chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🖐🏻 ناخن خوردن، مکیدن انگشت، برخی کنجکاوی های جنسی، مشکلات نوشتاری در هفت سال دوم و چند مساله دیگر، از مسائل شایع در کودکان است. خب طبیعتا برای حل این مسائل و حتی پیشگیری از اونها، برچسب زدن به کودک و رفتن پیش روانشناس و روانپزشک، اولین گزینه نیست! یکی از بهترین راهکار ها که به سادگی قابل اجرا هست فعالیت های دست ورزی هستش که به نوعی می تونه هم دست و ذهن کودک رو مشغول کنه و هم به او آرامش بده. علاوه بر این ها، این فعالیت ها به خاطر جذاب بودن برای بچه ها، میتونه ساعت ها اون ها رو مشغول کنه. و گزینه ی خوبی برای مهمانی هاست که تعداد بچه ها زیاده و معمولا کسی برنامه ای براشون ندارن. خمیر بازی، گل بازی، آرد بازی، رنگ بازی، بازی نمک رنگی جزو فعالیت های دست ورزیه. به نظر شما چه بازی هایی با ابزار هایی مثل گِل، نمک، رنگ و خمیر میشه انجام داد؟ #دست_ورزی #مهارت_دست_ورزی #فعالیت_دست_ورزی #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
30 مهر 1398 17:15:14
0 بازدید
chamran_kids
. #ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت پنجم تابستان چهارم/#کوه_قاف . یکی از چیزهایی که در تابستان کشف کردم، #کوه بود. نه از این کوههای معمولی، کوهی برای کشف، برای پیدا کردن مسیر، برای پیشرفت. جایی که باید تنهایی میرفتی تا خودت را اثبات کنی. صبح زود بیدار میشدم، کولهام را روی دوشم انداخته، چند لقمه نان و قمقمه داخلش میگذاشتم و راه میافتادم. بعضی مواقع پسرعمه و پسرعمویم را هم در این کشف بزرگم همراه میکردم. در آن گشتوگذارها، گلها و گیاهانی پیدا کردم که آن موقع پیش خودم فکر میکردم اولین نفری هستم که این گلها را کشف کرده. سنگها، حشرات و حتی پرندهها، توجهم را جلب میکرد. گاهی خالهام که در کوهنوردی ید طولایی داشت و زمینشناسی خوانده بود، با ما میآمد و سنگهای بین مسیر را، برایمان معرفی میکرد. بعد از اینکه دانشگاه رفتم در یک برههای دچار روزمرگی شدم. احساس کردم مسیرم را گم کردم. نمیدانستم چهکار کنم. یکی از دوستانم مرا به #کوهنوردی دستهجمعی دعوت کرد. بعد از مدتها دوباره یاد روزهایی افتادم که در نوجوانی به کوه میرفتم. در راه فکر کردم، نفس کشیدم و احساس کردم که هر از چند گاهی لازم دارم از هیاهوی جامعه فاصله بگیرم و کمی به آسمان نزدیک شوم. بعد از آن، مدتی هم تنها به کوه میرفتم. برنامه زندگیام اصلاح شد. کتاب خواندنم بیشتر شد. روابط دوستانهام خوب شد. به طرز اعجابانگیزی بلندی کوه، سختی مسیر زندگی را برایم هموار کرد. بعدها از کسی شنیدم که میگفت شهید چمران میگوید کوه پیغمبر پرور است. من پیغمبر نشدم، ولی تلاش کوه را برای پیغمبر شدن حس کردم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها
30 تیر 1399 16:20:47
0 بازدید
chamran_kids
داریم خودمون رو گم می کنیم! . تا حالا به معنای زندگی تون فکر کردین⁉️ . موضوعی که امروزه داره کم کم از زندگی مون گم میشه، همین معنای زندگیه. . برای چی داریم تلاش می کنیم؟ برای چی داریم می دوییم؟🤔 . کم کم داریم تبدیل میشیم به یه ماشین مادری! بیدار بشیم، صبحانه رو آماده کنیم، بساط کلاس آنلاین رو بچینیم، غذا، رسیدگی به خونه، رسیدگی به درس بچه ها و ... .😓 . یه لحظه صبر کنین!!! یکم با خودتون مرور کنید. زندگی شما هم شبیه همین ماشین مادری شده؟ برامون بنویسید👇🏻 . #مادری#مادری_کردن#معنای_زندگی #مادر_موفق#چالش_مادری #مادرانه
03 اسفند 1399 17:29:34
0 بازدید
chamran_kids
روایت دلتنگی...🙃🤔⬇️ . سال های قبل از کرونا، به شهریور که می رسیدیم برنامه ریزی درسی بچه ها تموم شده بود، لیست اسامی و عکس های قشنگشون رو از روابط عمومی تحویل میگرفتیم، دیگه ابزارهای کلاس ها رسیده بودند تا سر جاشون مرتب و منظم قرار بگیرن، هر کدوم از بچه ها یه جعبه ی مخصوص ابزار داشتن، ما هم عکس هاشون رو روی جعبه ها میچسبوندیم تا جعبه های اختصاصی خودشون رو بشناسن😊 . عطر پرده های شسته شده و تمیز تو کلاس میپیچید، در و دیوار کلاس ها پر بود از شوق حضور بچه ها....😇 از اونجایی که دخترها عاشق خاله بازی بودن، یه قسمت از کلاس مخصوص وسایل خاله بازی شون بود، فکر همه چیز رو کرده بودیم و آماده بودیم تا وجود پاک و صمیمی شون به مدرسه، زندگی دوباره ببخشه...😍 . راستش رو بخواید، ما قبلا ساعت های بیشتری رو در مدرسه می موندیم تا همه جا آماده ی آماده باشه، لاستیک های رنگی رنگی حیاط، کتاب های درسی که برای هر کدومشون یه برنامه ی ویژه داشتیم و قرار بود بچه ها رو حسابی غافلگیر کنند و کلی جلسه های پشت سرهم برای برنامه ی اولین روز حضور بچه ها .... 😌 . اما حالا.... . شهریور ۱۴۰۰ شده... خبری از عکس های چاپ شده ی بچه ها نیست، بیشتر از یکساله که خونه شنی خالیه، صدای خنده های از ته دل بچه ها، تو حیاط شنیده نمیشه...😔 . ما لیست ابزار بسته ی پاییز رو به واحد اجرایی تحویل دادیم، ولی دیگه نیازی به تحویل گرفتن وسایل خاله بازی از انبار نیست...😢 . درسته که همچنان بیشتر از بقیه ی روزهای سال درتکاپوییم که لحظه های دوست داشتنی رو برای بچه ها رقم بزنیم، جلسه های پی در پی و کلی هماهنگی و پیگیری داریم، اما دیگه خبری از چیدن کلاس ها نیست.... این روزها، کلاس ما، اینجاست👇🏻 صفحه ی شیشه ای لپ تاپ -اسکای روم....:) . پ.ن: عکس ها یه گوشه از خاطرات سالهای قبل هستن که حسابی انتظار بچه هارو میکشن تا دوباره جون بگیرن و قشنگ تر ساخته بشن❤ . ✅شما هم اینجا برامون از دلتنگی هاتون، کامنت کنید 👇🏻😊🙃 . #مدرسه#آموزش_مجازی #کلاس_آنلاین #کلاس_حضوری#درس#خاطرات_چمرانی #دلتنگ_مدرسه #چمرانی_ها #معلم_چمرانی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #دانش_آموز #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران
03 شهریور 1400 13:59:05
0 بازدید
chamran_kids
. مغازه بازی؛ فقط یه #بازی نیست، قراره باهاش #ریاضی یاد بگیریم. اول با ابزاری مثل لگو، خمیر و ...چیزهای مختلف میسازیم. میز هامون هم میشه مغازمون... به همین سادگی!😊 . پول هم نیاز داریم که خرید و فروش و جمع و تفریق کنیم،برای همین از دکمه های رنگی استفاده می کنیم. . قیمت گذاری و فاکتور نویسی هم به عهده ی خود دخترهاست. . اینجوری میشه که هم تعاملات اجتماعی مون قوی میشه هم حساب کتاب مون! . به نظر شما بهترین روش آموزش جمع و تفریق چی میتونه باشه؟🤔 . #بازی_ریاضی #مغازه_بازی #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران
28 مرداد 1399 18:16:29
0 بازدید
chamran_kids
🎊 چند روز دیگه یه جشن خیلی خیلی بزرگ داریم. می دونستین با یک عیدی کوچیک، میشه یه خاطره ی خوب تو ذهن بچه ها ثبت کرد و بچه ها رو به پیامبر (ص) و دین، علاقه مند کرد؟ #هاچین پیشنهادات ویژه ای برای عیدی های روز میلاد داره. به صفحه شون سر بزنید. @chamran_gifts @chamran_gifts @chamran_gifts #هدایای_شهید_چمران #عیدی #کودک #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #میلاد_پیامبر
29 آبان 1397 07:05:45
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
. 📝قسمت اول . ما دخترانی هستیم که در فاصله بین سالهای ۶۰ تا اواخر ۶۹ متولد شدیم. پس طبیعی است که به ما بگویند: دختران دهه شصتی. ما بنا بر سالی که متولد شدیم، درگیر ماجراهایی بودیم که هر کدام از آن ماجراها برای یک دهه کافیست. در سالهای کودکی ما حزب جمهوری منفجر شد، رئیس جمهور و نخست وزیر کشور ترور شدند، امام خمینی فوت کرد و اینها تازه اتفاقات درشت زمان کودکی ماست. چون در تمام این سالها جنگ و بمباران همبوده و ترور پشت ترور. پس با این تفاسیر همیشه در حال شرکت در راهپیمایی یا تظاهرات یا تشییع جنازه شهدا یا جشن بازگشت آزادگان و خلاصه یک رویداد مذهبی اجتماعی_سیاسی بودیم. فرقی نمی کرد مذهبی و انقلابی باشیم یا ضدانقلاب و غیر مذهبی، از شیری تغذیه کردیم که پر از نگرانی، اضطراب، ابهام و ناراحتی بود. البته نمیدانم کنار این غم و غصه ها، چقدر چیزهای دیگر در شیرمان مخلوط شده و رشدمان داده است؛روحیه شجاعت خانواده هایمان، ایمان و اعتقادی که به کارشان داشتند، انگیزه ای که در وجودشان حفظ کرده بودند و از همه مهمتر مقاومتشان! به هر حال ما باهر شرایطی بود بزرگ شدیم و از اواخر سال ۶۷ به بعد قرار شد دختران دهه شصتی به مدرسه بروند..... . ادامه دارد... . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #دختران_دهه_شصتی #تربیت_دخترانه #دهه_شصتی_ها_نسل_سوخته_نیستند #بالاخره_زنده_موندیم_و_بزرگ_شدیم_چه_بزرگ_شدنی #مدرسه_رفتنمان_خودش_حکایتیه #دهه_شصت #دهه_شصتیها