #قصه #قصه_کودکانه #قصه_مذهبی #پیامبر #مذهبی #کودک #هفده_ربیع #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

23 آبان 1398 17:21:48

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

. بریم با سرآشپز کوچولو یه چیز خوشمزه درست کنیم😇👆🏻 . با یه آشپزی دیگه از کتاب مائده اومدیم پیشتون🤩 . بعضی غذا ها مثل نرگسی حسابی مقوی هستن و خوردن اون ها باعث میشه تو ماه رمضان قوت بیشتری تو طول روز داشته باشیم🤗 شاید تا حالا این ترکیب ساده و خوشمزه رو درست نکرده باشید اما اینبار با سرآشپز های کوچولو امتحان کنید چون... وقتی خود بچه ها تو تهیه ی افطار و سحر شریک میشن، انگیزه بیشتری برای خوردن غذا دارن و کلی اعتماد به نفس میگیرن😊 . ⭕این پست رو سیو کنید و برای مامان، باباها و معلم ها بفرستید❗ . #آشپزی#چمرانی_ها#ماه_بندگی #سرآشپز_کوچک#سرآشپز_کوچولو #ماه_رمضان#نرگسی_اسفناج

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

. بریم با سرآشپز کوچولو یه چیز خوشمزه درست کنیم😇👆🏻 . با یه آشپزی دیگه از کتاب مائده اومدیم پیشتون🤩 . بعضی غذا ها مثل نرگسی حسابی مقوی هستن و خوردن اون ها باعث میشه تو ماه رمضان قوت بیشتری تو طول روز داشته باشیم🤗 شاید تا حالا این ترکیب ساده و خوشمزه رو درست نکرده باشید اما اینبار با سرآشپز های کوچولو امتحان کنید چون... وقتی خود بچه ها تو تهیه ی افطار و سحر شریک میشن، انگیزه بیشتری برای خوردن غذا دارن و کلی اعتماد به نفس میگیرن😊 . ⭕این پست رو سیو کنید و برای مامان، باباها و معلم ها بفرستید❗ . #آشپزی#چمرانی_ها#ماه_بندگی #سرآشپز_کوچک#سرآشپز_کوچولو #ماه_رمضان#نرگسی_اسفناج

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن