پست های مشابه

kermaninarges_psych

به هیچ وجه منظورم این نبوده و نیست که ما حق داریم هر طور پیرو هيجاناتمون بود با بچه ها رفتار کنیم. عصبانی باشیم، بد اخلاق باشیم ویا روی سخن با اون والدینیه که هر چه در توان دارند، می‌ذارند آخر دست بیشتر از همه خودشان احساس نارضایتی می‌کنند! از این که نکنه هنوز استعداد بلقوه ای در بچم کشف نشده مونده باشه و من در قبال اون مسئولیتم را انجام نداده باشم. یا فلان روز که سرم شلوغ بود. یا فلان روز که گرفتار بودم و کم حوصله! به این جور والدین خوبه بگیم: بیا ، بشین ،تماشا کن. تو بهترین ستاره دنیای اون هستی! بدرخش... بدرخشید #والدین_موفق #کودک_شاد #والدین_آگاه #کمالگرایی #کمالگرایی مثبت #نرگس_کرمانی_مشاوره

02 تیر 1400 19:31:58

2 بازدید

kermaninarges_psych

بازی برد و باخت برای بچه ها مناسبه یا نه؟ شما چه بازی هایی با فرزندتان میکنید که به نظرتون خیلی دلچسب و مناسبه؟ #بازی_کودک #بازی_فکری #فرزندپروری_آگاهانه #فرزندپروری_شاد

16 مرداد 1400 06:05:00

1 بازدید

kermaninarges_psych

حالم سرجا نبود. روز سختی را از لحاظ ارتباطات شغلی گذرونده بودم. سرم داشت می‌ترکید. رفتم براش قصه بگم. دراز کشید و گفت کاشکی الان تو طبیعت بودیم و ستاره ها رو تماشا میکردیم. گفتم آره، خیلی خوب بود. ولی این که آدم تو خونه خودش تو آرامش بخوابه هم خیلی عالیه. حس خوبم را گرفت و زیر پتو جابجا شد. دلم میخواست براش از دلتنگی های امروزم بگم. ولی آب دهنم را قورت دادم و از درخت های آلبالو گیلاس بچگی ام گفتم. همین موقع ها که همسن تو بودم، ۵ یا ۶ ساله. همین موقع های سال که می‌شد تو حیاط خونه آلبالو ها می‌رسید. و آماده چیدن میشد . باهاشون گوشواره درست میکردیم. خنکی آلبالو های پشت گوشم را هنوز حس میکنم. خندید، ‏مامان چه قدر شاد بودی! شاد بودم؟ مطمئن نیستم! خوشحال شدم که خیلی چیزهای دیگه را نگفتم. خیلی از دلتنگی ها از مادر بودن توی جامعه بزرگسال. با ادعاهای فمینیستی! و واقعیت های محدود کننده و بی اعتبار کننده. خوشحال بود. خوابید. واقعیت مثل شمشیر دو لبه میمونه. من مادر حق ندارم فشارها و استرس های زندگی بزرگسالانه خودم را به کودکم نشون بدم. ولی مجبور هم نیستم تمام مدت خوشحال ترین مادر دنیا باشم و اون هیج وقت یاد نگیره که با غم یا بقیه نگرانی ها در این دنیا چی کار باید کرد! #درد_دل_برای_کودک_ممنوع #حق_تو_شاد_بودنه #حق_من_شادی_از_شادی_تو

25 خرداد 1400 06:26:24

2 بازدید

kermaninarges_psych

فیلم سینمایی "خورشید" اثر پر افتخار مجید مجیدی را به شدت پیشنهاد میکنم. این روزها بعد از بازی درخشان جواد عزتی در زخم کاری، چهره آرام تر و مثبت تری از او در خورشید را خواهید دید که بیشتر بازی بدن داره تا دیالوگ، و از طرفی شگفت زده خواهید شد با بازی های درخشان نوجوانان فیلم که همگی واقعا کودکان خیابانی بودند. و توسط کارگردان کار درست کشورمون مجید مجیدی زندگی شون زیر و رو شده. به نظرم این فیلم برای هر مدل فکر و سلیقه ای می‌تواند جذاب باشد از آنجا که با روح عمیق انسانی سر و کار دارد. اسم مجید مجیدی که میاد آمیزه از بازی رنگ و نور و آب و پاکی روح نابازیگر را در جلوه های بصری به همراه دارد. طوری که دقایق اولیه فیلم آب تنی بچه های کار در حوض وسط شهر از زیبا ترین سواحل جهان جذاب تر و زلال تر به نظر میرسه. فیلم به نظرم مناسب بالاتر از ۱۵ سال باشه. با وجود بازیگران اصلی نوجوان، و انگیزه و تلاشی که در دقیقه دقیقه آن موج می‌زند، پیشنهاد میکنم همراه با نوجوانان و جوانان به تماشا بشینید. برای بچه های کوچک تر صحنه های دردناکی از واقعیت های تلخ داره. ولی تلاش و پشت کار خیلی جدی و پیدا کردن گنج های درونی تقریبا در بین فیلم های ایرانی مثال زدنی است. دروغ چرا من این حجم از تلاش را اغلب تو فیلم های پلیسی و اکشن آمریکایی دیده بودم. واقعا انگیزه و انرژی فوق العاده ای نشون میده که کمیاب بود. طوری که بعد از تمام شدن فیلم نا خودآگاه لبخند تلخی به لب خواهید داشت. لبخند برای تلاش و انگیزه ای که از روح زلال بچه ها گرفتید. و تلخ و سخت برای واقعیت های اجتماعی سنگینی که فیلم نمایش میده! #معرفی_فیلم #فیلم_سینمایی_خورشید #نامزد_اسکار #فیلم_نوجوان #فیلم_اجتماعی #مجید_مجیدی #زخم_کاری #جواد_عزتی

19 شهریور 1400 15:44:25

0 بازدید

kermaninarges_psych

حدودا نه یا ده سال پیش، دو تا بودند. دم ایستگاه اتوبوس سرکوچه ما ایستاده بودند، نه اون قدر بلند قد و تنومند ، نه خیلی نازک و بچه سال، در مورد سن درخت ها چیزی نمیدونم، ولی احتمالا شش سال داشتند، همسال و هم‌ جنس، پاییز بود و من هر روز که منتظر اتوبوس می‌ایستادیم خواسته یا ناخواسته نگاهم بهشون می‌افتاد. یکی پاییزی شده بود. با برگ های زرد و قرمز و نارنجی، ولی دومی چنان سبزی را در خودش حفظ کرده بود که گویی هیچ رنگی به جز سبز شایسته ستایش نیست. و من گمان میکردم عجب مقاومتی! ‏درخت اول رنگ به رنگ شد تمام زرد و قرمز تجلی کامل پاییز. دومی همچنان سبز باقی ماند، انگار که زیر بار پاییز نرفته باشد. سرمای زمستان اما قوی تر از آن بود که بخواهد تمام سال را دوام بیاورد! یک ماه نشد که برگ ها همان طور سبز ولی بی جون و بی رمق ریختند. و هر دو درخت بی برگ آماده زمستان شدند. آن یکی پاییز را به تمامی چشیده و با رنگ رنگ‌ برگ ها چشم رهگذران را نوازش کرده بود. و دومی با مقاومت در برابر فصل برگ ریز بدون هیچ تغییر رنگی از فصل عبور کرد. قصه این دو درخت در پاییز آن سال عبرت روزگار من شد‌، گاهی مقاومت در برابر تغییر و اصرار بر سبزی گذشته رنگارنگ پاییزمان را بی رمق می‌کند.

11 آبان 1400 19:46:24

1 بازدید

kermaninarges_psych

اگر موافقی 💟 را بزن، در واقع یک چرخه است که از خود ما شروع میشه، زیر بنای رابطه ما با کودکانمان از جایی شروع می‌شود که رابطه ما با خودمان چگونه است. اگر میخوایم این چرخه شکسته شود، ابتدا باید غر زدن به خودمون را رها کنیم، سپس به فرزندمان! کار زیاد آسونی نیست، میدونم، گاهی اونقدر به خودمون سخت گیر هستیم که واقعا در بیرون حاضر نیستیم این همه انتقاد نثار کسی بکنیم گاهی اون ایرادگیر درون اون قدر قویه که به راحتی نمیشه از شرش راحت شد، اولین گام شاید شناخت غر غر کردن هاش باشه! #خودشناسی #والدگری #والدین_موفق #کودک_شاد #کودک_لجباز #کودک_بدغذا #کودک_پرخاشگر

12 دی 1400 11:45:15

14 بازدید

نرگس کرمانی

0

0

نمازم را خوندم و تو ذهنم داشتم ترتیب کارهایی را که دارم تند تند مرور میکردم تا به ترتیب انجام بدم، روز خیلی شلوغی بود و فردا شلوغ تر، اومد تو جا نمازم، گفت اینجا ماشین سواریه، می خواست بشینه توی چادرم و با بازی که از خودش اختراع کرده مهر ها را زیر چادر قایم کنه! هنوز هم لیست کارهام تو ذهنم ردیف شده بود. و دلم میخواست سریع پاشم. یه لحظه نگاهش کردم، احساس کردم چه قدر زمان با بچه ها کنده! انگار تمام دنیا وامیسته و فقط اون لحظه و اون بازی مهمه! کارهای به ظاهر مهم ما چه قدر غیر مهم هستند در برابر لذت لحظات! نشستم، شاید کمتر از ده دقیقه طول کشید، #لذت_لحظات #منتالیزیشن #نگاه_به_درون #فرزندپروری_آگاهانه

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

kermaninarges_psych

نرگس کرمانی

0

0

نمازم را خوندم و تو ذهنم داشتم ترتیب کارهایی را که دارم تند تند مرور میکردم تا به ترتیب انجام بدم، روز خیلی شلوغی بود و فردا شلوغ تر، اومد تو جا نمازم، گفت اینجا ماشین سواریه، می خواست بشینه توی چادرم و با بازی که از خودش اختراع کرده مهر ها را زیر چادر قایم کنه! هنوز هم لیست کارهام تو ذهنم ردیف شده بود. و دلم میخواست سریع پاشم. یه لحظه نگاهش کردم، احساس کردم چه قدر زمان با بچه ها کنده! انگار تمام دنیا وامیسته و فقط اون لحظه و اون بازی مهمه! کارهای به ظاهر مهم ما چه قدر غیر مهم هستند در برابر لذت لحظات! نشستم، شاید کمتر از ده دقیقه طول کشید، #لذت_لحظات #منتالیزیشن #نگاه_به_درون #فرزندپروری_آگاهانه

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن