پست های مشابه

chamran_kids

#ورق_بزنید #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت ششم . تابستان پنجم/کاوه آهنگر . پدربزرگم، خدا رحمتش کند، یک مغازه چراغ‌سازی داشت. چند سال تابستان برای شاگردی به مغازه‌اش رفتیم. ساعت 6صبح می‌رفتیم شوش و 6 عصر برمی‌گشتیم. اوایل که بچه بودیم، کار کردن برایمان بیشتر بازی بود. ولی بزرگ‌تر که شدیم، کارمان سنگین شد. یادم است اولین املت زندگی‌ام را در مغازه بابا حاجی پختم. تا مدت‌ها در خانه برای بقیه املت می‌پختم. اره کردن آهن، جوشکاری، تراشکاری و کار با دریل میزی را هم در نوجوانی تجربه کردم. بعد از کنکور، یک مدت رفتم مغازه پدربزرگم. همان روزهای اول مرا با شاگردش به یک بلورفروشی فرستاد و گفت کل این مغازه را ویترین بزنید. از بس اره کردم، تمام دستم تاول‌زده بود. بدتر از آن جوشکاری بدون ماسک بود که باعث شد تمام شب از چشم‌درد نخوابم. چند سال بعد که در دانشگاه تهران دانشجو شده بودم، به بچه‌های رشته مکانیک تئاتر درس می‌دادم. یک مسابقه ماشین‌های فنری در دانشگاه برگزار شد و بچه‌های مکانیک سخت مشغولش بودند. کارشان خوب پیش می‌رفت ولی برای کامل کردن ماشین‌ها جوشکاری بلد نبودند. کل کارهای جوشکاری‌شان را برایشان انجام دادم. خیلی از من تشکر کردند. من هم خیلی خوشحال شدم کاری بلدم که بقیه شاگرداول‌ها هم بلد نیستند. البته بازهم چون بدون ماسک جوش دادم، چشمانم را برق زد.    این تجربه‌ها بخشی از تابستان‌های زندگی من بود. بخشی که با حمایت پدر و مادرم، خانواده، همسایه‌ها و انسان‌های مهربان برایم ایجاد شد و توانستم از آن استفاده کنم. دوست دارم رازهایی را به شما بگویم تا شما هم بتوانید تابستان‌های درخشانی را تجربه کنید. قسمت بعدی تابستان‌های مرد هزارچهره را بخوانید. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

31 تیر 1399 17:40:38

0 بازدید

chamran_kids

🏴 اگه یادتون باشه گفتیم که می خوایم محرم امسال رو برای بچه ها متفاوت کنیم. چرا؟ عزاداری ها بخش مهمی از زندگی ما بچه مذهبی ها رو در برمیگیره. و خب محرم و صفر اوج عزاداری هامونه... طبیعتا بچه ها هم درگیر این فضا می شوند. اما آیا درک کودکان از واقعه کربلا مثل ما بزرگتراست؟ پس باید فکر دیگه ای کرد: برای داشتن حال خوب از هیئت برای علاقه مندی بچه ها به دین برای انتقال آموزه های اسلامی به بچه ها و برای تربیت صحیح اسلامی؛ یا می تونیم جاهایی بریم که هیئت کودک داشته باشه. یا کنار خودمون فضای بازی شون رو فراهم کنیم. هر روز یک پیشنهاد برای فعالیت های مادر ها و پدر ها و کسانی که می خوان هیئت کودک داشته باشن، داریم. پویش #سرباز_حسینم رو دنبال کنید. عکس رو ورق بزنید و برناممون رو ببینید. ‌#هیئت #هیئت_کودک #با_مادر_در_هیئت #با_پدر_در_هیئت #محرم #کودک #چمرانی_ها ‌ یادمون باشه که عزاداری فقط سخنرانی گوش کردن و گریه کردن نیست...اگرچه این ها خیلی خوبه و منکرش نیستیم. عزاداری می تونه تربیت یک نسل حسینی باشه با بازی کردن با بچه ها و نشوندن یک لبخند روی لب هاشون تو شبهای هیئت... ا

09 شهریور 1398 16:09:17

0 بازدید

chamran_kids

شغل آینده بچه ها چیه؟ 😃 اول کپشن روبخونید⬇️ . این فیلم بخش کوتاهی از کلاس اجتماعی پسرهای کلاس چهارم چمرانی هست😊 . ماجرا از این قراره که.. عمو و بچه ها اول حسابی درباره ماهیت شغل گفت و گو کردند،گفتند که اصلا شغل چیه؟ چه مزایایی داره؟ اما بعد... 🤔 . کلی موشک های رنگی آماده کردند و روی بال هر موشک، شغل های مختلف رو نوشتند و از دوستاشون درباره اینکه شغلشون مفید هست یا نه پرسیدند🤩 . موشک ها، به سمت بچه ها ارسال میشد و هرکدوم جواب دوستشون رو روی بال دیگه موشک مینوشتند و راهنماییش میکردند که این شغل، چه خوبی ها و بدی هایی ممکنه برای جامعه داشته باشهــ.. 😊 . ✅این پست رو ذخیره کنید و برای معلم ها بفرستید تا کلاس اجتماعی رو برای بچه ها شیرین کنند😉 . #شغل_آینده #شغل#جامعه #اجتماعی #اجتماعی_چهارم_دبستان#آینده_شغلی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور #آموزش_بازی_محور #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

02 اسفند 1400 09:59:47

0 بازدید

chamran_kids

. 📝قسمت اول . ما دخترانی هستیم که در فاصله بین سالهای ۶۰ تا اواخر ۶۹ متولد شدیم. پس طبیعی است که به ما بگویند: دختران دهه شصتی. ما بنا بر سالی که متولد شدیم، درگیر ماجراهایی بودیم که هر کدام از آن ماجراها برای یک دهه کافیست. در سالهای کودکی ما حزب جمهوری منفجر شد، رئیس جمهور و نخست وزیر کشور ترور شدند، امام خمینی فوت کرد و اینها تازه اتفاقات درشت زمان کودکی ماست. چون در تمام این سالها جنگ و بمباران هم‌بوده و ترور پشت ترور. پس با این تفاسیر همیشه در حال شرکت در راهپیمایی یا تظاهرات یا تشییع جنازه شهدا یا جشن بازگشت آزادگان و خلاصه یک رویداد مذهبی اجتماعی_سیاسی بودیم. فرقی نمی کرد مذهبی و انقلابی باشیم یا ضدانقلاب و غیر مذهبی، از شیری تغذیه کردیم که پر از نگرانی، اضطراب، ابهام و ناراحتی بود. البته نمیدانم کنار این غم و غصه ها، چقدر چیزهای دیگر در شیرمان مخلوط شده و رشدمان داده است؛روحیه شجاعت خانواده هایمان، ایمان و اعتقادی که به کارشان داشتند، انگیزه ای که در وجودشان حفظ کرده بودند و از همه مهمتر مقاومتشان! به هر حال ما باهر شرایطی بود بزرگ شدیم و از اواخر سال ۶۷ به بعد قرار شد دختران دهه شصتی به مدرسه بروند..... . ادامه دارد... . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #دختران_دهه_شصتی #تربیت_دخترانه #دهه_شصتی_ها_نسل_سوخته_نیستند #بالاخره_زنده_موندیم_و_بزرگ_شدیم_چه_بزرگ_شدنی #مدرسه_رفتنمان_خودش_حکایتیه #دهه_شصت #دهه_شصتیها

10 تیر 1399 18:32:25

0 بازدید

chamran_kids

💡 آدم ها یک شبه منظم نمی شوند، با زور و تهدید هم نمی شوند! پسرهای کلاس سومی وقتی اول هفته وارد کلاسشان شدند، متوجه شدند کلاس خیلی نامرتب است. و تصمیم گرفتند شعار هفته ی شان را نظم بگذارند. پسرها در کلاس تابلو سازی شان، تابلویی درست کردند تا شعارشان را فراموش نکنند. حدیثی از حضرت امیرالمومنین علیه السلام که میفرمایند : به شما ، فرزندان ، خانواده و کسانی که این نامه را می خوانند ، تقوای الهی و نظم در امور را سفارش میکنم. #کلاس_سومی_ها #نظم #خصوصیات_فردی #بستر_رشد #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #حمزه_دوران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

14 اسفند 1397 06:19:16

0 بازدید

chamran_kids

تو مدرسه ی چمران چه جوری کتاب های درسی رو آموزش میدین⁉️🤔 . . . خیلی از ما میپرسن: شما که روش تون با بقیه ی جاها فرق میکنه پس چه طوری کتاب های درسی رو آموزش میدین؟ عقب نمیمونید؟😥 اصلا چه طوری بچه ها درس یاد میگیرن؟ 🙄 سوال خوبیه❗ . . . . ما هم طبق بودجه بندی آموزش پرورش و قوانین پیش میریم اما..... عکس هارو ورق بزنید و بخونید😊⬆️ . ⭕این پست رو سیو کنید و برای معلم ها بفرستید یا همین زیر تگشون کنید😉👇🏻 #معلم #مدرسه #کودک #تربیت #کتاب #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست #آموزش #دبستان

07 تیر 1401 09:53:06

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آن‌سن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آن‌سن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن