پست های مشابه
نظم مادرانه
_ *عزم و اراده* _ از ویژگی های ما انسان ها، توانایی تصمیم گیری و عمل کردن به تصمیم ها ست. پس می توانیم پس از انتخاب کاری، خودمون رو نسبت به انجام دادن یا ندادن آن ملزم کنیم و برای تحقق خواسته هامون شرایط و لوازم ش رو فراهم کنیم. اما این فراهم شدن شرایط و لوازم، هم به خود ما بستگی دارد و هم به عوامل بیرونی. با تمام تلاش و همتی که فرد انجام میده ممکنه به خواسته هاش نرسه. به همین دلیل امیرالمومنین(ع) هنگامی که ازشون می پرسند: "پروردگارت را به چه وسیلهای شناختی؟" می فرمایند: *عرفت الله َبفسخ العزِم(العزائم) و َنقض الِهَمم* ؛ ّلما أن َهَممُت َفحاَل بینی و بیَن َهّمی و َعَزمُت فخالَف القضاُء عزمی علمُت أّن المدِّبَر غیری... بهوسیلهبههمخوردنتصمیمهاوشكستنهمتها،كهچونبهكاریهمتگماشتممیانمنوكارموردعلاقهامفاصلهایجادشدوچونتصمیمگرفتموقضایالهیبرخلافتصمیممنجاریشد،دانستم كه تدبیردیگریدركاراست. (خصال، ج۱، ص۳۳) پس ما برای تحقق خواسته هامون دو مرحله رو باید سپری کنیم: اول تصمیمگیری و دوم اجرا بیشتر صحبتهامون تا به این جا، در مورد قسمت اول بود. اما بحث امروزمون که در مورد عزم و اراده است، مربوط به بخش دوم، یعنی اجرای خواسته ها میشه.. حالا *معنی عزم* چیه؟ به *قصد قطعی برای انجام کاری* ، عزم میگن. *استمرار* در عزم، باعث تحقق عمل و پایداری در فعالیت ها میشه. از توجه به تعریف عزم، متوجه میشیم که موضوع عزم چقدر در برنامه ریزی اهمیت دارد. همانطور که در مباحث قبلی مون اشاره کردیم هر عمل و برنامه ای مرتبط با نوعی علم و آگاهی است. علمی که به مقصد و هدف داریم (که ممکنه کامل و درست یا ناقص و اشتباه باشد) پس بخش مهمی از نقص های ما در عمل و برنامه مون، مربوط به آگاهی های ماست. هرچقدر بتونیم پشتوانه عمل مون رو با علم قطعی تر (یقین)، محکم کنیم، به عمل و برنامه محکم تر و باثبات تری هم دست پیدا میکنیم. این آگاهی یقین می آورد و یقین هم انسان رو در انجام کار مصمم تر می کنه. برای هر فعلی که میخواهیم انجام بدیم، مراحلی وجود دارد: علم (به هدف) ⬅️ شوق و گرایش (به هدف) ⬅️ تشدید شدن این شوق (شوق موکد) ⬅️ عزم و اراده ⬅️ فعل تمام مراحل قبل از عزم، در نمودار بالا، بر روی تقویت عزم موثرند. ولی علت تامه عزم نیستند. موارد بسیاری هست که گرایش و شوق زیادی نسبت به یک هدف داریم، اما لزوماً این شوق باعث حرکت و عزم در ما نمیشه. اما قطعا موثره و می تونه باعث تقویت یا تضعیف آن بشه. حالا باهم ببینیم چه راه هایی برای تقویت عزم وجود داره؟ ۱. یکی از کارهایی که عزم و اراده را تقویت میکنه، *انجام عزم های کوچک* است. (یادتونه تو بحث مبارزه با نفس، در این مورد صحبت کردیم که مبارزه با نفس در موارد کوچک، که ساده تره، نفس رو ضعیف و انسان رو کمکم قوی میکنه تا بتونه مبارزه با نفس های بزرگتر رو انجام بده...) یک راه ساده اش *تاخیر نینداختن در کارهای خوب* است. (یا اگر توانایی انجامش رو نداریم لااقل نیت و تمنا ش رو داشته باشیم، که خودش تاثیرگذاره) و *پرهیز از کارهای بیهوده* است. امام علی (ع) می فرمایند: غَلَبَةُ الهَزلِ تُبطِلُ عَزيمَةَ الجِدِّ ؛ ... غلبه بيهودگى ، اهتمام و جديّت را نابود مى كند . (غرر الحکم، ص ۴۶۱) انجام این کارها نفس انسان رو برای انجام فعالیت های جدی و سخت تنبل میکنه ۲. راه دیگه، *بالا بردن قدرت دوراندیشی* در زندگی است. امام علی (ع) می فرمایند: مِن الحَزْمِ قُوّةُ العَزْمِ... قوت عزم از دوراندیشی فرد است.(غرر الحکم، ص۴۷۶) چطوری به دور اندیشی برسیم؟ بر اساس حدیث امام علی(ع): الحزم النظر في العواقب و مشاورة ذوي العقول... دورانديشي، توجه به عاقبت کارها و مشاوره با صاحبان خرد است. (غرر الحکم، ص ۴۷۵) با *توجه به عاقبت و مقصد و اثر هر کار* ؛ و *مشورت با صاحبان خرد* که میتونن به انسان در شناخت مقصد و اثر کارها کمک کنند. ۳. *ایجاد تعهد* : این تعهد میتونه بر اثر عوامل داخلی یا خارجی باشد. *عوامل داخلی مثل عهد و قسم و نذر* *عوامل خارجی مثل انجام کار به صورت گروهی یا تعهد به یک فرد دیگه* ۴. *پنهان کردن عزم در انجام کار* : وقتی انسان عزم انجام کاری رو به دیگران بگه، باعث میشه فرد به جای سخت کوشی و جدیت مشغول اثبات خود به دیگران باشه؛ بقیه هم شروع به نظر دادن بکنند و او تحت تاثیر نظر دیگران قرار بگیره و کم کم عزمش سست میشه. امام علی(ع) می فرمایند: مَن أظْهَرَ عَزْمَهُ بَطَلَ حَزْمُهُ ... هر كه تصميم خود را آشكار سازد، دور انديشى اش باطل و بى اثر گردد . (غرر الحکم، ص ۴۷۶) ۵. *صبر و مبارزه با نفس* به هر حال راه رسیدن به هر مطلوبی سختی هایی داره که فقط با مقاومت و صبوری و مبارزه می تونیم بهش برسیم. ۶. *انس گرفتن با برنامه و ذکر مداوم* انسان نسبت به هرچیزی که انس داشته باشه عزمش برای رسیدن به آن تقویت میشه و هنگامی که به برنامه و کاری بی توجه باشه، ناخودآگاه نسبت به آن دلسرد میشه. ۷. *مرحله بندی کار* برای اینکه کاری که نیازمند پشت کار هست رو بهتر انجام بدیم، باید اون رو مرحلهبندی و خرد کنیم. این کار هم ما رو از سرگردانی رها میکنه و هم با پشت سر گذاشتن هر مرحله انگیزه برای رفتن و اتمام مرحله بعدی، باعث تقویت عزم میشه. ۸. *بازنگری و سنجش میزان عزم در امور* بررسی کنیم که در کدام کارها استمرار و پشتکار خوبی داشتیم و کدوم کار ها رو نیمه کاره رها کردیم و علت های احتمالی هر کدوم رو برای خودمون مشخص کنیم. 📜 تکلیف جلسه نهم 📜 بررسی کنیم که در کدام کارها استمرار و پشتکار خوبی داشتیم و کدوم کار ها رو نیمه کاره رها کردیم و علت های احتمالی هر کدوم رو برای خودمون مشخص کنیم.
21 فروردین 1403 07:44:45
568 بازدید
نظم مادرانه
*هفته نگار* برای همهمون خیلی پیش اومده که وقتی خواستیم یک هفتهی جدید رو شروع کنیم، کلی انگیزه داشتیم و کلی کار و فعالیت برای هفته مون در نظر گرفتیم. اما چون فقط ذهنی بود و ثبت نکرده بودیم، به اواسط هفته که رسیدیم دیگه کار از دستمون خارج شد و حس کردیم دیگه فایدهای نداره. نتیجه این شد که ۲-۳ روز آخر رو هم بدون برنامه و فعالیت خاصی گذراندیم. تا از شنبه ی بعد، دوباره شروع کنیم(همون شنبه معروف) این اهمیت هفته نگار رو مشخص میکنه و اگر قبلاز شروع هفته جدید، برنامه هفتگی کلی (قرارهای مهم، پروژههای مهم، وظایفی که حتما باید این هفته رسیدگی بشه و) و *یک دید کلی* از هفته پیش رو داشتهباشیم، دیگه سردرگم نمیشیم. *هفته نگار رو چطوری بنویسیم؟* خیلی ساده. مثل جدولهای هفتگی. با مراجعه به صفحه ماه نگارِ این ماه، *جلوی هر روز، وظایف و رویدادها* رو که لازمه مینویسیم. یک قسمت *یادداشت* هم برای *کارهایی که زمان مشخص نداره* ، در نظر میگیریم. مثلاً میدونم که این هفته باید کاری رو انجام بدم ولی محدودیتی برای اینکه دقیقاً تو کدوم روز باید انجام بشه ندارم پس پائین صفحه مینویسم و البته حواسم رو جمع میکنم که انجام دادنشون فراموش نشه. میتونین یک قسمت دلخواه هم برای *روتین ها* تون در نظر بگیرید. مثلاً من برنامه هر هفته م، مطالعه کتاب، گوش دادن یک صوت و یک قرار اخلاقی داره و برای هرکدوم یک لیست درست کردم که بهترتیب سراغشون برم. مثلاً لیست کتابهایی که میخوام امسال بخونم، از اون لیست کتابها، این هفته نوبت "کتاب زن و بازیابی هویت حقیقی" هست. اینرو تو باکس روتین ها مینویسم که تو برنامه روزانه که میخوام بنویسم، بدونم مشغول مطالعه کدوم کتاب هستم. این کمک میکنه که همه برنامه های هفته جلوی چشم و دسترسی راحت باشه. (بازهم تاکید میکنم همه این قسمتها پیشنهاده، شما هر جور که دوست دارین مناسب شخصیت و زندگیتون برنامهتون رو بنویسین.)
22 فروردین 1403 05:38:06
1006 بازدید
نظم مادرانه
جلسه گذشته در مورد اهمیت زمان با هم صحبت کردیم. امروز یه کم پیرامون رابطه دین و برنامه ریزی باهم صحبت میکنیم. برنامهریزی یعنی 👈 *چینش فعالیتهای زندگی بر اساس غایت مشخص و تصمیم بر انجام آن در مدت تعیین شده* .🗓 🤔این معنا تداعی کننده معنای *دین* برای ماست. دین به معنای *خضوع و سرسپردگی در برابر برنامهای مشخص* است (قاموس، ج ۲) پس وجود برنامه، در دل دین نهاده شده.✔ از آنجایی که ما در عالم ماده هستیم که دارای محدودیت هست، پس هر برنامه ریزی، محدود به زمان مکان و شرایط است.🌏 اما قلمرو دین به عنوان یک برنامه، *فراگیر تر* و وسیع تر است و تا قیامت ادامه دارد. برنامه ریزی جزئی از دین و در درون آن و در راستای استفاده بهینه از امکانات و قواعدی است که توسط وحی و تبیین ولی الهی برای او فراهم شده تا با استفاده از آن *به غایت خلقت خود که عبودیت پروردگار و فلاح و رستگاری است* نایل شود. 😇 هر فرد، تصوری از زندگی و نظام قوانین حاکم بر آن دارد و بر اساس آن، برنامه هایش را اولویت بندی می کند. بین کسی که فقط برای دنیای خود برنامه ریزی کرده و کسی که زندگی آخرت را هم مورد توجه قرار داده تفاوت هست. این تفاوت نگرش، برنامه و اساس زندگی هر فرد را متفاوت میکند.⭐👌 🕰 ما خیال میکنیم زمان یک چیز است که همه ما داخل آن قرار گرفتیم. در حالی که اینطور نیست. زمانی که ما با آن دقیقه و هفته و ماه و سال را حساب میکنیم این *زمانِ زمین* است. 🌏 زمانِ ما، یک حقیقتی است متحد با وجود خود ما، جزو وجود ماست. منتها ما زمانِ خودمان را، با زمانِ زمین حساب میکنیم و با آن تطبیق می دهیم.🌗 *هر یک از ما، زمانِ مخصوص خودمان را داریم. زمانِ ما، همان خود ما هست* . 🧐 اینکه میگوییم احیای شب به معنی زنده کردن شب است، شبِ زنده، آن شبی است که انسان تمام آن شب را یا لااقل بخشی از آن را با یاد خدا سپری کرده باشد.🌠🤲 با تعریفی که از زمان کردیم، مقصود از زنده کردن شب، زنده نگه داشتن خود شماست در این مقطع از زمان. چقدر از زمان زندگی خودمان را زنده نگه داشتیم؟ ⁉️ روایت داریم در قیامت زمان گذشته انسان را که ارائه می دهند، مانند یک موجودی است که قطعاتی از آن سیاه و قطعاتی سفید و براق است.🌔🌘 می گویند آن زمان هایی که دلت به یاد خدایت زنده بود، قسمت های درخشان این موجود است. ⚡ ساعات غفلت و غرق در شهوت و غیره قسمت تیرگی عمر و وجود توست. 🌚 پس *یاد و ذکر خداوند ، زنده کننده زمان و وجود انسان است* و یاد پروردگار، روح عبادت است. 🤲 ما *به هر میزان عبودیت داشته باشیم وجودمان زنده تر* خواهد بود امام صادق (ع) به یکی از یارانشان فرمودند: یا فضیل العُبودِیَّةُ جَوْهَرَةٌ کُنْهُهَا الرُّبُوبِیَّةُ *عبودیت، گوهری است که ظاهرش عبودیت است و هدف و نهایت و باطنش ربوبیت است.* 😍 ربوبیت یعنی تسلط و خداوندگاری (نه خدایی) ⭐ عبودیت یک جوهره ای است که هرچه انسان راه بندگی خدا را بیشتر طی کند، تصاحب و قدرت و خداوندگاری اش افزوده میشود. پس درجاتی دارد. دو درجه مهم آن را ذکر می کنیم: اولین درجه: *تسلط بر نفس* است. فرد رب و مالک نفس خودش می شود. بسیاری از مشکلات و بیچارگی های ما که کاملاً حس ش میکنیم، این است که زمام نفس خودمان، در اختیار ما نیست 😩🤦♀ دومین درجه: *مالک خاطرات نفس بودن* است. مالک خاطرات و خطورات ذهنی و نفسانی خودمان نیستیم، که قوه خیال ما دائماً چون گنجشکی از یک شاخه به شاخه دیگر میرود. تمرکز ذهن نداریم. میگویند: لا صلاة الا به حضور القلب ❤️ نماز بدون حضور قلب، قبول نیست. صحیح است اما قبول نیست. یعنی تو را به جایی نمیرساند.😔 اگر ما کوشش کنیم در راه عبودیت قدم برداریم، این حضور ذهن و این حضور قلب به دست میآید و در تمام زندگی جاری میشود.💪😇 نماز، عبودیت و بندگی است. پس نتیجه این عبودیت، ربوبیت و تسلط است. کمترین درجه تسلط، تسلط بر نفس است. پس علامت قبولی نماز روزه و مظاهر دیگر عبودیت، تسلط بر نفس است.😏 اگر این را نداریم بدانیم نماز و روزه مقبولی نداشتیم.🤦♀️ (انشالله در مورد راهکارهای کنترل ذهن در جلسات آینده صحبت خواهیم کرد) 📜 تکلیف جلسه سوم 📜 چه راهکارهایی برای اینکه زمان هامون رو هرچه بیشتر زنده کنیم دارین؟ چجوری زمان هامون نورانی و قرین عبودیت باشه؟ 🤔✨
11 فروردین 1403 18:07:06
403 بازدید
نظم مادرانه
(ادامه از پست قبل) هرکدوم - از ویژگی های هدف رو مختصر توصیح میدیم و مثال میزنیم: ۱) باید به شکل روشن و شفاف و کاملاً واضح هدف خود را بیان کنیم. ما باید مقاصد کلی را تعیین کنیم و بعد برای شفافتر شدنِ اهداف کلی، اهداف جزئی که کمککننده برای رسیدن به اهداف کلی هست رو بنویسیم. مثلاً یکی از *اهداف کلی* میتونه این باشه که 👈 "میخوام زندگی سالمتری داشته باشم" *اهداف جزئی* که میتونه این هدف رو شفافتر مشخص کنه رو مینویسیم: 👈 مثلاً "باید مواد مضر مثل پفک و سوسیس و کالباس و... رو از برنامه غذاییم حذف کنم" و "روزی حداقل بیست دقیقه ورزش کنم" و ... ۲) *قابلاندازهگیری* باشه. باید معیار و روش اندازهگیری رو هم مشخص کنیم. مثلاً اینکه بگیم امسال میخوام ورزش کنم کافی نیست. ❌ باید *مقدارِ کمّی* تعیین کنیم. مثلاً: " این ماه از ۲۰ دقیقه در روز شروع میکنم و ماهانه ۵ دقیقه به زمانش اضافه میکنم تا به ۱ ساعت در روز برسد…" ۳) *قابلدستیابی و واقعبینانه* باشه. این به این معنی نیست که اهداف رو بسیار ساده انتخاب کنیم. اتفاقاً بلندی اهداف، نشانه بزرگی انسانه و خوبه که اهداف رو به شکلی تعریف کنیم که کمی ما را به *چالش* بکشند. مثلاً اگر فکر میکنیم بهسادگی میتونیم "روزی ۱۰ دقیقه" ورزش کنیم، شاید "روزی ۲۰ دقیقه ورزش هدف مناسبتری" باشه. اماا قطعا، روزی ۱ ساعت، در این زمان، واقعبینانه و قابلدستیابی نیست. *باید هدفمان به اندازهای باشه که احساس کنیم با تلاش و کوشش و صرف انرژی میتونیم بهش برسیم.* ۴) اهدافی که مینویسیم باید *با خودمون، دغدغه هامون و نیازهای حقیقی مون مرتبط* باشه. اگر اهداف *برطرفکننده نیازهای حقیقی* ما نباشن (در بحث نیازها و تمایلات صحبت کردیم) و بر اساس نیازهای کاذب باشند، یا *از طرف فرد دیگهای* بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم، برای ما هدفگذاری شده، چنین هدفی، هدف مطلوبی نیست و بعد از مدتی انگیزهای برای پیگیری اون نخواهیم داشت. مثلاً دوستتون به شما گفته این مباحث برنامهریزی که تو باشگاه ارائه میشه خیلی مفیده و حتما بخونش 😋🤗 تا وقتی شما احساس نیاز واقعی برای مباحث برنامهریزی نداشته باشین، این هدف، هدف مطلوبی تلقی نمیشه و منتهی به عمل نخواهد شد 🙄😐 ۵) باید مشخص باشد این هدف قرار *در کدام بازه زمانی* محقق بشه. تو مثال ورزش اگر هدف امسال شما ، ۱ ساعت ورزش هست، باید مشخص کنید: *چه زمانی و به چه شکل به این هدف میرسین* . قرار است روز اول و ماه اول، به این عدد برسین؟ یا کمکم زمان رو اضافه میکنین و آخر سال به این عدد میرسین؟ مثلاً گفتیم "از روزی ۲۰ دقیقه ورزش شروع میکنیم و هر ماه ۵ دقیقه به زمان اضافه میکنیم تا نهایتاً به ۱ ساعت برسه و بعد روی همین ۱ ساعت باقی میمونیم" ۶) اهداف باید در شما *ایجاد انگیزه* بکنند و این همانطور که گفتیم مستقیماً به این برمیگرده که *برخاسته از نیاز واقعی* در شما هست یا نه. _ حالا که فهمیدیم اهداف، چه ویژگیهایی باید داشته باشند و اهداف جزئی رو مشخص کردیم، این اهداف جزئی و وظایف مرتبط با اون باید *براساس زمانبندی و اولویتشون، در کلِ برنامهریزی ما گنجونده بشن. به همین منظور، ما سال نگار، ماه نگار و هفته نگار داریم تا تمام اینها دستهبندی بشن و بهموقع بهشون بپردازیم. نکته ۱ : یک مدل دیگه هدفگذاری دینی، *براساس نقشها و حقوقی هست که به گردن داریم* (استفاده از رساله حقوق امام سجاد (ع) خیلی کمککننده است) برای اینکه جنبهای از زندگی و اهداف از قلم نیفته و ما بهش بیتوجه نباشیم و درواقع بحث *همه جانبه بودن برنامه* رعایت بشه، خیلی کمککننده است. باید تمام نقشهایی که داریم و حقوق مختلفی که در قبال خودمون و سایرین به گردنمون هست رو بنویسیم و بر اساس آنها هدف گذاری کنیم. نکته ۲: اگر از مدل نکته قبل استفاده نمیکنین، حتما در هدفگذاری تون *تمام ابعاد جسمی و روحی و معنوی و دنیایی* رو در نظر بگیرین. برای اینکه فراموش نکنین بخشهای اصلی رو بنویسین و اهداف مرتبط با هر کدام را تعیین کنید. مثلاً بخشهای علمی، جسمی، خانوادگی، معنوی، مطالعات و… هر مدلی که براتون بهتره و باهاش راحتترین رو انجام بدین. پس دفتر و خودکار هاتون رو بردارین ... *اولین صفحه دفتر* ، مربوط به *فهرست* میشه. فهرست برای اینه که مراجعه به قسمتهای مختلف دفترمون رو برامون راحت بکنه. وقتی بخشهای بعدی برنامهریزی رو در آینده توضیح بدیم، بیشتر به کاربردش پی میبریم. علیالحساب *۲ صفحهی پشتورو (۴ برگه سفید) برای فهرست* جا بگذارید. *صفحه ۵، صفحه آینده نگاره* . *چشمانداز ۵ یا دهساله تون* رو اینجا بنویسین. اگر وظیفه یا رویدادی هست که زمانش مربوط به بیشتر از یکسال آینده میشه و لازمه یادداشتش کنید هم، اینجا وارد میشه. درمورد وظایف و رویدادها و علائم دفتر و قسمت های دیگه در جلسات آینده بیشتر صحبت میکنیم. 📜تکلیف جلسه📜 چشم انداز ۵ یا ۱۰ ساله تون رو بنویسین و اهداف کلی و جزئی مرتبط با اون رو یادداشت کنین و بخش آینده نگار دفتر برنامه ریزی تون رو تکمیل کنین.
22 فروردین 1403 05:16:02
786 بازدید
نظم مادرانه
✨ *نیاز* عبارت است از خلا و فاصلهای که فرد با دیدن مقصد مشخص یا مبهم در درون خود احساس میکند.😌 ✨ *گرایش و میل* عبارت است از کشش و انگیزشی که نسبت به کاری، عملی، فکری یا تصمیمی در درون فرد ایجاد می شود. 🤩 ✨ *خواست* عبارت است از حرکت و تلاشی که فرد برای برطرف شدن نیاز و کم کردن فاصله میان نیاز و مقصد انجام می دهد. خواست یک حرکت و تلاش درونی است که حاصل آن حرکت بیرونی خواهد بود.🏃♂ ✨ این ها همواره همراه یکدیگر و مکمل هم هستند. مثلاً: 😋گرسنگی 👈 نیاز 😋سیر شدن 👈 رفع نیاز و مقصد 😋میل به غذا 👈 گرایش 😋طلبیدن و حرکت به سمت غذا 👈 خواست 🌟 پس حس نیاز، نقطه شروع حرکت، و مقصد نقطه پایان آن است. بنابراین نیاز و مقاصد رابطه متقابل دارند و هر چه مقاصد تعریف شده بیشتر باشد نیازها هم بیشتر و *هرچه نیازها حقیقی تر باشند، مقاصد هم حقیقی تر و والاترند* .🍃 ✨ برای یک برنامه ریزی کامل و عملی در گام اول باید دید برنامه، چه نیازها و خلاءهایی از زندگی را برطرف می کند و مهمترین عنصر این است که فرد *چه نیازی را محور برنامه و عمل خود قرار می دهد*. 🧐 ✨ اینجا باید *انواع نیاز* را تعریف کنیم: - *نیاز حقیقی* : که در مسیر عبودیت است و فرد را در مسیر به سوی غایتی که خداوند برایش در نظر گرفته پر تلاش می کند.😇 - *نیاز غیر حقیقی* : آن دسته از نیازها که فرد را از امور مهم زندگی اش غافل کرده و از غایت آفرینش و تلاش در راه آن دور می کند.🙊 ✨ پس انسان با *دین داری* می تواند نیازهای خود را در زمره نیازهای حقیقی قرار دهد.🍃 همچنین فرد میتواند *نیازهای طبیعی یا مادی را هم در راستای نیازهای معنوی یا حقیقی خود به کار بگیرد* . با *نیت* میتوان به این مهم دست پیدا کرد. (نمونه هایی از اون رو در بحث جلسه گذشته باهم مطرح کردیم) در واقع نیت، نوع نگاه به مسائل را تعیین میکند و اعمال را با جهان بینی فرد همسو میکند.😍 (ادامه مطالب را در پست بعدی ببینید)
11 فروردین 1403 20:44:33
436 بازدید
نظم مادرانه
میرسیم به روزنگار. *روزنگار میتونه چه قسمتهایی داشته باشه؟* مشخصاً بالای صفحه *تاریخ و روز* را مینویسیم. من با ساعت بندی دقیق کارها مخالفم. اینکه بگیم از ساعت ۸ تا ۸و نیم مطالعه، از ساعت ۸ و نیم تا ۹ مرتب کردن خونه و ... بهنظر من برای ما مامانها که خیلی از کارهامون و زمانش، تحت تأثیر کوچولو هامونه، نشدنیه. اما اگر کسی برای براش مطلوب هست، این کار رو انجام بده. من زمان روزم رو به *۳ قسمت* تقسیم میکنم. *اذان صبح تا اذان ظهر، اذان ظهر تا اذان مغرب، و شب (تا زمان خواب)* این همون صبح تا ظهر، ظهر تا شب و شب هست با این تفاوت که زمان طلایی *بین طلوعین* در نظر گرفته شده در واقع شما *برای انجام کار هاتون سه بازه زمانی تعیین میکنین* ، که کارها را بر اساس اولویت یا بر اساس مناسب بودن زمان و بازدهی تو این سه بازه تقسیم می کنین. مثلاً من میدونم صبحها بازدهی بهتری برای مطالعه دارم. پس، تو بازه صبح قرارش میدم. البته که این هم وحی منزل نیست. ممکنه کاری رو تو بازه صبح نوشته باشین، ولی در بازه صبح فرصت نکنین انجامش بدین یا به دلیلی ترجیح بدین تو بازه عصر انجام بگیره. اشکالی نداره، تغییرش بدین. نمیخوایم خودمون رو محدود به چارچوبهای سخت و غیر قابلانعطاف بکنیم که باعث کنار گذاشتن کل برنامهنویسی بشه. پس با توجه به هفته نگار، روزنگار رو تکمیل میکنیم . ما لازم داریم کارهایی که برامون *اولویت* دارن و مهم هستند، رو هم بهنحوی برای خودمون علامت بزنیم. میتونین از ستاره (*) استفاده کنین یا اون موارد رو با رنگ قرمز بنویسین یا… بعد از نوشتن کارهای روزانه، قسمت مشارطه و محاسبه داریم. هممون میدونیم که بزرگان عرفان و اخلاق مانند حضرت امام (ره) ، توصیه اکید به *مشارطه، مراقبه و محاسبه و معاقبه روزانه* داشتند. این در واقع یک عهدِ روزانه و ارزیابیِ شبانه برای پایبندی به برنامه است. پس تو قسمت مشارطه، با خودمون صحبت می کنیم. می تونیم در حد چند جمله حدیثِ نفس کنیم. و زمان کمی که از عمرمون باقیمونده رو یادآور بشیم. با خودمون شرط کنیم که ابتدائاً امروزمون و هر لحظه مون با یاد خدا بگذره و بعد به برنامههایی که برای امروز مون در نظر گرفتیم پایبند باشیم. (که قبلاً هم گفتیم تمام این برنامهها باید در مسیر عبودیت باشه) . اگر لازم برای خودمون *جریمه* هم تعیین کنیم. ممکنه کارهایی براتون مهمتر باشه و فقط برای آنها جریمه خاص بگذارین و… *در طول روز سعی میکنین از عهد و مشارطه مون مراقبت کنیم (مراقبه)* درنهایت شب، هنگام *محاسبه و ارزیابی روز* و برناممون هست. برناممون را از لحاظ معنوی و مادی بررسی میکنیم. بررسی میکنیم که حال روحیمون امروز چطور بود؟ اخلاق مون با خانواده و… و بعد کارهای روز را بررسی میکنیم. *وظایف باید در طول روز به یکی از صورتهای زیر تعیین تکلیف بشه:* ۱. هر وظیفهای که *انجام* شد رو تیک میزنیم. ۲. اگر کاری دیگه برامون اولویت نداشت یا دیگه نمیخوایم انجامش بدیم، روش رو کامل خط میکشیم. ۳. اگر کاری رو امروز انجام ندادیم ولی قصد داریم فردا انجام بدیم، با کشیدن یک فلش به سمت صفحه بعد (⬅️) نشون میدیم که به فردا منتقلش کردیم. ۴. اگر کاری را انجام ندادیم و در روزهای آینده قراره انجامش بدیم، بسته به اینکه چه زمانی میخواهیم انجام بدیم، به هفته نگار، ماه نگار یا سال نگار منتقلش میکنیم. پس با علامت فلش رو به عقب (➡️) (جاییکه صفحات ماه نگار و سال نگار وجود دارند) علامت گذاری میکنیم. یه مثال بزنیم: مثلاً من امروز قرار بوده فصل ۱۳ کتابم رو بخونم و نرسیدم اگر *فردا فرصت جبران* رو دارم به این صورت علامت میزنم: ⬅️ مطالعه فصل ۱۳ کتاب پروتز و بعد در روزنگار فردا وارد میکنم. اما اگر *قصد ندارم* فردا هم انجامش بدم، بلکه مثلاً آخر ماه وقت جبران گذاشتم و میخوام اون موقع انجامش بدم، به این صورت علامت میزنم: ➡️ مطالعه فصل ۱۳ کتاب پروتز و بعد در ماه نگارم جلوی روز مثلاً سیام بهعنوان وظیفه مینویسم. بهاینترتیب تمام وظایف تعیین تکلیف میشن. *چند نکته* : ♡ *بهترین زمان برای برنامه ریزی، شب قبل* هست. بعد از ارزیابی روزتون، برای فردا، روزنگارتون رو مینویسین تا با آمادگی ذهنی، روزتون رو شروع کنین. یا حداقل *بعد از نماز صبح* ، برنامه روزانه نوشته بشه. ♡ همواره برای *جبران عقب افتادگی ها* ، زمان در نظر بگیرین. مثلا اگر برای درس خوندن برنامه ریزی میکنین، تمام ۷ روز هفته رو براش در نظر نگیرین، دو روز رو بذارین برای جبران عقب افتادگی احتمالی. در بهترین حالت اگر زمان اضافی آوردین و درواقع عقب افتادگی نداشتین، هم میتونین صرف کارهای جایگزین بکنین، هم کار هفته آینده رو جلو بندازین و ... اما اگر عقب افتادین، خیالتون راحته که جا برای جبران گذاشتین. این زمان جبران رو برای انتهای ماه هم در نظر بگیرین برای جبران عقب افتادگی های اون ماه . ♡ همیشه چند تا کار تو آستین داشته باشین برای زمان هایی که *وقت اضافی* پیدا میکنین. حتی میتونین یه لیست بنویسین تا در مواقع لزوم سریع انتخاب کنین و زمانتون رو به بطالت نگذرونین.(حتی میتونه تفریح خاص یا کتاب خوندن باشه) ♡ یه پیشنهاد خوب و مفید، اختصاص یه قسمت از روزنگار به *دردودل با امام زمان (عج)* هست. هم ارتباطمون با ولی حاضرِ ناظر مستحکم تر میشه و هم حس تعهد و پایبندی به برنامه رو تقویت میکنه. ضعف ها و نواقصمون رو پیش پدر امت بیان میکنیم و ازشون کمک میخوایم که کمِ کارمون رو زیاد کنن و کمکمون کنن مسیر رو درست و خوب پیش بریم.. انشالله جلسه آینده، جلسه آخر مباحثمون هست و یک سری جزئیات و نکات ریز برنامه روزانه رو با هم مرور میکنیم. 📜تکلیف جلسه📜 هفته نگار و روزنگار رو با توجه به نکات گفته شده بنویسین. چه پیشنهادهایی برای بهتر شدن برنام روزانه دارین؟ چه ترفندهایی رو به کار بردین که براتون مفید بوده؟ باهامون به اشتراک بذارین🤗
22 فروردین 1403 05:42:39
1105 بازدید
زهرا موسوی
0
1
قسمت سوم: برنامه ریزی تک بعدی و چند بعدی
برنامه ریزی هر انسان📆📋، بر اساس *نیازی* است که در او وجود دارد. نیازهای انسان متنوع است و البته بر اساس نسبتی که با *مقصد حقیقی* دارند، دارای اولویت گوناگون است.📊 ❌اگر برنامهای تنها به یک نیاز یا دسته نیاز ها، محدود بشود، فرد به مقاصدی از زندگی نخواهد رسید. این برنامهریزیها *تک بعدی* هستند🧐. ✅ پس یکی از مهمترین موضوعات مبحث برنامه ریزی، شناخت ابعاد مختلف نیازها🤔 و راههای برطرف کردن آنهاست🤓 ❌برنامهریزی صرفاً منظم کردن فعالیتها نیست، بلکه شامل راهکارهایی برای *دستیابی به بهترین مسیر برای برطرف کردن نیازهای حقیقی* است😎 ✅✅ یک نکته مهم این است که : همانطور که انسان به اندازه نیاز هایی که احساس می کند برنامه ریزی می کند، به تبع نیازهای متنوع، مقاصد متنوعی هم دارد و بنابراین از لحاظ فردی و اجتماعی دارای جنبه های مختلف بوده و می تواند بر اساس آن برنامه های متنوعی برای خود داشته باشد.⏳⌛️⏰ ✅ *وجوه مختلف انسان* پس باید وجوه مختلف انسان را بشناسیم.😊 ✅چند نکته که به این شناخت کمک میکند را بررسی میکنیم:😎 🔴 زندگی حقیقی و جاودان انسان در *آخرت* است، دنیا محل گذر و به تکامل رسیدن و اقدام و عمل است. 🔴 انسان دارای قدرت انتخاب 💪 است و با انتخاب مقصد و درپی آن برنامهریزی برای زندگی خود، یا راه رشد و سعادت را طی میکند😄 یا به شقاوت دچار میشود.😞 🔴انسان دارای دو بعد فطری و طبیعی است و رشد در این دو بعد باید همزمان انجام شود و داشتن *برنامه ریزی همه جانبه* 🕰🗒در این راستا ضروری است.❌ در غیر این صورت از آنچه به عنوان سرمایه در اختیارش قرار داده شده به طور کامل استفاده نکرده و دچار *خسران* می شود😭😔 🔴وجود *تمایلات و گرایشهای* از یک سو به عنوان محرک خیال و از سوی دیگر به عنوان محرک رفتار، فرد را به سوی خواهشهای خود سوق میدهد. بنابراین *کنترل گرایش ها نقش اساسی و مهمی در داشتن برنامه صحیح و پایدار ایفا میکند* 👌 🔴 در نظرگرفتن *ویژگیهای فردی* 😌 که ناشی از صفات و خصوصیات های فرد است، در نوع برنامه او بسیار مهم و موثر است😔. برخی از این صفات وابسته به اعمال خود فرد و برخی وابسته به خانواده، محیط و آموزش است.👨👩👧👦 🔴 تفاوت جنس زن🧕و مرد 🧔هم در انتخاب نوع برنامه موثر است.😊 🔴ارتباط و هماهنگی در علم، عمل و صفات مثبت، نقش مهمی👌 در عمل به برنامه دارد. ✅ *منشاء درد های انسان، در عمل نکردن به دانسته های قطعی و یقینی است.* 😒 ✅اولین مرحله اصلاح نفس، عمل به دانسته های قطعی و اصلاح رفتار است.💪😊 ✅ آثار توجه به وجوه مختلف انسان: 🔴 درمان اختلال👩⚕ با فهم مشکل موجود در برنامه، مثل مشکل در اجرای برنامه، اولویتبندی، غایت نگری، نداشتن میل و گرایش، نبودن انگیزه، نبود عزم و ... است.😏 🔴 برنامه ریزی برای تمام امکانات و قوام میسر میشود. 🔴 شناخت وجوه مختلف انسان و مهارت های مربوط به آن، نقش بسزایی در بهبود کیفیت عملکرد برنامهریزی خواهد داشت.👌👌 🌟ما تعبیری در اسلام داریم با عنوان *انسان کامل* (مسلمان کامل، مومن کامل) یعنی کسی که در اسلام، در پرتو ایمان، به کمال رسیده و تمام جنبه های وجودی اش، در حد اعلای خود رشد یافته است. 🍃 *امام علی (ع)* و *پیامبر (ص)* نمونه های انسان کامل هستند. 😍 خداوند می فرماید: *انّا خَلَقْنَا الْانْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ امْشاجٍ* 💚 ما انسان را از نطفه ای که مجموعی از استعدادها و ترکیبات گوناگون است، خلق کردیم و به همین دلیل او را امتحان میکنیم.👼 *فَجَعَلْناهُ سَمیعاً بَصیراً، انّا هَدَیناهُ السَّبیلَ امّا شاکراً وَ امّا کفوراً* 🌟سپس قدرت انتخاب انسان را به زیبایی بیان میکند. راه را به او نمایاندیم، سپس این خود اوست که باید راه خویش را انتخاب کند.🤔 🌟انسان با داشتن این همه استعداد گوناگون، زمانی انسان کامل میشود که فقط به سوی یک استعداد یا دستهای از استعدادها گرایش پیدا نکند و مابقی را معطّل نگذارد و *همه را به صورت متعادل و همراه هم رشد دهد.* مثل کودکی سالم، که همه اعضای اش به طور هماهنگ و متعادل رشد می کند.👶 🌟انسان کامل آن انسانی است که همه ارزشهای انسانی در او به طور هماهنگ رشد کند و به حد اعلا برسد. *انسان کامــ😇ـــل یعنی انسانی که قهرمان همه ارزشهای انسانی است،* در همه میدانهای انسانیت، قهرمان است.🌱 ❓ما چه درسی باید بیاموزیم؟ 🤔 ⭐️این درس را باید بیاموزیم که اشتباه نکنیم که فقط یک ارزش را بگیریم و ارزشهای دیگر را فراموش کنیم.(تک بعدی نباشیم!) ⭐️ما نمیتوانیم در همه ارزشها *قهرمان* باشیم ولی در حدی که میتوانیم، همه ارزشها را با یکدیگر داشته باشیم؛ 🌟 *اگر انسان کامل نیستیم، بالاخره یک انسان متعادل باشیم* آنوقت است که مابه صورت یک مسلمــ😇ــان واقعی در همه میدانها در میآییم.🤩 مبحث امروزمون تموم شد.😊 عزیزان تکلیف قسمت قبل خاطرتون هست؟ در موردش فکر کردین؟ در موردش باهم گفتگو کنیم