پست های مشابه

chamran_kids

برشی از کتاب "تو برای من عزیزترینی" را بشنوید👆🏻🤗🔊 . در این یادداشت میخواهم علاقه و احترام قلبی خودم را تقدیم به نویسنده، تصویرگر، مترجم و انتشاراتی کنم که مجموعه کتابهای پانچلو را خلق کردند. یک مجموعه ی ۵ جلدی که وقتی هر کدامشان را میخوانی به فکر فرو میروی. هیچ وقت با خواندن کتاب های بچه ها حسی به این عمیقی را تجربه نکرده بودم. شاید چون به گفته ی دست اندرکاران کتاب، خواندنش به ۷ تا ۷۷ ساله ها پیشنهاد میشود. . ماجرای کتاب ها درباره ی دهکده ای به نام "ومی کی ها " است که آدمک های چوبی کوچکی در آن زندگی می کنند. همه ی آدمک ها را نجاری به نام ایلای ساخته. مردم چوبی دهکدهِ در این ۵ کتاب، ۵ ماجرای جالب را تجربه می کنند. . انگار آدمک های چوبی خود ماییم که هر بار گرفتار چیزی میشویم. در دل تمام ماجراها پانچلو که شخصیت اصلی داستان است تنها یا به همراه دوستانش سراغ ایلای میروند، این رفتن ها بعضی مواقع خیلی دیر است و کار از کار گذشته و بعضی مواقع هم درست و به موقع است. . من شخصا عاشق مکالمات ایلای با پانچلو هستم، انگار واقعا خدا در آن لحظه دارد با خود من صحبت میکند. به خصوص جایی که ایلای چشم به پانچلو که سرش پایین و شرمنده است دوخته و میگوید: پانچلو من تو را همانطور که هستی دوست دارم، اشتباهت تو را از چشم من ننداخته...! . و چقدر داستان‌های این کتاب ها به درد این روزها و شب های ما میخورد... . پ. ن: قطعا نمیتوان از بچه ها انتظار داشت با خواندن این کتاب ها به دریافت هایی که ما میرسیم برسند. آنها صرفا با یک داستان جالب طرف هستند، داستانی که ممکن است بتوان با بچه های بزرگتر( بالای ۹ سال) دقایقی راجع به آن گفت و گو کرد. . ❗راستی همین الان این پست رو سیو کنید و برای دوستاتون بفرستید😉 . ⭕میتونید مجموعه کتاب پانچلو رو از صفحات زیر تهیه کنید، بهشون دایرکت بدید🤗👇🏻 @mehrsa_pub @ketabpark @namayeshgah_ketab_koodak @nojavan_namayeshgah_ketab . #برشی_از_یک_کتاب #کتاب_خوانی#نشر_مهرسا #معرفی_کتاب_خوب #مجموعه_پانچلو #تو_برای_من_عزیزترینی #کتاب_کودک_نوجوان

02 اردیبهشت 1400 12:16:45

0 بازدید

chamran_kids

🙆 بچه قراره در مدرسه چه کار کنن؟ درس بخونن خب بعدش چی؟ درس بخونن، درس بخونن و درس بخونن ‌ و اینطوری میشه که بعد از دیپلم، دیگه غیر از دانشگاه رفتن نمیتونن کاری بکنن چون در طول ۱۲ سال یا بیشتر یادنگرفتن و تمرین نکردن کار دیگه ای بکنن. ‌ دخترهای کلاس دومی در طول هفته یک بار پروژه هنر، یک بار پروژه آشپزی، پروژه خیاطی، پروژه نویسندگی و اردو دارن. برگزاری پروژه ها نه تنها باعث نشده بچه ها از درس عقب بمونن، بلکه باعث شده درسشون روند بهتری پیدا کرده و تثبیت هم بشه. کاش این فرصت رو به تمام بچه ها بدیم، فرصت درخشان زندگی رو.... ‌ #پروژه #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مهارت #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

12 آذر 1397 07:13:29

0 بازدید

chamran_kids

🌱امام جون🌱 خیلی برای نسبت ایجاد کردن بین امام خمینی و بچه های ۵ ساله برنامه ای نداشتیم. یعنی اگر برنامه ریزی هم میکردیم ممکن بود چیز درست و حسابی از آب درنیاید. ولی خود امام انگار برنامه های دیگری برای ایجاد نسبتهای جالب بین خودش و این بچه های کوچک داشت. ‌‌‌‌‌‌ . ‌🔹️همان سال اول پسری وارد حسینیه کودک شد که به امام میگفت "امام جون" و این اسم در بین بقیه بچه ها جا افتاد. این شد اولین نسبت مهربانانه بین امام و بچه های کوچک. بچه هایی درست همسن خودم، آن زمانی که اولین نسبتم با امام شکل گرفت.‌ ‌ . 🔹️🔹️دومین نسبت وقتی شکل گرفت که بچه ها خواستند عکس" امام جون" را ببینند و ما یکسری عکس های امام در حال لبخند و کنار بچه های کوچک را به آنها نشان دادیم. کلی داستان ساده راجع به عکسها گفتیم از اینکه امام جون چقدر بچه هارا دوست داشته و مراقبشان بوده است. ‌‌‌‌‌ ‌ .🔹️🔹️🔹️سومین نسبت بین امام و بچه ها وقتی شکل گرفت که بچه ها به خانه امام جون رفتند. خانه ای بزرگ و بدون هیچ وسیله اضافی( حسینیه جماران). آنجا کلی دویدند، کله معلق زدند، خوراکی خوردند و اینقدر بالا و پایین پریدند که اعتراض مسئولین جماران بلند شد که اینطوری به این مکان بی احترامی میشود. ‌‌‌‌‌‌ ‌🔹️ در حالیکه ما معتقد بودیم بچه ها دارند نسبتشان با امام را در بازی کردن محکم می کنند. و البته تمام روز دنبال امام جون گشتند و ماهم جواب واضحی ندادیم. ‌ فقط در این حد راهنمایی کردیم که الان اینجا نیست. وقتی برگشتند با چه ذوق و شوقی برای بقیه تعریف کرده بودند: امام جون خونش خیلی بزرگ بود. اجازه داد هرچی میخوایم تو خونش بدویم و خوراکی بخوریم، فقط امروز خودش، خونه نبود.... ‌‌‌‌‌ ‌ و بعد از آن امام یکی یکی و هر سال با بزرگ شدن بچه ها نسبتهای جدیدی بین خودش و آنها ایجاد کرد. با هر سال دعوت کردن آنها به خانه بزرگش، به راه دادن آنها به آن یکی خانه اش( مرقد)، به نگاه کردن چشم در چشم آنها از بالای تخته، با شور و هیجانی که به برنامه های دهه فجر بچه ها داد و با خیلی چیزهای دیگر. 🌱🌱 ‌‌‌ ‌ و ما هر سال منتظریم" امام جون" نسبت جدید و جذابی را بین خودش و بچه های ۴ سال تا ۱۱ ساله چمرانیمان ایجاد کند ممنون امام جون ممنون که از بالای تخته و روی دیوارها همچنان حواست به ما و تمام بچه هایت است.... ‌‌‌‌ .#امام_جون #خونه_دوست_داشتنی #پدری_مهربان #نسبت_ما_با_امام #بچه_های_شهید_چمران #حسینیه_کودک #اردوی_جماران

17 خرداد 1399 12:25:56

0 بازدید

chamran_kids

سرنخ خودت رو پیدا کن😎🧐 . گنج یابی یکی از فعالیت های هیجان انگیز و فوق العاده هست که برای هر سنی از بچه ها جذابه اما نکته مهم اینه که وقتی مخصوص پسرهای کلاس پنجمی باشه، مسیر پیچیده تر و سخت تر میشه😅🤩 . مثلا در این گنج یابی⬆️، پسرها به گروه های سه نفره تقسیم شدن و باید هرگروه سرنخ ها و گنج خودش رو کشف می‌کرد، البته سکه های راهنما هم داشتند که هروقت به مشکل خوردند، به کمکشون بیاد😁 . ✅حالا جالب اینه که بچه ها در خلال این فعالیت، تونستند معماهای علوم،ریاضی، اندازه گیری با متر و ساخت اوریگامی و کار گروهی حرفه ای رو هم تجربه کنند🤗 . پ.ن: این فیلم بخشی از گنج یابی پسرهای کلاس پنجمی چمران هست که در اردوی پارک به همراه عموشون انجام دادند😊 . ⭕این پست رو ذخیره کنید و برای والدین و معلم ها بفرستید🌱 . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #گنج_یابی #ریاضی_دبستان #علوم_پنجم_دبستان #بازی_درسی #آموزش_بازی_محور #کلاس_پنجم #پسران_چمرانی

08 آذر 1400 11:44:04

0 بازدید

chamran_kids

💡 زنگ و ساعتی به اسم علوم نداشتیم اما تمامی مفاهیم ارائه شده در کتاب علوم کلاس دوم را در قالب پروژه ها با بچه ها کار کردیم. حالا که فصل مرور رسیده، هر کلاس دومی مربی یک فصل شد...با انجام آزمایش های علمی، یکی از فصل های کتاب علوم را برای دوستانش مرور می کند. #علوم #کلاس_دومی_ها #چمرانی_ها #حمزه_دوران #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

21 اردیبهشت 1398 06:35:30

0 بازدید

chamran_kids

📖 رد پای نارنجی در کلاس دوم هم طرف دار دارد. این بار برای کشف یک قانون.... پسرها اول دنبال رد پاها گشتند. بعد از پیدا کردن همه ی کارت ها، آنها را بر اساس نشانه های مشترکی که داشتند، مرتب کردند. ‌ صفحه را که برگرداندند، رد پای نارنجی از کلاس دومی ها یک درخواستی داشت! #کلاس_دومی_ها #قانون #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #چمرانی_ها

12 اسفند 1397 07:27:21

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🌟 بازی و قصه همیشه لذت بخش ترین کار دنیا برای بچه هاست. پس می تونیم خیلی مسائل رو با بازی و قصه برای بچه ها لذت بخش کنیم.  بچه های ادبستان یک ساعت در هفته، تدبر در قرآن دارند. باهم قرآن می خونند. عمو برای بچه ها یک قصه می گوید و بعد باهم بازی می کنند... مثل قصه ی اجازه ی گرفتن و بازی اجازه گرفتن... ... یک سری موجودات از تاریکی استفاده کردند و خورشید را دزدیدند. اما آدم ها تصمیم گرفتند مبارزه کنند و زمین را روشن کنند‌. ‌ اما دوباره همه جا تاریک شد. این بار یک اتفاقی افتاد. یک آدم خیلی خوبی گفت: ما می تونیم برای جبران کارهای اشتباه مان، یک جمله ی سحر آمیز بگیم: ببخشید. شما هاهم اگه این جمله رو بگین این دشمنا یواش یواش ضعیف میشن. ‌ همه خوشحال شدند. جوری شده بود که وقتی بچه ها باهم دعوا می کردن، سریع میگفتند ببخشید و همه چیز حل می شد. گذشت و گذشت تا اینکه اون موجودات متوجه این جمله ی سحر آمیز شدند. ‌ هی بچه ها باهم دعواشون می شد دیگه کسی ببخشید نمی گفت. موجودات تاریکی خیلی خوشحال بودن، که نقششون گرفته‌. و ... #قرآن #طرح_درس #کلاس_دومی_ها #قرآن_برای_کودکان #هفت_سال_دوم #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🌟 بازی و قصه همیشه لذت بخش ترین کار دنیا برای بچه هاست. پس می تونیم خیلی مسائل رو با بازی و قصه برای بچه ها لذت بخش کنیم.  بچه های ادبستان یک ساعت در هفته، تدبر در قرآن دارند. باهم قرآن می خونند. عمو برای بچه ها یک قصه می گوید و بعد باهم بازی می کنند... مثل قصه ی اجازه ی گرفتن و بازی اجازه گرفتن... ... یک سری موجودات از تاریکی استفاده کردند و خورشید را دزدیدند. اما آدم ها تصمیم گرفتند مبارزه کنند و زمین را روشن کنند‌. ‌ اما دوباره همه جا تاریک شد. این بار یک اتفاقی افتاد. یک آدم خیلی خوبی گفت: ما می تونیم برای جبران کارهای اشتباه مان، یک جمله ی سحر آمیز بگیم: ببخشید. شما هاهم اگه این جمله رو بگین این دشمنا یواش یواش ضعیف میشن. ‌ همه خوشحال شدند. جوری شده بود که وقتی بچه ها باهم دعوا می کردن، سریع میگفتند ببخشید و همه چیز حل می شد. گذشت و گذشت تا اینکه اون موجودات متوجه این جمله ی سحر آمیز شدند. ‌ هی بچه ها باهم دعواشون می شد دیگه کسی ببخشید نمی گفت. موجودات تاریکی خیلی خوشحال بودن، که نقششون گرفته‌. و ... #قرآن #طرح_درس #کلاس_دومی_ها #قرآن_برای_کودکان #هفت_سال_دوم #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن