chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
👨⚖ هفت سال دوم، سال های آداب دانی و قوانین است. اما همین که کودک وارد هفت سالگی شد، می توانیم انتظار داشته باشیم تمام آداب و قوانین ما را اجرا کند؟ کودکی می تواند در هفت سال دوم آداب دان و قانون مدار باشد که: در هفت سال اول، آزادی را تجربه کرده باشد. قوانین و آداب به تدریج و با متناسب با سن، به او ارائه شود. بُرد قوانين كلاس اول خالی بود، قرار بر اين شده است كه اگر در طول هفته به موردي برخوردند؛ آن را در كلاس مطرح كنند و در رابطه اش به بحث و گفتگو بپردازند و قانونش را باهم تصويب كنند. پسرها در رابطه با چالشي كه با آن در كلاس مواجه شدند، بحث و گفتگو كردند؛ يعني همهمه و شلوغي در كلاس . و بهصورت نمايشي، آن موقعيت را باز سازي كردند و به مشكلات آن پي بردند. به پيشنهاد بچه ها، قانونش را نقاشي كردند و اينطور بود كه اولين قانون رسمي كلاس به بُرد قوانين اضافه شد. مربی: علی قطبی #کلاس_اولی_ها #هفت_سال_دوم #قانون #آداب_دانی #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
13 آذر 1398 16:21:58
0 بازدید
chamran_kids
سلام چمرانی های عزیز! این فیلم یک پیام تبریک هست از طرف همهی عموهای چمرانی😊👆🏻 . عیدتون مبارک 🎉💐 امیدواریم که امسال براتون سالی پر از خیر و پر برکت باشه🤗 . ممنون که یک سال قشنگ دیگه کنار ما بودین🌹😍 . #عید_نوروز #چمرانی_ها #معلم_های_چمرانی #عیدانه#عیدتون_مبارک❤ #سال_نو_مبارک 🌸 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #یا_مقلب_القلوب_و_الابصار#۱۴۰۰
30 اسفند 1399 18:08:05
0 بازدید
chamran_kids
👨👩👧👦 در یک روز بارانی می توانیم از ترس خیس شدن و مریض شدن در خانه بنشینیم و از گرفتگی آسمان گله کنیم و یا یک دورهمی خانوادگی ترتیب دهیم و از این هوای پاییزی نهایت استفاده را کنیم. محفل خانوادگی چمرانی ها، جایی است برای دور هم جمع شدن خانواده ها. یک دور همی ساده با نان و پنیر و خیار، با بازی های پدر و پسری، گفتگو های مادرانه، بازی در طبیعت، لذت بردن از بارش باران و حال خود را خوب کردن. شما کدوم رو ترجیح می دهید؟ آیا باید شش ماه پاییز و زمستان، بچه ها رو از لذت بازی در طبیعت محروم کنیم؟ #محفل_خانوادگی #کودک #خانواده #بازی #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
04 آبان 1398 16:53:45
0 بازدید
chamran_kids
👨👩👧👦 پدرها به خاطر مشغله هایی که بیرون از خانه دارند، فرصت کمتری در کنار بچه ها هستند. اما استفاده از همین فرصت های کوتاه و وقت گذاشتن با بچه ها، تاثیرات فوق العاده ای برای اون ها داره... خصوصا در مورد پسرها چون پدر ها می تونن یک الگوی رفتاری خوب برای پسرها باشند. روزهای تعطیل فرصت خوبیه که برای بچه ها وقت بذاریم. شما به عنوان یک پدر، چقدر برای فرزندانتون وقت می ذارید؟ پسرهای چمرانی، جمعه ی گذشته، همراه باباها به یک اردوی پدر و پسری رفتند. بازی کردند. آتش درست کردند. سیب زمینی کباب کردند و خلاصه پدر و پسری کلی تفریح کردند. #خبرچه #اردو_پدر_پسری #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
15 دی 1397 05:53:49
0 بازدید
chamran_kids
🏴 🎒 ابزار بازی برای سفر اربعین وقتی داریم وسایل این سفر را آماده می کنیم، یادمان نرود، یک یا چند کودک هم همراه ماهستند. هرجا که بچه هست، بازی هم هست. 🖍 چه ابزار بازی با خودمان ببریم؟ 🔹سبک باشه. 🔸بشه باهاش چند مدل بازی مختلف انجام داد. 🔹ساده باشه که هم فرزند خودمون هم بچه های عراقی رو سرگرم کنه. 📝 دقیقا چی ببریم؟ ۱. ابزار نقاشی: (مدادرنگی، مدادشمعی، ماژیک، کاغذ سفید) ۲. ابزار کاردستی: ( کاغذ رنگی، قیچی، چسب ماتیکی، چسب کاغذی) ۳. نایلون متری یا سفره یکبار مصرف ۴. کِش، نخ، کاموا ۵. توپ پارچه ای یا توپ پلاستیکی کوچک ۶. خمیر رنگی ۷. مهره و دکمه های رنگی، نِی رنگی ۸. بادکنک ۹. چوب بستنی ۱۰. برچسب های مختلف ۱۱. ابزار خاله بازی ✅ این لیستی از ابزاری هست که شما می تونید بر اساس علاقه و نیاز فرزندتون همراه خودتون ببرید. یادتون باشه که همه ی ابزار رو روز اول رو نکنین و ابزار رو کم کم به کودک بدین. ⏳ #روز_شمار اربعین 👈🏻 ۱۸ روز مانده #سرباز_حسینم #پیاده_روی_اربعین
09 مهر 1398 17:22:48
0 بازدید
chamran_kids
📞 پسر من همش به برادر کوچیکش گیر میده و باهم دعواشون میشه... دختر من خیلی خجالتیه. بیرون که میریم فقط چسبیده به من... بچه ها رو از کی باید محل خوابشون رو جدا کنیم؟ منبع دینی برای تربیت جنسی داریم؟ اگه این سوالات، سوال های شما هم هست، می تونید از مشاوره ی تلفنی چمرانی ها استفاده کنید. یک مشاوره بومی، دینی و در دسترس! اطلاعات بیشتر و تکمیل فرم 👇 chamraniha.com #مشاوره #مشاوره_تلفنی #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
28 آذر 1397 09:59:03
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آنسن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇