chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
✅ در رویکرد آموزشی زیر ۷ سال، معلم نقش تسهیل گر را دارد و جریان کلاس را همراه با اهداف خود پیش می برد. بچه ها آزادانه فعالیت خود را انتخاب می کنند ولی هر کدام از مسیری به هدف مورد نظر می رسند. در این مدل بچه ها با هر سلیقه ای، با علاقه فعالیت کلاس را انجام می دهند و از آزادی داده شده لذت می برند. هدف از این کار پُررنگ کردن نقش آزادی در کلاس است. آزادی یک نیاز مهم در کودکان زیر هفت سال است، مثل نیاز به تغذیه ، نیاز به بازی و ... صبح شش ساله های چمرانی با یک مسئله خیلی مهم شروع شد. امروز دوست دارید چه کار کنیم؟! بچه ها ابتدا یک مقدار تعجب کردند . یعنی هر کاری که بخواهیم می توانیم انجام دهیم؟؟ شروع به ایده دادن کردند و عمو ایده ها را روی تخته کشید. بعد هر کدام سراغ فعالیت های انتخابی خودشان رفتند. چند نفر مشغول نقاشی شدند، تعدادی ساخت و ساز و تعدادی هم در حیاط بازی کردند. مربی: محمد جواد روحی #پیش_دبستانی_ها #آزادی #مربی #طرح_درس #رویکرد_آموزشی #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
28 دی 1398 16:07:20
0 بازدید
chamran_kids
🍀 در اولین روز مدرسه، تیستو با جیب هایی پر از نمره صفر، به خانه برگشت. روز دوم تنبیه شد و مجبور شد دوساعت بیشتر از دیگران در مدرسه بماند. یعنی دو ساعت بیشتر از دیروز در کلاس بخوابد! در پایان سومین روز، معلم نامه ای به تیستو داد تا به پدرش بدهد. در آن نامه، آقای پدر با ناراحتی فراوان، این جملات را خواند: آقا فرزند شما مثل دیگران نیست. نگهداری او برای ما غیر ممکن است. اسم تیستو سبز انگشتی را شنیدید یا کتابش رو خوندید؟ تیستو یک کودک بود. کودکی که نمیخواست مثل بزرگترا پیرو یک سری قالب و عادت باشه. تیستو رو از مدرسه اخراج کردن، وقتی اخراجش کردن، پدرش تصمیم گرفت او را به طبیعت ببرد تا آنجا هرچه نیاز است بیاموزد. تیستو در کنار آقای باغبان، متوجه شد که به هرچه دست بزند، سبز می شود و گل می دهد. او تصمیم گرفت همه ی بدی ها و ناراحتی ها را به گل تبدیل کند، و دنیا را جای بهتری برای زندگی کند. شما برای بهتر کردن دنیا، چه کارهایی انجام دادین؟ #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #دهه_فجر #انقلاب #انقلاب_اسلامی #والعاقبه_للمتقین #اندکی_صبر_سحر_نزدیک_است #ایران #هویت_ملی #من_یار_انقلابم #امید #غرور_ملی #چمرانی_ها
17 بهمن 1398 18:13:48
0 بازدید
chamran_kids
👨👦 خیلی از آقایان، وظیفه ی تربیت فرزند را تنها وظیفه ی مادر می دانند. با این توجیه که من سرکار می رم و همین که از نظر مادی خانواده رو تامین کنم، کافیه. ولی تا حالا فکر کردین که اگه شما نباشین، پسرتون مرد بودن رو باید از کجا یاد بگیره؟ بازی های هیجانی مثل کشتی و فوتبال رو با کی باید بازی کنه؟ چه کسی در پدر بودن و همسر داری باید الگوش باشه؟ یا همسرتون اگه مدام بخواد با بچه ها باشه، دیگه زمانی برای استراحت هم نداره، چه برسه به اینکه بخواد برای خودش وقت بذاره. و اینکه کار خونه هم کم از کار بیرون نداره... شما پدر عزیز، نقش خیلی خیلی مهمی تو تربیت فرزندت داری... پس وقتت رو خالی کن، باهاش بازی کن، با هم بیرون برید، حتی تو تابستان با خودتون به محل کار ببریدش... ما تو ادبستان سعی کردیم، به زور هم که شده😅 پدر ها رو هم بازی بچه ها کنیم. برای همین هر چند وقت یه بار محفل خانوادگی می ذاریم. هم پدرها یاد می گیرند با بچه ها بازی کنند و هم مادر ها وقتی دارند تا باهم صحبت کنند و کمی خوش بگذرونند... پدر های عزیز، شما چه برنامه ای برای وقت گذرانی با فرزندانتون دارید؟ #کلاس_سومی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #محفل_خانوادگی #چمرانی_ها #پدر #تربیت #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
12 مرداد 1398 15:19:27
0 بازدید
chamran_kids
🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران
04 خرداد 1399 22:04:31
0 بازدید
chamran_kids
❤ می توانستند عروسک هایشان را به حسینیه کودک بیاورند. از اول صبح، عروسک را محکم بغل کرده و دوست نداشت کسی به او دست بزند. وقت پروژه، قرار شد برای عروسک ها لباس بدوزند. با دقت پارچه را انتخاب کرد، آن را برید و مشغول دوخت و دوز شد. برای بازی به حیاط نرفت و می گفت: سرد است، عروسکم یخ می کند... موقع ناهار، چشمش به عروسکش بود تا غذا رویش نریزد. آخرای روز بود که گفت: خاله من دیگه عروسکم رو نمیارم...همش باید مواظبش باشم... قصهی مادری های کوچک ... روزتون مبارک ❤ #روز_مادر #چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
07 اسفند 1397 06:11:41
0 بازدید
chamran_kids
⭕قدم سوم اضطراب الکی ممنوع! + توکل . بچم سواد یاد میگیره یا نه ؟ اوضاع مالی مون چه جوری میشه تو این اخر سالی؟ یه وقت همسرم شغلش رو از دست نده؟ اگه بچم مریض بشه چی؟ و صدها اضطراب و استرسی که اگه مامان باشین، احتمالا بهش خیلی فکر می کنین! . بیاید در برابر این آینده مبهم بایستیم و ایمان به خدا داشته باشیم. فکر نکنیم روزی ما دست ریس جمهور است و سلامتی ما به دست پزشکان؛ خدا خودش برای زندگی ما مسیر رو مشخص کرده مثل مادر حضرت موسی که با ایمان، بچه خودش رو به رود نیل انداخت ؛ دیگر از دریا بی در و پیکرتر هست به نظرتون؟ . ما باید در حد وظیفه پدر و مادری خودمون عمل کنیم و باقی با خداست. برای مقابله با این افکار، بیاین خوبی های خودمون، همسرمون، فرزندان و کشورمون رو ببینیم و با خودمون مرور کنیم. . مدام خدا رو شکر کنیم و نعمت هامون رو به زبون بیاریم و سبحان الله زیاد بگوییم. . و حتما از آدم های پر استرس و از های و هوی اطرافیان دوری کنیم ؛مثلا اگه با دیدن پیج مادری در اینستاگرام و نحوه مادری کردنش، احساس بدبختی می کنید همین الان آنفالوش کنید؛ این کار برای شما سمه!! . ازهمین الان شروع کنید و خوبی ها و نعمت هایی که دارین رو بگین و شکرش رو به جا بیارین.🌹😊 . #مادر #مادر_موفق #استرس_و_اضطراب #توکل#نعمت#آرامش#مادری_کردن #مادری
25 اسفند 1399 17:31:27
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🎉 💡 پیشنهاد شماره پنج برای کوچکتر ها 🎊 پیشنهادی برای خوشمزه تر کردن عید 🍩 تا حالا تجربه ی آشپزی با بچه ها رو داشتین؟ حتما ذوق و هیجان رو تا چشم هاشون، موقع ترکیب کردن مواد با هم دیدین؟ 🎂 حالا برای عید غدیر هم می تونیم کیک درست کنیم. اونم با بچه ها! 🍰 کیک های ساده که حتما خودتون بلدین و اگه بلد نیستین، با یه سرچ ساده می تونید دستور العملش رو پیدا کنید. 🥧 بعد از درست شدن کیک، می تونید خودتون با چیزهای ساده مثل خامه، اسمارتیز، بیسکوییت و ... تزیینش کنید. ✅ بچه ها از پس درست کردن کیک برمیان، پس بهشون اجازه بدیم تجربه کنند و ماهم در کنارشون باشیم. ✨قبول باشه ازتون✨ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان